بیایید سوم شهریور را بخاطر ایستادگی و شهادت سه سرباز سرافراز ایرانی ، در مقابل قوای تا بن دندان مسلح روس در سوم شهریور 1320 "روز جلفا " نام گذاری نماییم

ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۶, جمعه

جذب سرمايه نيازمند ايجاد انگيزه هاي كافي در سرمايه گذار است


به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)منطقه آذربايجان شرقي، ارسلان فتحي‌پوردر ديدار با مسئولان و مديران منطقه كليبر به مناسبت هفته دولت اظهار داشت: سرمايه‌خواه براي اينكه سرمايه‌گذار را به سوي خود بكشاند بايد انگيزه كافي را در وي ايجاد كرده باشد.
وي تصريح كرد: لازمه اين كار اين است كه سرمايه‌خواه خودش تحليل و چشم‌انداز مناسب، شفاف و روشن با همه متغيرهاي ريز و درشت تاثيرگذار بر پروژه مدنظر سرمايه‌گذاري داشته باشد تا به محض پيدا شدن سرمايه مناسب و سرمايه‌گذار، بدون كوچك‌ترين و كم‌ترين اتلاف وقت، سرمايه‌گذار با انگيزه دو چندان و با شناخت واقعي و تحليل درست اقدام به سرمايه‌گذاري كند تا جايي كه تهديدها و تطميع‌هاي ديگران نيز نتواند وي را از ادامه مسير منصرف كند.
نماينده مردم كليبر و هوراند در مجلس شوراي اسلامي افزود: من واقعا يكي از مشكلات اساسي در زمينه جذب سرمايه‌هاي خارجي را نداشتن تحليل درست خودمان از وضعيت‌هاي موجود مي‌دانم.
فتحي‌پور بيان داشت: اندكي تامل و دقت كافي است كه نشان دهد شرايط سياسي و بين‌المللي ما چگونه است، جذب سرمايه خارجي در شرايط عادي كاري نسبتا سخت و دشوار است چه رسد به اينكه دشمنان ما شبانه روز در حال رايزني و اعمال فشار و تحريم براي شركت‌هايي هستند كه مي‌خواهند در ايران سرمايه‌گذاري كنند.
وي خاطرنشان كرد: ما بايد بپذيريم كه براي غلبه بر اين فشارها تلاش ما بايد چند برابر ساير كشورها باشد.
رئيس كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي عنوان داشت: مسئله دوم در زمينه جذب سرمايه‌هاي خارجي نقص قانون و احيانا عدم وجود قوانين تسهيل‌ساز يا حتي در بعضي موارد ترافيك قوانين متغير است كه مهم‌ترين آنها تضمين امنيت سرمايه است.
فتحي‌پور ادامه داد: يك سرمايه‌گذار بايد يقين داشته باشد كه اگر در پروژه سرمايه‌گذاري شده سودي هم به دست نياورده باشد حتما ميزان سرمايه انجام شده به طور كامل حفظ و به شخص سرمايه‌گذار عودت داده مي‌شود و بالاتر از آن از سياست‌هاي حمايتي لازم كامل بهره‌مند و برخوردار شده باشد.
وي اضافه كرد: براساس اعلام مجله اقتصادي اكونوميست و بانك جهاني، جمهوري آذربايجان در سال 2008 رتبه اول اصلاحات اقتصادي جهان را به خود اختصاص داده بود كه در نتيجه اصلاح قوانين تاسيس شركت اعلام شد چرا كه مدت زمان اين تاسيس را از 60 روز به 11 روز رسانده بود ضمن آنكه امكان پرداخت ماليات را از طريق اينترنت فراهم كرد و واقعا هم از اين مسئله نتيجه گرفت.
رئيس كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي ابراز داشت: رشد اقتصادي جمهوري آذربايجان در سال‌هاي اخير مديون همين نوع نگرش و رويكرد است.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۱, یکشنبه

ما « مِس » داریم، پس هستیم!

منبع وبلاگ یوخا
http://kh1353.blogfa.com/post-185.aspx
گفته می شود نماینده ورزقان در تلاش برای جذب نیروهای بومی برای سونگون از منظر سخن کلیشه ای « مس مال ورزقان است و دیگران نباید در آن کار کنند.» درآمده و سخنی شبیه آن گفته است
شکل گیری چنان گفتمانی عللی دارد که من به خوبی بر آن واقفم و معتقدم در شرایطی که « ثروت در کشور عادلانه توزیع نشده است.» و در شرایطی که حتی « در اعتبارات و امکانات استانی بین شهرستان های آن عدالت کمرنگ بوده است.» ورزقان حق دارد که دودستی سونگون را بچسبد! هر بار فضای یأس آلودی احساس کردم در آسمان ورزقان که طرح های سونگون کند پیش می رود، یادداشتی را قلم زده ام. حتی داغ تر از کاسه ی ورزقانی ها آن گاه که کارخانه تغلیظ مس کمی پایین تر در خواجه بر زمین خورد، این را به تأکید و تذکر تیتر یک گویا کردیم. مدام تأخیر در اجرای پروژه های سونگون را متذکر شدیم و باز تیتر یک کردیم که « ورزقان در انتظار کلنگ مسئولان » و در رابطه با سونگون و منافع ورزقانی ها در آن قریب ده تیتر یک داشته ایم. بله مس سونگون مال ورزقان است و بر آن حق دارد. اما من اینبار در رویکردی دیگر با نگاه ملی به این موضوع نظری انداختم. جمله ی « مس مال ورزقان است » را با جمله ی « ستارخان مال ورزقان است» بسنجیم! یادم می آید سه سال پیش در سرمقاله ای از ستارخان ـ سردارملی ـ سخن به میان آورده بودم. شهروندی از ورزقان در تماس تلفنی بر من تاخت که ستارخان مال ماست و اهری ها در آن حقی ندارند. فحش هم داد و من اما حرفی نداشتم.
هرچند من کمی پایین تر نگاهم به کل قره داغ است و احیای هویت تاریخی و فرهنگی آن و اما در این فضا کسانی به اختلاف میان اجزای آن دامن می زنند. می گویند اهری ها نباید در سونگون کار کنند. روزی که سونگون کلید می خورد شهرستان ورزقانی وجود نداشت و اعتبارات صرف شده برای سونگون، شهرستان اهر را از عنایت هایِ اعتباریِ بسیاری محروم می ساخت. روزگاری طویل هزاران اهری در روستاهای دورافتاده ی ورزقان معلمی کرده اند و امروز صدها معلم اهری در این شهر خدمت می کنند و از قضا متقاضی انتقال به شهر خود هستند و اما اجازه انتقال نمی دهند و من در عجبم که چرا کسی نمی گوید معلم های اهری باید از ورزقان بروند؟! امروز در کارهای ساختمانی اهر صدها ورزقانی کار می کنند و کسی نمی تواند بگوید و نمی گوید که ورزقانی ها بروند! در بناب هزاران قره داغی کار می کنند. آن هم نه روی معدن که در شغل هایی که بنابی ها با سرمایه ی خود راه انداخته اند و اما خواستار خروج دیگران از بناب نیستند!
در نگاه کلان ملی اما گفتن « مس مال ورزقان است و دیگران در آن حقی ندارند » صحیح نیست. هرچند در عالم واقعیت ناراستی هایی حاکم است که این سخن را توجیه پذیر می سازد و اما در عالم حقیقت سخن نادرست و زشتی است. تصور کنیم که اعتبارات ما تا کنون از پول نفت تأمین شده است و اما ما نگفته ایم و نمی گوییم که پول نفت مال ما نیست! و مناطقی که با نفتِ آن ها کشور اداره می شود، نمی گویند نفت مال ماست و دیگران در آن حقی ندارند!
یادم می آید در جمعی که مسئولان اهری و استانی بودند، ضمن اشاره به بی عدالتی در امکانات ملی صریح گفتم که در کشور ایران تنها یک چیز عادلانه توزیع شده است و آن پرچم شهیدان است. یعنی چون جنگ شد همه احساس وظیفه کردند. از روستای دورافتاده ای در ورزقان تا مشهد و زاهدان! اما پس از جنگ که دوران سازندگی و آبادی رسید، عدالت غیبت معناداری یافت.
من در یادداشتی بر این موضوع وارد شده ام و از همه می خواهم کمی افق دیدمان را بالاتر ببریم. ورزقانی بسازیم که هزاران بیکار آذریِ دیگر به این منطقه هجوم بیاورند و کار کنند. وقتی ورزقانی چشم دیدن اهری را در سونگون نداشته باشد، کرمانی حق می یابد که با کنسانتره ی سونگون اشتغالزایی کند! قره داغ منابع مس فراوان دارد و معادن بسیار دیگر. اگر فعالانه و مدبرانه وارد عمل شویم، دیگر لازم نمی شود ورزقانی و اهری روی معدن کار کنند،‌ بلکه در به در دنبال کارگر می گردند. کمی بزرگ تر اندیشه کنیم.
و اما یادداشت متفاوت من در ادامه ی مطلب که امیدوارم به کسی برنخورد و چنانچه برخورد پیشاپیش پوزش می خواهم.
نماینده ورزقان نیز بخواند
ما « مِس » داریم، پس هستیم!
گفته می شود نماینده ورزقان از منظر سخن کلیشه ای « سونگون مال ورزقان است و اهری ها نباید در آن کار کنند.» وارد شده و سخنی شبیه آن بر زبان آورده است.
سال ها پیش پوستری در چهاراه مرکزی اهر اشتغالزایی هزاران نفری سونگون برای مردم شهرستان اهر را نوید می داد ( البته آن روز هنوز ورزقان به شهرستان ارتقا نیافته بود) و بیکاران اهری را امیدوار می ساخت. چرا که گفته می شود سونگون حدود 400 میلیارد تومان خرج روی دست شهرستان اهر گذاشته بود و عصاره ی سخن در مراسم کلنگ زنی فاز دوم تغلیظ مس سونگون ـ 13 خرداد 88 ـ از زبان نماینده تبریز درآمد. رضا رحمانی گفت: « پیش تر هر وقت صحبت از بودجه و اعتبار برای اهر و ورزقان می شد، می گفتند این ها مس دارند و به همین دلیل یک پروژه ی درست و حسابی به این مناطق داده نشده است..» چه نیک تأکید می کند فرماندار اهر که « اهر تکلیف پدری خویش را برای اجزای ارسباران به خوبی ادا کرده است.» و چنین است داستان سد عظیم خداآفرین که مطالعات آن به نام اهر کلید خورده بود. یا جاده ی مرزی به نام این شهرستان راه افتاد و این همه در حالی است که در بخش مرکزی، حتی از راه اصلی این شهر به مرکز استان نیز غفلت شد و حالا راه های روستایی اش در کارند. روستاهایی که درصد قابل توجهی از جمعیت خود را کوچ داده اند. حال اهر چنان است که حال ورزقان! یکپارچگی بخش های دیار قره داغ چنان است که امروز هم حتی جوانان آگاه ورزقانی برآن تأکید دارند و جایگاه اهر را محترم می دارند. این رویه ی نامیمونی است که از موج آفرینی و موج سواری های انتخاباتی به جا مانده است. اهری در سونگون کار نکند و کنسانتره اش در کرمان به اشتغالزایی بپردازد. مگر چند اهری در سونگون کار می کنند؟ ورزقان 20 سال پیش قریب یکصدهزارنفر جمعیت داشت و با « نرخ طبیعی رشد جمعیت » امروز باید جمعیت اش به دویست هزار می رسید. پس کجا رفتند هزاران ورزقانی؟ چرا کسی به فکر ماندن آن ها در موطن مادری شان نبود؟! به جای بازی با احساسات و موج سواری تبلیغاتی شایسته آن است که علاوه بر توسعه ی تغلیظ مس، در فکر صنایع تبدیلی مس در منطقه باشیم تا هزاران ورزقانی و اهری در آن کار کنند. وقتی نمایندگان تبریز می گویند « آذربایجان حس داشتن مس را ندارد.» چگونه برخی حس داشتن آن را برای اهری ها ( که خود روی کمربند مس نشسته اند ) نمی پسندند! چه قدر زشت است دور خواستن دو همسایه و به عبارت بهتر دو برادر! روزگاری که خصم دون در خوزستان شهرها را خونین می ساخت، جوانان ورزقانی و اهری نگفتند به ما مربوط نیست. و خراسانی و گیلانی نیز! امروز در سوز سرما خانه های گرمی داریم به برکت نعمت « گاز » که با لوله از خوزستان می آید. و خوزستان نمی گوید « گاز » مال من است و نفت نیز! پس چه زشت و احمقانه است که در گوشه ی میهن من بگویم مس مال ورزقان است!! هرچند شکل گرفتن این سخن عللی دارد که یکی بر بی عدالتی در توزیع اعتبارات و امکانات در سطح کشور و استان معطوف است!! داستان دیروز ورزقان، قصه ی امروز هوراند است و با اندکی انصاف دقیق شویم تا دریابیم که تنها جریده ی چاپ اهر و البته ارسباران چه قدر بر حق ورزقانی ها بر سونگون قلم زده است! در همین جریده غم هوراند بیش از اهر نمود دارد! ارتقای هوراند به شهرستان را از نماینده ی اهر و هریس می خواهد و بی شک تبدیل ورزقان به فرمانداری برای اهر و اهری ها خوشحال کننده بوده است. حال نماینده ی اسبق این حوزه در مجلس با اشاره به روز تشکیل شهرستان ورزقان ـ 11 دی ماه 1380 ـ می گوید« این روز،دیگر در تاریخ ورزقان تکرار نخواهد شد بدین خاطر هم خیلی برای ما عزیز و بزرگوار است ایکاش همه ساله سالگرد این روز، بزرگ گرفته شود و نسل به نسل و سینه به سینه تاریخچه پر فراز و نشیب آن منتقل گردد.»
آبادی ورزقان، آبادی اهر است و آبادی اهر، آبادی ورزقان. آن ها که فکر ورزقان را در سونگون سرگرم ساختند، خوب می دانند که سیه رود ورزقان با معدنی در حجم سونگون به جلفا واگذار شد تا بتواند شهرستان شود و ورزقان در حالی به عنوان بخش مرزی به شهرستان مبدل شد که امروز شهرستان مرزی به حساب نمی آید و در توسعه ی محدوده ی منطقه آزاد ارس، نامی از ورزقان در میان نیست! و اما کوته نظریم اگر چشم دیدن گوشه ی دیگر از موطن خویش را نداشته باشیم، به ویژه خواهرمان جلفا باشد. ورزقان از انتخابات ضربه ها دیده و انتخابات ورزقان از سونگون صدمه ها یافته است!! و نیک گفت آن شهروندان ورزقانی که حکایت مس ورزقان چونان نفت برای ایران است! خوان گسترده ی زون معدنی ارسباران ظرفیت معاش کشوری را دارد، پس چگونه است که ما مثل کودکان بر سر آن دعوا می کنیم! یک سوی این زون به جلفا چسبیده و معدن مس مسجد داغی در آن به گفته ی مدیرعامل شرکت ملی صنایع مس ایران در حد سونگون است و یک سر دیگر آن به مشکین می رسد و امروز در « نیاز » آن کار به استخراج رسیده است. و این همه اما مانع از آن می شود که اندکی فکر کنیم به آن ها که از این همه نعمت بی بهره اند و اما مقام ممتاز در نرخ بیکاری، بی سوادی و مهاجرت را چون ما ندارند و غم نان نیز دغدغه ی آن ها نیست! مشکل ما جای دیگری است. درس بگیریم از سرعین که بخش و شهرستان شدنش چند سالی بیش طول نکشید و آیا این را جز مدیون « آب گرم » است و آیا معادن عظیم مس و طلا در ورزقان کم از « آب گرم » سرعین است؟! ورزقان حتی با قهرمان خویش نیز نامدار نیست! سرداری که ملتی را نامدار ساخته است. همایش هم اندیشی برای ورزقان گامی به جلوست و اما به جای آسیب شناسی و ریشه یابی و کنکاش در علل عقب افتادگی،‌ اشتغال چند اهری در سونگون را بزرگ کردن همان طی طریقی است که دیگران پیش تر رفتند و دست خالی بازگشتند!
علیرضا منادی نماینده تبریز در مراسم کلنگ زنی فاز دوم کارخانه تغلیظ مس و کارخانه مولیبدن در سونگون تصریح کرد « باید زمینه ای فراهم شود که فرآوری کنساتره مس در خود استان و منطقه صورت گیرد و اگر فقط درآمد مالیاتی آن به استان واریز گردد بالغ بر 400 میلیارد ریال می شود.» حتی مدیرعامل شرکت ملی صنایع مس ایران اعلام کرد « بعد از راه اندازی پالایشگاه حتی یک گرم کنساتره به جای دیگر نخواهد رفت و حتی کنساتره مس ارمنستان را هم در کارخانه های ذوب سونگون به مس تبدیل خواهیم کرد.» معدن عظیم مسجد داغی در گوشه ی شمال غرب قره داغ نیز چون سونگون است و وی تأکید کرد « باید سریعاً معدن مس مسجد داغی را آماده ی استخراج کنیم و کارخانه ی تغلیظ را راه اندازی نماییم.» و حال تکلیف ما در برابر نعمت عظیمی چون مس چیست؟ آیا نباید به جای مشغول ماندن در بحث بیهوده و پوسیده در فکر صنایع تبدیلی و کارخانه های مرتبط باشیم تا هزاران بیکار به شغل برسند؟ شهروند اهری از معادن مس قره داغ نان نخورد، از کجا بخورد؟! مگر اهری از خاک قره داغ متولد نشده است؟! قبول کنیم در برابر عظمت قره داغ خیلی کوچک هستیم! نگارنده واهمه دارد بگوید که در طرح مسائل خُرد مِسی عمدی در میان است و اما می تواند گفت این بحث ها و این مشغول داشتن ها از عوامل به تأخیر افتادن پروژه های عظیم مس در قره داغ بوده است.
هم اکنون مرکز اکتشافات شمالغرب کشور در اهر مستقر است و رشته کوه قره داغ زون معدنی عظیمی است و به عنوان یکی از مناطق 20 گانه معدنی کشور عنوان شده است. تنوع و ذخائر عظیم مواد معدنی در این منطقه ایجاب می کند که برنامه های اکتشاف و استخراج و راه اندازی صنایع جانبی از ساماندهی مناسبی برخوردار باشد. فاصله ی میان ورزقان تا اهر از فاصله ی شرق و غرب شهر تهران کم تر است و نیز فاصله ی زمانی آمدن از سمت غرب تبریز تا خروجی شرقی آن بیش تر از طی جاده ی اهر ـ ورزقان است. در نتیجه میان این دو شهر فاصله ای نیست و روزگاری با توسعه ی مراکز شهری و شهرک های صنعتی به هم متصل می شوند. در هم تنیدگی اجتماعی و اقتصادی و طبیعی قره داغ تا آن حد است که تصور فاصله و جدایی میان مراکز شهری و مردم این منطقه عبث است. نباید گام های خام کسانی باعث شود که مردم ورزقان تأسیسات مس را اندکی دورتر از شهر ورزقان تحمل نکنند. هرچند مردم ورزقان هم حرف منطقی دارند و می گویند چرا بدون مس کسی به سراغ آن ها نمی آمد! و اما آیا این صحیح است که کلنگ زنی کارخانه مس کمی پایین تر در خواجه مشکل آور باشد؟!‌ مگر خواجه از این خاک نیست؟ مگر خواجه از این میهن نیست؟ مگر مردم خواجه هم کیش و همزبان ورزقان و اهر نیست؟! کلیبر و هریس و ورزقان و اهر همه مس دارند، کارخانه سیمان خداآفرین می تواند هزاران بیکار را شغل دهد و اگر از این کارخانه ها 10 تا باشد، بیکاری در منطقه به صفر می رسد و این کار سخت و بعیدی نیست. با رویکرد منطقی و مدبرانه می توان در زمانی نه چندان دور منطقه ی قره داغ را از صنایع پر ساخت. اندکی بعد معدن نیاز قره داغ در مشکین و مسجدداغی قره داغ در جلفا و حتی سوناجیل در هریس به راه می افتند و آن روز دیگر سونگون شاه بیت چکامه سرایی مسین ما نخواهد بود. ضمن این که قابلیت های سرمایه گذاری و اشتغالزایی قره داغ هرگز در مس محدود نیست و اگر فراتر مس نباشد، فروتر از آن نیست. و اما غفلت داریم از محیط زیست بکر منطقه و جنگل های ارسباران و گونه های منحصر به فرد گیاهی و جانوری در قره داغ که روزگاری چون صنعت به وفور یافتیم، حسرت آن را خواهیم خورد و بی شک نابودی جنگل های ارسباران، نابودی کل قره داغ است!

ه‍.ش. ۱۳۸۸ مرداد ۳۱, شنبه

نماینده کلیبر و هورانددر جمع سفرای خارجی:


به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه آذربايجان شرقي، نماینده کلیبر و هوراند افزود: علاقمندم از اراده ملی سیاسی کشورمان در جهت توسعه روابط سیاسی ، اقتصادی ، تجاری فرهنگی و امنیتی کشورمان با تمامی کشورهای جهان ( به استثنای رژیم غاصب صهیونیستی) سخن بگویم بخصوص با کشورهایی که نمایندگانشان در این جمع حضور دارند.

وی گفت : بنده بعنوان عضو کوچکی از پارلمان بزرگ ایران از جایگاه ریاست کمیسیون اقتصادی اعلام میدارم نظام ما در طول 30سال گذشته با پشت سر گذاشتن بحرانهای متعدد و تحمل انواع دشمنی ها ، تحریمها و شرایط سخت تجربه گرانسنگی را در زمینه های مختلف بدست آورده و توانسته در عین حفظ استقلال سیاسی مسیر رو به پیشرفت خود را ادامه داده و جایگاه عزتمندانه خود را حفظ نماید.

رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی افزود:بعنوان بخشی از سیاست خارجی کشورمان رهبری نظام ما ، دولت ما ، مجلس ما با هرگونه استفاده سیاسی از علم و تکنولوژی و دانش و اقتصاد توسط هر کشوری مخالف است.

وی افزود: نباید تاوان دولتها را ملتها بپردازند ، همه شما بهتر میدانید که با عارض شدن رکود حاکم بر اقتصاد جهانی و متحمل شدن خسارات و ضررو زیانهای اساسی به برخی بنگاهها و شرکتهای تولیدی کشورهای توسعه یافته ، خود این شرکتها با بررسی ها و پچژوهشهایی که انجام داده اند به این نتیجه رسیده اند که برای برون رفت از این بحران در برخی از کشورهای در حال توسعه زمینه مناسبی برای فعالیت آنها وجود دارد که هم میتواند نیازهای کشور هدف را تامین بکند و هم علاوه بر سوددهی ضررو زیانهای قبلی آنها را جبران نماید ، پس با علم به این واقعیت چرا نمیتوانند یافته های خود را عمل کنند ؟ برای اینکه دولت بعنوان قدرت سیاسی مانع انجام این کار میشود و آیا بنظر شما اقتصاد بازار از این ناحیه ضرر اساسی نخورده است این اتفاق در حالی افتاد که همان دولتها در بسیاری موارد بدون توجه به حوزه افکار عمومی اقتصاد دانان ، جامعه شناسان، و نخبگان تصمیم میگیرند به بهانه های واهی به کشوری حمله نموده آنجا را اشغال و برای جبران ضرر و زیانهای به جا مانده از جنگ و اشغال منابع زیرزمینی و انرژی آن کشورها را غارت کنند .
نماینده کلیبر و هوراند در مجلس افزود: به عقیده من چنین سیاستهایی است که اقتصاد جهان را گرفتار این منجلاب کرده و تاوان آنرا در قالب بیکاری ، کاهش قدرت خرید و درصورت ادامه وضعیت موجود ، افزایش تورم به مردم جهان بخصوص اقشار آسیب پذیر و فرو دست کشورهای جهان تحمیل میکنند براین اساس است که ما اعلام میکنیم انحصار را نمی پسندیم
تمامی کشورها را به شکستن انحصار دعوت میکنیم .

فتحی پور در ادمه خاطرنشان کرد: ما یکجانبه گرایی را در هیچ عرصه ای نپذیرفته و اعتقاد داریم در عرصه بین المللی هر فن آوری که به رشد و توسعه کمک کند واقعا باید بین المللی و جهانی بوده و تمامی کشورها حق دسترسی و استفاده از آنرا داشته باشد و هر فن آوری و تکنولوژی که مضر و مخل توسعه و امنیت جهانی باشد ، هیچئ کشوری نباید حق دسترسی و استفاده از آنرا داشته باشد، این پذیرفتنی نیست که عده ای بنشینند و برای کل دنیا تصمیم بگیرند که فلان کشور حق استفاده داشته و فلان کشور ندارد.

وی گفت : ماد رعین حال که تواناییهای خود را رایگان عرضه میکنیم در همان حال هم اعلام میداریم که ما نیازهای هم را در زمینه های مختلف داشته ودر این زمینه ها دست استمداد و دوستی به سوی دوستان خود دراز کرده و از آنها انتظار همراهی و همکاری داریم.
رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی گفت: ظرفیتهای عظیمی برای سرمایه گذاری بخصوص در زمینه انرژی ، صنعت و معدن ، گردشگری و کشاورزی و تجارت داشته و ازتمامی بنگاهها و شرکتهای بزرگ اقتصادی برای مشارکت و سرمایه گذاری دراین زمینه دعوت میکنیم.

نماینده کلیبر و هوراند درمجلس افزود: ما از ظهور قدرتهای اقتصادی جدیدمنطقه ای و جهانی استقبال کرده و تلاش میکنیم ایران را بعنوان یک قدرت برتر اقتصادی به جهان معرفی کنیم و مفتخریم به جمع حاضر اعلام نماییم که همه ارکان نظام ما مردم سالار و ازطریق مراجعه به آرای مردم انتخاب میگردد.

وی گفت : آذربایجان عزیز بعنوان عضوی مهم از پیکره ایران پهناور بخش مهمی از همان سرزمین مستعد و مستحق توجه ایرانی است نقش و سهم آذربایجان و تبریز در تمدن ایرانی و اسلامی و سهم ما در توسعه ، امنیت ، فرهنگ و اقتصاد و تجارت غیر قابل انکار است.

رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی گفت : این کمیسون بسیار علاقمنداست که در خصوص روابط اقتصادی و تجاری از ظرفیتهای همکاران و همتایان خود در سراسر جهان به نحو احسن استفاده نموده و ازطریق مذاکره و سفرهای حضوری و دیداری در جهت توسعه این روابط گام برداشته و کمک شایانی به دولتها کرده باشد و احیانا موانع موجود را برسر راه گسترش این روابط از طریق تصویب و یا اصلاح قانون برداشته باشد.
--------------
به لینک زیر که تصاویری از مسابقات جام ستارخان ورزقان میباشد سری بزنید
http://www.jamejamonline.ir/pics.aspx?newsnum=100914702792

ه‍.ش. ۱۳۸۸ مرداد ۲۷, سه‌شنبه

سفراي 40 كشور جهان در كليبر حضور مي‌يابن


ه گزارش خبرگزاري فارس به نقل از دفتر ارتباطات نماينده مردم كليبر در مجلس، ارسلان فتحي‌پور امروز در بازديد از برخي پروژه‌هاي گردشگري منطقه اين حضور سفرا و سرمايه‌گذاران را فرصتي استثنايي براي معرفي جاذبه‌هاي گردشگري و سرمايه‌گذاري اين منطقه دانست.
وي تصريح كرد: در شرايط كنوني اقتصاد جهان، استفاده مطلوب از فرصت‌هاي پيش رو براي جذب سرمايه‌گذاران در ايران بايد بيش از گذشته مورد نظر مسئولان و فعالان بخش خصوصي كشور قرار گيرد و اين خود كمك مي‌كند تا اينكه توانمندي‌هاي گردشگري اين كشور به تمام سرمايه‌گذاران دنيا معرفي شود.
نماينده مردم كليبر و هوراند در مجلس شوراي اسلامي بيان داشت: سرمايه‌گذاري در بخش گردشگري ارسباران به دليل وجود مزيت‌هايي منحصر به فردي كه دارد زودبازده و در كوتاه مدت قابل برگشت است.
فتحي‌پور عنوان داشت: صنعت توريسم صنعتي سالم، كم هزينه اما پردرآمد است كه بايد با برنامه‌ريزي صحيح در جامعه توسعه يابد.
وي با اعلام اينكه رسانه‌ها اصلي‌ترين عامل توسعه دهنده صنعت توريسم هستند، تاكيد كرد: رسانه‌هاي جمعي اصلي‌ترين نقش را در توسعه، شناسايي و معرفي صنعت توريسم دارند و به خوبي مي‌توانند زمينه را براي اجرا و تكميل طرح‌هاي گردشگري و استقبال توريسم فراهم كنند.
نماينده مردم كليبر و هوراند در مجلس شوراي اسلامي اضافه كرد: توسعه گردشگري از مسائل مهمي كه وابستگي كشور به درآمدهاي نفتي را كم مي‌‌كند و همه‌ متوليان امر بايد به اين مهم توجهي ويژه داشته باشند.
فتحي‌پور ابراز داشت: آذربايجان شرقي با 8 ميليارد تن ذخيره معدني حدود 11 درصد ذخائر معدني كشور را داراست كه پس از كرمان دومين استان داراي معادن عظيم معدني و در استخراج معادن مس پس از كرمـان و يـزد، سومين استان كشور است.
وي گفت: وجود اين ذخائر معدني در مناطق مختلف استان نشان‌دهنده ظرفيت‌هاي بسيار مناسب و بالقوه استان در اين زمينه است كه در صـورت توجه بيشتر تحولات عظيمي در رشد و توسعه اقتصادي و همچنين اشتغال‌زايي استان به وجود مي‌آيد.
رئيس كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي منطقه ارسباران را در آذربايجان شرقي يكي از سحرانگيزترين مناطق كشور و جلوه‌گاه شكوه طبيعت در ايران اسلامي ذكر كرد و افزود: ارسباران با چشم‌اندازي زيبا و كوه‌هاي سر به فلك كشيده با وجود برخي كم‌لطفي‌ها سال‌هاي متمادي بافت طبيعي خود را حفظ كرده و چهره استوارش را براي هميشه تاريخ ماندگار كرده است.
اين نماينده اصولگراي مجلس منطقه ارسباران را با تمام جذابيت‌ها و استعدادهاي بالقوه در بخش گردشگري نيازمند توجه بيشتر و تقويت زيرساخت‌هاي آن در اين زمينه دانست و اظهار اميدواري كرد با مشاركت و سرمايه‌گذاري بخش دولتي و خصوصي در اين بخش شاهد رونق اقتصادي منطقه، ايجاد اشتغال پايدار و گسترش اين صنعت در منطقه ارسباران باشيم.
فتحي‌پور توسعه منطقه آزاد تجاري ارس تا منطقه خداآفرين را نيز يكي از آيتم‌هاي توسعه منطقه برشمرد و اظهار داشت: مسئولان شهرستان كليبر و منطقه آزاد ارس آماده ارائه هرگونه خدمات و ارائه تسهيلات ويژه به سرمايه‌گذاري بخش خصوصي در راستاي سرمايه‌گذاري در صنعت گردشگري هستند.
سنگ مس، آهـك، مواد اوليـه صنعت سيمـان، خاك‌هاي صنعتـي، سنگ گچ، سنگ‌هاي تزئيني و ساختماني، مهم‌ترين مواد معدني در آذربايجان شرقي است.

ه‍.ش. ۱۳۸۸ مرداد ۲۶, دوشنبه

روستای زیبای قره گؤوز


وقتی از مرند بسوی جلفا حرکت میکنید بعد از عبور از ایستگاه روستای زال نرسیده به ورودی دره دیز ، تابلوی کوچکی جلب توجه میکند که روی ان نوشته شده :

روستای قره گوز

این روستا که اکنون خالی از سکنه میباشد توسط کوههایی احاطه شده است و و راه صعب العبوری دارد که ورود به روستا را مشکلتر میکند . روستا دارای مناظر بینظیری میباشد . گرچه دیگر از از صدای کوسفندان و بره ها و صدای مردان و زنان وبچه های ده خبریا اثری نیست و سکوت محض در خانه های خالی و ویران شده حکم فرما است و اطراف چشمه روستا خا لی از دختران کوزه به دست میباشد ، و مردمش به هزاران دلیل در شهرهای دور و نزدیک ساکن شده اند و با شناختی که من از مردم مهربان و فهیم کاردان این روستای زیبا دارم هنوز نیز وقتی از روستایشان صحبت می شود هزاران خاطره گفتنی در سینه دارند و خیلی هایشان نیز هنوز بعد از سالها دوری از روستا ، خودرا وابسته به آن میدانند و حداقل سالی یک بار به آن سر میزنند و بعضی از آنها برای اینکه روستایشان فراموش نشود کارهای کشاورزی و زنبورداری با تمام مشقاتی که دارد در آنجا انجام میدهند . و وقتی صحبت از گذشته های دور روستا بمیان می آید ، با چه حرارتی از روزهایی که روستا از رونقی برخوردار بوده حرف می زنند .

از کسانیکه در باره این روستای وابسته به شهرستان مرند و چسبیده به شهرستان جلفا که عده زیادی از اهالی آن در هادیشهر ساکن شده اند ، مطالبی از ( تاریخ ، آداب و سنن و ....) و همچنین تصاویری ، دارند به آدرس ایمیل اینجانب

Hgsad2003@gmail.com

ارسال یا از ساعت 9 تا 12 با تلفن 09378954036 تماس بگیرند .

مطالب ارسالی بنام خود ارسال کننده در بلاگهای شهرستان جلفا ، ارسباران ، آلبوم شهرستان جلفا و هادیشهر درج خواهد شد . قبلاً از همکاری و نظر لطف عزیزان تشکر و قدر دانی میگردد .

ه‍.ش. ۱۳۸۸ مرداد ۱۶, جمعه

میرزا رسول اسماعیل زاده دوزال


از بخش سیه رود ، شهرستان جلفا ( منطقه ارسباران شهرستان جلفا ) نام آوران زیادی پا به عرصه وجود گذاشته و هر کدام از این بزرگان آثار ی ماندگار از خود بیادگار گذاشته اند ولی بنا بدلایلی ، گمنام باقی مانده اند و حتی در اثر مرور زمان برای بسیاری از مردم محل زندگی خود نیز ناشناس و گمنام گردیده اند . که از آن جمله میرزا علی خرم کردشتی ملقب به معلم کل ، صاحب کتاب درافشان و میرزا طاهر خوشنویس و ابوالقاسم نباتی ( خان چوپان ) عارف و شاعر نامی اشتبینی و....که در حد توان به معرفی این بزرگان هر چند کم ، در پست های قبلی پرداخته ایم . اینک بزرگی دیگر از روستای دوزال را خدمتان معرفی مینماییم و اگر فرصتی پیش بیاید در آینده ای نزدیک شما را بیشتر با این استاد مسلم آشنا خواهیم کرد .


استاد میرزا رسول اسماعیل زاده دوزال عارف و شاعر و نویسنده و مترجم نامی که در سال 1387 ترجمه قرآن مجید ایشان برنده کتاب سال ایران شد و جایزه ای در تالار وحدت تهران توسط رییس جمهور ایران به ایشان تقدیم شد . ایشان عضو افتخاری نویسندگان کشور آذربایجان میباشد . استاد آثار زیادی دارند که بزودی بیشتر در این مورد خواهیم نوشت . با شعری از استاد که در مراسم چهلم پدرشان در مسجد جامع دوزال توسط خودشان قراعت شده به مطلب کوتاه خود پایان میدهیم :


دوست آشينا گليب سني گؤرمه‌يه
گؤروشونه قوربان اولوم، آي دده
دور يولا سال قوناقلارين ((دئيه - گوله))
گولوشونه قوربان اولوم، آي دده
مزاري نين دؤوره سيني گول آليب
دوست ، آشينا گليب ، اله گول آليب
گولون عطرين كربلاده گول آليب
گولشنينه قوربان اولوم ، آي دده



***



سنه اؤلمك هئچ ياراشمير ديريل گل
هر گون بيزه يامان گئچير بير ايل گل
يولون سالما ياندان دده سريل گل
گليشينه قوربان اولوم آي دده



***
نه بيله ايديم بو گؤروش سون گؤروشدور
نه بيله ايديم بو باخيش سون باخيشدير
نه بيله ايديم بو گئديش سون گئديش دير
گئديشينه قوربان اولوم آي دده



***
سن گئده‌نده دئيه - گوله گئديردين
دؤرد طرفين توتموش گوله گئديردين
نه عشق ايله امام (ع) گيله گئديردين؟
بو عشقينه قوربان اولوم آي دده

ه‍.ش. ۱۳۸۸ مرداد ۱۳, سه‌شنبه

هجوم ارامنه ایروان به رهبری انتریانک {آندرانیک} به خوی

لشکر طفر{ظفر} اثر عثمانی بعد از شکست یافتن نصاری و فرار ایشان به جانب ارومیه ایشان را تعاقب کرده و تا کریوه قوشچی که اول خاک ارومیه است رفته بودند که ناگاه از سرحد جلفا تلگرافا به خوی خبر رسید در عشر دویم شهر رمضان اینکه انتریانک{آندرانیک} پادشاه ملیون ارامنه در قبال لشکر عثمانی که به قفقاز داخل شده وارامنه را تعقیب می کردند، تحمل نیاورده، به خیال اینکه هنوز جماعت ارامنه سلماس در آنجا هستند با قریب ده هزار جمعیت از فدائی و اهل و عیال و کوچ و بنه از ایروان به عزم خوی [162 الف] حرکت کرده و سرحد جلفا و ارس عبور به خاک ایران نموده و دو روزه به خوی وارد خواهند شد به خیال اینکه این جماعت نیز با ارامنه و نصاری ایران ملحق شده و یک بر هزار بر قوه ایشان برافزاید، زیرا که خوی فقط در میان فاصله باقی بود و اگر آن فاصله را هم بر می داشتند تمامی ارامنه قفقاز و ایران به هم پیوسته شوند .
باری این خبر به خوی وقتی رسید که در خوی تحقیقا بیشتر از یکصد نفر عسکر باقی نمانده بود و تمام قشون در رکاب الیان پاشا در قوشچی بودند. فقط یک نفر قماندار یوسف بیک نام که عوض شهبندر [رئیس گمرک­خانه] بود با یکصد نفر عسکر در خوی باقی مانده بود. یوسف ضیابیک هم آنچه را که از عسکر و سواره ایرانی ممکن بود با دو عراده توپ و دو نفر ضابط به نوعی به استقبال ارامنه فرستاده گویا روز شانزدهم رمضان بود که خبر رسید که آن عسکر مختصر که به استقبال رفته بودند جمع کثیری از ایشان با یک نفر......
مطلب بطور کامل در اینجا