بیایید سوم شهریور را بخاطر ایستادگی و شهادت سه سرباز سرافراز ایرانی ، در مقابل قوای تا بن دندان مسلح روس در سوم شهریور 1320 "روز جلفا " نام گذاری نماییم

ه‍.ش. ۱۳۸۹ تیر ۳۱, پنجشنبه

سرزميني با اهميت ملي و بين المللي در آستانه نابودي

ارسباران،مه آلود و غمناک:


طبيعت محض در شمال غربي كشور يله داده است. كوه هاي صخره اي سر به فلك كشيده و چمنزارهاي سرسبز تنها گوشه اي از جلوه هاي جذاب ارسباران است. ارسباران منطقه اي با چشم اندازي متفاوت كه از جلگه اي گرمسيري تا كوهستاني سردسير امتداد يافته است. عناصر طبيعت در اين منطقه شگفت انگيز با ساير نقاط ايران تفاوتي چشمگير دارد. بايد در گوش راست گربه اي كه ايران نام گرفته حضور داشت تا از نزديك آن را حس كرد، هواي پر مهرش را در سينه فروداد و از لگد شدن گياهان سبز در زير پا حسرت خورد. همه آنچه در يك سفر مي توان ديد در ارسباران وجود داد. بازديدكنندگان اين منطقه - كه از لحاظ تقسيمات كشوري جزوي از شهرستان كليبر به شمار مي رود- با رضايت خاطر از رنج سفري كه برخود همواره كرده اند، راهي ديار خود مي شوند و اين آرزو را در دل مي نهند كه بارديگر به ارسباران بازگردند.

جلوه اي از حفاظت

ارسباران در سال 52 به منطقه اي حفاظت شده بدل شد. سازمان حفاظت محيط زيست در آن زمان بيش از 80هزار هكتار از اراضي اين منطقه را كه از سيمايي متفاوت تشكيل شده بود به مجموعه مناطق تحت مديريت خود اضافه كرد. درسال 55 اين منطقه عنوان ديگري را نيز به خود اختصاص داد؛ ذخيره گاه زيست كره عنواني بود كه به اين منطقه آذربايجان شرقي اعطا شد. سازمان جهاني يونسكو عرصه هايي كه به دليل برخورداري از شرايط متنوع طبيعي داراي ويژگي هاي منحصر به فردي بودند را در فهرست ذخيره گاه زيست كره گنجانده است.

اما ارسباران در گذشته اي نه چندان دور فراتر از محدوده حفاظت شده امروز بوده است. اين نام به محدوده وسيعي از كناره ارس حد فاصل جلفا تا مغان و بلندي هاي سبلان، بزقوش و سهند اطلاق مي شد اما اكنون به دلايلي متعدد از جمله محدود شدن عرصه هاي منحصر به فرد جنگلي و تجمع قلمرو زيستي عشاير قره داغ، به طور عمده به مرزهاي سياسي شهرستان كليبر، ورزقان و شهر اهر محدود شده است.

ارزش هاي تاريخي

ارسباران از شمال با كشورهاي تازه استقلال يافته آذربايجان و ارمنستان هم مرز است و اين امر سبب گونه گوني سيماي فرهنگي و به تبع آن، تنوع ساختار تاريخي آن شده است. آثار قديمي نظير سنگ نوشته هايي با خط ميخي، قلاع نظامي استراتژيك مهم نظير قلعه سي و قلعه جمهور كه به قلعه بابك موسوم است و پل هاي متعدد باستاني كه روي رود ارس ساخته شده از قدمت كهن و توجه اقوام مختلف به اين منطقه حكايت دارد. امروزه ارسباران بيش از هر چيز با قلعه بابك شناخته مي شود. ساختماني به جا مانده از اوايل قرن سوم هجري قمري كه بر فراز قله سنگي و عظيمي ساخته شده و بيش از 35سال است كه در فهرست ميراث فرهنگي كشور به ثبت رسيده است.

آسياب هاي سنگي و گورستان هاي قديمي گوشه ديگري از آثار تاريخي اين منطقه بي نظير را تشيكل داده اند. همچنين قلعه و دژ معروف طومانيانس نيز كه داستان ها و روايت هاي گوناگوني درباره ساخت و احداث آن بر زبان اهالي محلي جاري است، همچون كوه هاي پا در جاي اين منطقه ريشه در قلب تاريخ دوانده است. پل مشهور خدا آفرين كه بر رود ارس بنا شده نيز همچون ساير بناهاي ارسباران نشان از تمدن كهن آذربايجان دارد.

طبيعت چندگانه
سيماي طبيعت ارسباران بشدت متفاوت است. در روزهاي تابستان، كرانه هاي ارس هوايي نفس گير را عرضه مي كند و در همان زمان تنها چند كيلومتر دورتر بايد از لبا س هاي گرم زمستاني بهره گرفت تا سوز و سرماي مفرط بر مغز استخوان ننشيند.
ماه هاي تير و دي، گرمترين و سردترين ماه هاي سال است، اما در نواحي كوهستاني ارسباران بايد در تير و مرداد هم كنار بخاري شب را به صبح وصل كرد.
كارشناسان، اقاليم گوناگوني را در اين منطقه شناسايي كرده اند. به طور كلي ارسباران را تحت تاثير دو نوع اقليم خزري از شمال شرق و مديترانه اي از جنوب تقسيم بندي كرده اند. كوه هاي كلن و دوغرون با 630 ميليمتر بارندگي در سال و حاشيه رود ارس با 250 ميليمتر به ترتيب بيشترين و كمترين بارندگي سالانه را تجربه مي كنند.
جاذبه هاي طبيعي
اقاليم متنوع سبب شده گياهان و جانوران متنوعي نيز، ارسباران را به عنوان زيستگاه خود انتخاب كنند.
با حركت از حاشيه رود ارس به طرف ارتفاعات جنوبي، نه تنها دماي هوا كاهش مي يابد بلكه پوشش گياهي نيز به سرعت تغيير چهره مي دهد.
گياهان متناسب با هواي گرم و مرطوب و گاه درختي و درختچه اي جاي خود را به علف هاي كوتاه قدي مي دهند كه با سوز و سرما سازگار شده اند. سماق، گيلاس وحشي، زالزالك، تمشك، بلوط، سرخدار، گون، آلاله و پامچال تنها شماري اندك از 755 گونه گياهي است كه در ارسباران شناسايي شده. گياهان اين منطقه از جنبه هاي مختلف زيبايي شناختي، پزشكي و دارويي، خوراكي و آموزشي حائز اهميت است.
جانوران اين عرصه شگفت انگيز نيز از تنوعي بي بديل برخوردارند. چوپان ها از وحشت خرس و پلنگ مدام آوازها مي خوانند و سگ هاي عظيم الجثه گله هايشان را همراهي مي كنند و كشاورزان در بهار از يورش شبانه خرس به كندوها و زمين هاي زراعي گلايه دارند.
سياه گوش، يكي از گربه هاي بزرگ جثه ايران، در اين منطقه زيست مي كند. كل و بز، قوچ و ميش و خرگوش از ديگر پستانداران ارسباران به شمار مي روند. سياه خروس قفقازي مهمترين پرنده اين منطقه است كه تنها در حوزه قفقاز و در ارتفاعات مه گرفته و سردسير به سر مي برد. در مناطق گرمتر حوالي جلگه گرمسيري ارس، قرقاول و دراج جوجه آوري مي كنند.
به طور كلي 39 گونه پستاندار و 103 گونه پرنده در ارسباران زيست مي كنند، اما متاسفانه شمار دقيق خزندگان، دوزيستان و ماهي هاي اين عرصه به دليل ضعف مطالعات و مديريت هنوز مشخص نشده است.
بر لبه تيغ نابودي
بسياري از گياهان و جانوران شناخته شده ارسباران شرايط دشوار زيستي را تجربه مي كنند، به بياني ساده تر به آهستگي از طبيعت منطقه حذف مي شوند. علت كاملا روشن است. ضعف مديريت منطقه طي سالهايي كمتر از 10 سال و فقدان نيروي انساني كارآمد و دلسوز مهمترين دلايل اين امر است.
بنا به اعلام سازمان حفاظت محيط زيست - كه متولي مديريت اين منطقه است - تعداد هفت پاسگاه محيطباني در ارسباران فعاليت داشته اند، اما خبرها حكايت از آن دارند كه ظرف دو سال گذشته دو پاسگاه كلن و خريل تعطيل شده اند. دردآور آنكه پاسگاه كلن به عنوان زيستگاه سياه خروس از اهميت ويژه اي برخوردار است، اما بهانه كمبود امكانات و نيروي انساني باعث شده اين پاسگاه به مخروبه اي بدل شود.
اما از سوي ديگر سازمان محيط زيست با صرف هزينه هايي كلان سعي دارد نسل گوزن را در منطقه احيا كند. اين در حالي است كه سالها پيش گوزن از طبيعت ارسباران حذف شد؛ به اين دليل ساده كه زيستگاه آن مورد هجوم انسان قرار گرفت و شكار بي رويه مجالي براي توليد مثل و تكثير باقي نگذاشت. در منطقه حفاظت شده ارسباران - كه بايد به دلايلي معلوم مورد توجه، حراست و حفاظت باشد - تقريبا هيچ كنترلي ديده نمي شود. شكارچيان براحتي تيراندازي مي كنند، چوپان ها به تعليف گله هاي پرشمار دامها مشغولند و قطع درختان و بوته كني بيداد مي كند. ترميم و احياي باقيمانده زيستگاه منحصر به فرد ارسباران كار دشواري نيست. شناخت ويژگي ها، قابليت ها و به يك مفهوم داشته هاي ارسباران گام نخست است و پس از آن حفاظت عرصه اي كه مردم نيز براي آن دل بسوزانند و در منافع آن شريك باشند. اما گويي هيچكس نگران سرزمين مه گرفته ارسباران و موجودات بي نظيرش نيست.
سام خسروی فرد-روزنامه همشهری
آخرین مطلب وبلاگ انجمن حمایت از محیط ارسباران