بیایید سوم شهریور را بخاطر ایستادگی و شهادت سه سرباز سرافراز ایرانی ، در مقابل قوای تا بن دندان مسلح روس در سوم شهریور 1320 "روز جلفا " نام گذاری نماییم

۱۳۸۹ اسفند ۲۷, جمعه

تبریک ایام شاد نوروز

آغاز سال 1390 خورشیدی را پیشاپیش به شما هموطنان عزیز و شما بیننده عزیز تبریک عرض نموده و هدیه اینترنتی زیبایی را با موزیک شاد تقدیم مینمایم . همیشه شاد و سلامت باشید

۱۳۸۹ بهمن ۱۸, دوشنبه

کلیسای سن استپانوس در استان آذربایجان شرقی


Mohamad Sohrabi 

via کانون ایرانیان by freenewsagency on 2/4/11

http://kanooneiranian.blogspot.com/
http://kanooneiranian.blogspot.com/

یکی از مناظر تاریخی و توریستی شهرستان جلفا که از جاذبه های گردشگری و چشم اندازهای زیبای طبیعی نیز برخوردار می باشد ، کلیسای « سنت استپانوس » است . این بنای عظیم و دیدنی در 17 کیلومتری غرب شهر جلفا ( در مسیر جاده ی مرزی جلفا- سدّ ارس ) و به فاصله ی سه کیلو متری کرانه ی جنوبی رود ارس ، در آغوش گرم و با صفای کوهستان و در میان درّه ی سر سبز شام با قدمتی بیش ازهزار سال آرمیده است . این کلیسا به علّت قرار گرفتن در روستای متروکه ی شام ، با همین نام نیز خوانده می شود و در زبان مردمان محل این مکان را اغلب با نام کلیسای خرابه می شناسند .

نام اصلی این کلیسا از « اسپانوس » که یکی از حواریون حضرت عیسی (ع) و نخستین شهید تبلیغ در راه مسیحیّت بوده ، اقتباس گردیده است . وجود کلیسا در این منطقه حاکی از آن است که ساکنان اولیه اطراف کلیسا ارمنی بوده اند که بعد از آغاز جنگ جهانی اوّل از این منطقه به مناطق دیگر مهاجرت نموده اند . این کلیسا هر سال در یک روز خاصّی ( این روز بر اساس نظر شورای ارامنه تعیین می شود ) مرکز گرد همایی مسیحیان جهان می گردد که با زیارت این مکان با روشن کردن شمع به نیایش و راز و نیاز می پردازند . بسیاری از ارامنه اعتقاد بر این دارند که سنگ بنای این کلیسا توسط یکی از دوازده حواریون حضرت عیسی (ع) بنا نهاده شده و از نظر آنان این مکان فوق العاده اهمیّت دارد .
محوّطه ورودی کلیسا که سربالایی نسبتاً تندی است محل توقّف خودروها می باشد . و در اولیّن نگاه ، در ارتفاعی بالاتر گنبد سنگی کلیسا از میان درختان بلند ، خود نمایی می کند . بعد از طی یک پیچ کوتاه سنگلاخی که در میانه ی آن دروازه سنگی گنبدی شکل با ارتفاع 5 متروبا عرض70/5 مترکه در طرفین آن برجک های استوانه ای است ، کلیسا چهره ی کامل خود را آشکار کرده و رهگذران و مسافران و سیاحان را به گشت و گذار در پیچ و خم تاریخ و در زیر طاق های محکم و زیبای خود فرا می خواند و بعد از گشت و گذاردر زیر طاق ها و تالار های عظیم ، شما را به استراحت و آرامش در زیر درختان بلند و سر به فلک کشیده که در کنار آن جویباری سرد و خنک جاری است ، دعوت می کند تا در این فضای آرام و دل نشین که با رایحه و نسیم روحبخش ارس همراه است ، بتوانی ساعاتی از دغدغه و مشکلات حیات آسوده باشی .
نما و شکل ظاهری کلیسا به جهت مغرب است و در مقابل آن محوطه ای پوشیده از درختان تنومند می باشد ودر میان این محوطه ، استخری بزرگ برای ذخیره ی آب و مکان هایی برای استراحت مراجعین ساخته اند . فضای اطراف کلیسا را درختان بزرگ و قدیمی توت ، گردو ، انجیر ، بادام ، گیلاس ، زرد آلو ودرختان جنگلی و ... پوشانده که لطافت و زیبایی خاصی به ساختمان کلیسا بخشیده است . حصار سنگی دور تادور بنا را احاطه کرده این حصار ، بارویی بلند با هفت برج نگهبانی و پنج پشت بند استوانه ای سنگی شبیه دژهای محکم دوره ساسانی و قرون نخستین اسلام بوده است .
در باره ی تاریخ بنای این کلیسا که یکی از شاهکارهای معماری شمال غرب ایران می باشد ، عقاید و نظرات گوناگونی مطرح شده است . عدّه ای بدون توجه به وقایع تاریخی و تاریخ تطوّر شیوه های معماری بنای آن را تا نخستین سده های مسیحیت پیش برده اند ، و برخی نیز چون ژان باتسیت تاورینه فرانسوی تاریخ بنای آن را به اواسط سلطنت صفویّه نسبت داده اند در صورتی که قرائن و شواهد تاریخی ، شیوه ی بنا ، مصالح ساختمانی به کار رفته ، تزئینات هنری که آن را بوجود آورده ، بیانگر و گواه آن است که این بنا همنوع و همزمان با کلیساهایی نظیر « آختامار » و « تادئوس » در قرن های چهارم تاششم هجری یا قرن های دهم تا دوازدهم میلادی بوده است . سبک معماری کلیسا ترکیبی از شیوه های معماری اورارتو ، اشکانی ، یونانی و رومی است که بعد از به وجود آمدن بناهای عظیم و شگرفی چون اچمیادزین ، تادئوس، آختامار و استپانوس به شیوه معماری ارمنی شهرت یافته است .
محل ورود به کلیسا از وسط دیوار غربی تعبیه شده با دری به عرض یک و نیم و با ارتفاع دو نیم متر ، از جنس چوب که آهن کوبی شده است و به حیث ظاهر شبیه دروازه ی دژهای دوران صفویّه و قاجاریّه می باشد و پایه های طرفین دروازه و بالای آن همه از سنگ تراش ساخته شده و حجاری ها و نقش های دقیقی دارد . قسمتی از سنگ های تراش بالای طاق فروریخته ، امّا طاق و قسمت های پایین تر هنوز سالم مانده است . نقش بر جسته ای از حضرت مریم ( س) و کودکی حضرت عیسی ( ع ) در پیشانی طاق نما ، کنده شده است که طرحی زیبا و جالب و حالتی گیرا دارد . دروازه ی ورودی کلیسا به دالان باریکی باز می شود که از جهت جنوب منتهی به دیر و از جهت جنوب منتهی به صحن کلیسا و ازجهت شرق منتهی به انبار علوفه و اصطبل حیوانات می گردد و هر سه قسمت در سطحی بالاتر از سطح دالان قرار گرفته اند .
بنای کلیسا از سنگ ساخته شده و از سه قسمت مشخص برج ناقوس، نماز خانه و اجاق دانیال تشکیل گردیده است که به تشریح جزئیّات آن می پردازیم :

الف ) برج ناقوس :
این برج بر روی ایوان دو طبقه ای متصل به دیوار جنوبی کلیسا قرار گرفته و دارای گنبدی به شکل هرم و هشت ضلعی است که بر روی هشت ستون استوانه ای از سنگ سرخ با سر ستون های زیبا استوار شده است . پیشانی طاق های بین این ستون ها که پا طاق گنبد برج محسوب می شوند ، با نقوش برجسته فرشته ، صلیب ، ترنج ، ستاره و گل هشت پر زینت یافته ودر سطح ایوان برج ، قبوری از بزرگان آیین دین مسیح به چشم می خورد ودر دیوار ضلع شمالی این برج که بخشی از دیوار جنوبی کلیسا نیز بشمار می آید ، تصاویر بر جسته ای از مریم مقدس و عیسای مسیح مشاهده می شود . و در صحن این قسمت از برج قبور متعددی از افراد سرشناس و بزرگ مسیح دفن شده و این برج در زمان عباس میرزا نایب السلطنه فرزند فتحعلی شاه بازسازی و مرمّت گردیده است . لازم به توضیح است که اکنون این بخش از بنای کلسیا که چشم اندازی جالبی دارد با داربست های فلزی سر پا نگهداشته شده است و سقف ایوان دوم برج ، که در آستانه ی متلاشی شدن است ، در صورت عدم توجه و باز سازی فرو خواهد ریخت . برج ناقوس و کلیسا به منزله ی مأذنه و مسجد می باشد .

ب ) نماز خانه :
نماز خانه بخش دیگری از کلیسا می باشد که در مساحتی به حدود 16 در 21 متر بنا گردیده است . با ورود به فضای داخلی آن ، روزهای باشکوه گذشته آن را کمتر می توان تصوّر نمود . استفاده ی مرمّت گران از اسباب و امکانات دنیای مدرن امروزی که به منظور احیای عظمت دیرین آن انجام می گیرد ، با شیوه معماری و سبک بسیار قدیم آن همخوانی ندارد . روشن کردن دالان ها با چراغ برق و سیم کشی و نصب پریزهای برق بر روی دیوارهای بسیار کهن که چندین صد سال از قدمت آن می گذرد ، از شکوه و ابهت تاریخی آن کاسته است .

درب ورودی نماز خانه در وسط دیوار ضلع غربی آن با عرض 40/1 مترو با ارتفاعی 2متر ( از نمای داخلی 30/2 متر ) ساخته شده است . این در به نام « در هزار تکه » نیز معروف است و گمان می رود این انتساب به خاطر آن است که در ساختن این در از صدها قطعه چوب و گل میخ های فلزی مدوّر استفاده شده است . و در روی آن منبّت کاری با تزئینات بسیار زیبا انجام گرفته و طرح آن از ده ها گل و ستاره هشت پر است که در داخل خانه های هشت ضلعی متقارن قرار گرفته اند . این درب ورودی نماز خانه از جنس چوب ساخته شده و یک لنگه می باشد و روی محور پایه جنوبی حرکت می کند و تصوّر می شود که از آثار چوبی اوایل دوره قاجاریه يا صفويه باشد . حجّاری پایه ها و طاق نماها و زنجیره های جوانب و مقرنس کاری ها و تزئینات طاق سردر ، درنوع خود بدیع و زیبا ست . مقرنس کاری های سر در و نقوش بر جسته اطراف آن به طرزی ماهرانه طرح گردیده که بی تردید از شاهکار های هنری ایران و جهان به شمار می آید . بالای طاق مقرنس و بالاتر از همه ی طاق نماها دیوار غربی را زنجیره ی عریض زیبایی زینت داده است . نقش هایی برجسته از مریم مقدّس ( س) و حجّاری هایی بر روی تمامی دیوار های ساختمان نماز خانه و ایوان و برج ناقوس و اطراف محراب کلیسا مشاهده می شود . در دیوار شرقی نماز خانه دریچه ای به شکل صلیب درمیان سنگ های حجّاری شده قرار گرفته و پرده ای سرخ رنگ با نقاشی های دلپذیر از داستان های کتاب مقدس انجیل ، دیواره های نماز خانه در بر گرفته است .

در دیواره های داخل و خارج کلیسا صدها کتیبه و سنگ نوشته به زبان ارمنی به چشم می خورد که اگر این کتیبه ها به زبان فارسی ترجمه گردد ، بسیاری از حقایق مکتوم این بنا اعم از : تاریخ دقیق بنا و سازندگان آن و اخبار مربوط به اقوامی که در این دیار می زیسته اند ، آشکار خواهد شد . بنا به گفته « رازمیک » نماینده ارامنه آذربایجان در این کلیسا ، اکثر این نوشته ها که در آنها طرح صلیب هم به چشم می خورد ، در سال ها و قرن های گذشته به صورت یادگار نوشته شده و در دیوارهای ساختمان کلیسا نصب گردیده است و در بین این همه کتیبه و سنگ نوشته حتّی یک آیه هم از کتاب مقدّس انجیل وجود ندارد . در بخش ورودی نمازخانه تعدادی مقبره با سنگ نوشته هایی به زبان ارامنه وجود دارد که به جز یکی دو مورد نوشته های آن ها مشخص نیست و قدمت این مقبره ها به بیش از سه هزار سال می رسد .

در این کلیسای سنگی ، فقط یک سنگ نوشته به زبان فارسی وجود دارد که با خط زیبای نستعلیق بر روی چند لوح سنگی مربعی شکل نوشته شده و در مجموع به صورت یک نیم دایره که اطراف آن مقرنس کاری شده در بالای در ورودی و زیر طاق مدخل کلیسا نصب گردیده ومربوط به سال 1246قمری ( 1860میلادی ) می شود . مطالب حک شده در این سنگ نوشته حکایت از آن دارد که عباس میرزا نایب السلطنه فرزند فتحعلی شاه قاجار ، روستای دره شام جلفا را از محبعلی بیگ نخجوانی به قیمت سیصد تومان خریداری نموده و درآمد حاصل از آن را به کلیسای سنت استپانوس و اوجاق دانیال وقف کرده است و دو کتیبه که در طرفین درب ورودی نمازخانه به زبان ارمنی نوشته شده ترجمه همان لوح فارسی می باشد . مطالب درج شده در این سنگ نوشته را عیناً به استحضار خوانندگان گرامی می رسانیم :

بسم الله الرّحمن الرّحیم و هو قدیم .
در عصر سلطنت اعلی حضرت قدر قدرت ، قضا تؤامان ، سکندر حشمت ، دارا دربان ، نواب اشرف ، حضرت نایب السلطنه العلیه ، عباس میرزا ، ارواحنا فداه که خلف ارشد نامدار جمجاه ، ظل الله ، فتحعلیشاه قاجار است ابقی الله عمره و سلطنه و ادام الله ملکه که مرحمت بی نهایت در باره کمترین دعاگو سرکیس ولد استپان خلیفه جلفای من قراء نخجوان داشت ، و گویا که حسن خدمت کمترین در پیشگاه حضور والا جلوه گر شده بود ، بنابر این قریه دره شام را در تاریخ سنه 1246 به این کمترین که دعا گوی دولت ابد مدت شاهی بودم تیول مرحمت فرمودند که صرف اوجاق دانیال (ع) نمایم و دعا گوی عمر و دولت شاه و شاهزاده و امیر زاده ها باشم . در تاریخ سنه 1246 قریه دره شام را از عالیجاه محبعلی بیگ نخجوانی به مبلغ سه صد تومان گرفته ، وقف اوجاق دانیال (ع) ساختیم، که هر کس در این مقام مبارک بعد از این خلیفه بوده باشد اولاً به دولت شاه ایران واجب است دعا نماید . ثانیاً لعنت خدا و نفرین رسول بر آن کس شود که این قریه را بفروشد و یا به بیع گذارد وصرف اوجاق ننماید .
کتبه علی اشرف نخجوانی سده 1247

ج ) اوجاق دانیال :
این اوجاق تالاری است که به دیوار شمالی کلیسا متصل گردیده و عرض آن تقریباً شش مترو طول آن به بیست متر می رسد و از سه بخش مجزا تشکیل شده است : اوجاق دانیال که به وسیله ی یک دیوار از تالار جدا شده است و به نام دانیال که از قدیسین قرن پنجم میلادی است ، نامگذاری شده است . بخش دیگر تالار اجتماعات است که در وسط قرار گرفته و محل غسل تعمید که در انتهای شرقی تالار واقع شده و در آن سکّوی بلندی به چشم می خورد که میز سنگی غسل تعمید در وسط آن قرار گرفته است .
یکی دیگر از قسمت های دیدنی این اثر تاریخی و باستانی که چشم نواز مراجعین می باشد ، گنبد زیبای کلیسا است . این گنبد تماشایی با جلوه ای بسیار عالی ، با پوششی چتر مانند بر روی اضلاع شانزده گانه منشوری قرار گرفته و در هر دو طرف اضلاع شانزده گانه گنبد ، ستون های پیچ دار جالبی با ارتفاع دو و نیم متر مشاهده می گردد و بالای تمام ستون های اضلاع گنبد را ، طاق نماهای گنبدی شکل ، همچون زنجیر گردا گرد گنبد را احاطه نموده است و بر پیشانی هر یک از اضلاع ، در داخل قاب مربعی شکل تصاویر برجسته ای از حواریون و قدّیسان و فرشتگان نصب گردیده و در زاویه ی بین طاق نماها و بالای سرستون ها نقش فرشتگان بر روی سنگ نقر شده است . و بالاتر از طاق نما ها و در زیر چتر گنبد کلیسا باز در داخل قاب های کوچک مربعی شکل تصویر قدّیسان و فرشتگان قرار داده شده که این تصاویر نسبت به تصاویر زیر طاق نماها کوچکتر بوده و در روی آن شکل پرنده ای را که در حال استراحت است ، به چشم می خورد . بر روی هشت ضلع از این گنبد به طور یک در میان ، پنجره های کوچکی به جهت نفوذ نور و روشنایی به داخل کلیسا تعبیه گردیده و بر روی هشت ضلع دیگر که بدون پنجره و روشنایی است با سنگ های سفید و تیره به شیوه شطرنجی در یک سطح عمودی صاف چیده شده اند . پوشش شیب دار گنبد که همانند کلاهک چتری به نظر می آید ، از نمای بالا شبیه ستاره ی 16پر 32 پهلویی رویت می شود که بر روی هر یک از پرّه های آن صلیبی کوچک نهاده اند . امّا بر رأس گنبد که بالا ترین نقطه و اوج کلیسا است و انتهای پرّه های پوشش گنبد به آن متّصل می شود ، صلیبی بزرگ از جنس برنز قد برافراشته است . دردامنه ی گنبد به جای ناودان، مجسمه هایی با طرح سر گاو و قوچ و بز طوری به کار گذاشته شده که آب برف و باران ازدهان آن مجسمه ها به زمین می ریزد . چهار مجسمه ی شیر در پشت بام کلیسا که نماد و مظهرقدرت به شمار می آید ، قرار گرفته که متأسفانه قسمت سر درهر چهار مجسمه از پیکر آنها کنده شده است . دیوار های داخل این گنبد و بخشی دیگر ازقسمت های داخل کلیسا را نقّاشی ها و طرح هایی زیبا و دل انگیز پوشانیده است . زیر گنبد کلیسا قسمت نماز خانه است که به تشریح جزئیّات آن قبلاً اشاره نمودیم .

فرم کلیسا از خارج به شکل مستطیل و از داخل به صورت صلیب است و فضای داخل به صورت صلیب از سه قسمت شامل : ایوان ، نماز خانه و محراب ساخته شده است . ایوان بر روی دو ستون و دو نیم ستون قرار گرفته و در پشت آن و زیر گنبد اصلی نماز خانه کلیسا واقع شده است . محراب نیز در طرف شرق نماز خانه قرار گرفته و ارتفاع آن یک متراز سطح نمازگاه بلندتر است . سمت مشرق که محل طلوع آفتاب است در آیین مقدّس مسیح قبله گاه محسوب می گردد . پایین دیوار محراب از سنگ مرمر و بالای سطح پایینی دیوار را هفت طاق نمای جناغی دو طبقه زینت می دهد . از تزئینات شگرف داخل معبد وجود د و نماز گاه سنگی انفرادی یا خانوادگی با حجّاری های زیبا می باشد که در طرفین شمالی و جنوبی نماز خانه بزرگ قرار گرفته اند .این نماز گاه ها ازآثار دوره ی قاجاریه محسوب می گردد . و نیز در وسط محراب ، یک تریبون سنگی با ابعاد 95 در 170 و با ضخامت 18 سانتیمتر وجود دارد که بر روی یک ستون هشت ضلعی سنگی قرار گرفته و ارتفاع آن ستون با احتساب ضخامت سنگ تریبون 124 سانتیمتر می باشد . به نظر می آید که پشت این تریبون محل قرار گرفتن کشیش بوده و از روی این سنگ صاف و مسطّح برای روشن نمودن شمع استفاده می شده است و غیر از روحانی وکشیش یا خلیفه کسی حق واردشدن به محراب کلیسا را ندارد .

در روی نمای خارجی دیوار شرقی کلیسا ، نقش بر جسته ای از پایان کار حضرت مسیح (ع) و شهید اوّل راه مسیحیت در لوحی به اندازه تقریبی یک متر در یک متر نشان داده می شود . این نقش تصویر برجسته ی عقابی است که برّه ای را با دو چنگ خویش گرفته و به سوی آسمان پرواز می کند . در تمام کتاب های عهد عتیق و عهد جدید ، برّه نشانی از حضرت مسیح (ع) است .
درقسمت جنوبی کلیسا دیری وجود دارد که در هر چهار طرف آن اتاق هایی ساخته اند که طبقات بالای آن برای اقامت استفاده راهبان و روحانیان و خادمین کلیسا و استراحت زائران و مسافران و طبقات زیرین آن محل اصطبل چهارپایان بوده است . و در جانب شرق کلیسا بناهای عمومی و خدماتی نظیر نانوایی و انبار علوفه و اصطبل حیوانات قرار داشته که این بخش از دیربه صورت نیمه ویران رها شده است . این دیر دارای 25 اتاق بزرگ و کوچک در اطراف حیاطی مربعی شکل به منظور تعلیم راهبه ها اختصاص داشته است . برخی از اتاق ها در ضلع جنوبی و برخی نیز در ضلع شرقی حیاط قرار دارند که به وسیله راه پله هایی به اتاق های زیرین خود متصل می شوند و در داخل اغلب این اتاق ها اجاق هایی با سبک معماری خاص و هماهنگ با سایر بخش های کلیسا مشاهده می شود . امّا نمای ظاهری دیر بسیار ساده و متفاوت با سبک و سیاق معماری ساختمان کلیسا است .
این بنای تاریخی به شماره 429 در فهرست آثار ملّی ایران ثبت گردیده و به خاطر قدمت و سابقه تاریخی و مذهبی و شیوه معماری منحصر به فرد آن شانس و اقبال ثبت در آثار جهانی یونسکو را نیز دارد .
به نظر می رسد که مراحل پرونده سازی این بنای تاریخی در حال انجام بوده و در سال 2006 میلادی سه کلیسا برای ثبت در یونسکو پیشنهاد می گردد که این کلیسا یکی از آنهاست . روند باز سازی و مرمت کلیسا حکایت از آن دارد که تعمیرات اساسی و گسترده ای با حفظ سبک شیوه معماری گذشته ی آن ، با همّت سازمان میراث فرهنگی کشور با همکاری شورای خلیفه گری ارامنه در حال اجرا می باشد و اقداماتی در این راستا انجام گرفته است از قبیل : تهیه ی نقشه ی فتو گرامتری با تمام جزئیات آن ، تعمیر قسمت هایی از حصار ، خاک برداری داخل دیر ، تعمیر کلّی پشت بام حجره ها و اتاق ها و ایجاد شیب مناسب در پشت بام آنها ، ترمیم بخشی از دیوارهای فرو ریخته ، تعمیر اساسی پشت بام کلیسا و نماز خانه ، تعمیرطبقه ی اوّل و دوم برج ناقوس ، پنجره های چوبی ، آتش دان های قدیمی و ....

اکتشافات جدید
در سال ۱۳۸۴ کارشناسان سازمان میراث فرهنگی طی مرمت بنا ، بقایای استخوان حواریون و قدیسین مسیح را کشف کردند که طبق روایات تاریخی در این کلیسا نگهداری می‌ شده ‌است . آن ‌ها بقایای استخوان‌ ها را در میان دو طاق کلیسا شناسایی کردند . علاوه بر بقایای استخوانی چند تکه تخته مربوط به جعبه‌ های نگهداری این استخوان ها ، چند تکه پارچه زرد و آجری ، تکه‌ های موم ، گِل اخرا و دانه‌ های کُندر نیز در این محوطه شناسایی شده است . اسقف اعظم و خلیفه ارامنه تهران و شمال ایران با ارزشمند خواندن بقایای استخوانی یافت شده در این کلیسا از احتمال تعلق این بقایا به جسد حضرت یحیی خبر داد .

Hadishahr.com
Wikipedia.org


۱۳۸۹ دی ۲۱, سه‌شنبه

بيانيه واحد بين المللي دانشگاه آزاد اسلامی جلفا به مناسبت دستگيري عوامل ترور شهيد دکتر علي محمدي

در حالي که دشمن چهره پست و رذل و ناجوانمردانه خود را در جنايت جديد خود از دي ماه 88 با ترور شهيددکتر علي محمدي در زيرپرده نفاق و تزوير پنهان کرده بود بار ديگر سربازان گمنام امام زمان (عج)« با آرزوي موفقيت برايشان » توانستند با درايت و سعايت  مثال زدني خود تيم خود فروخته وابسته به صهيونيسم منفور را شناسايي و دستگير نموده نه تنها دل بستگان و خانواده محترم شهيد دکتر علي محمدي وبلکه جامعه  بزرگ دانشگاهي و ملت شريف شهيدپرور ايران را شاد نمايندتا باشد که تسلي خاطر اين عزيزان گردد معتقديم دستگيري اين جنايتکاران بيش ازبيش چهره خونخواران جهان به ويژه اسرائيل جنايتکار را براي ملت دنيا و خودفروختگان داخلي عيان خواهد نمود و براين اساس بر بدخواهان نظام اسلامي گوشزد مي کنيم که ايران اسلامي با وجود جوانان غيور و دانش دوست و دانشمند ديري نخواهد گذشت که برفراز قله هاي علم و دانش دنيا ايستاده و با بهره گيري از علوم و فنون نوين بساط ظلم و تاريکي را از جهان برچيده و عدالت و انسان دوستي را که همانا نويد اسلام ناب محمدي مي باشد بر تمام دنيا ساطع خواهد نمود

     بدينوسيله مجموعه دانشگاه آزاد اسلامي واحد بين المللي جلفا ضمن ابرازخرسندي ازموفقيت سربازان گمنام امام زمان (عج) وزارت محترم اطلاعات اين موفقيت را به حضرت وليعصر عج و همچنين رهبرمعظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي وخانواده محترم شهيدان دکتر علي محمدي و دکتر شهرياري و جامعه دانشگاهي و تمام دانش دوستان ايران اسلامي تبريک و تهنيت عرض   مي نمايد اميد,که در سايه توجهات حضرت وليعصر عج ايران سربلند و سر افراز داشته باشيم.

 

روابط عمومي دانشگاه آزاد اسلامي واحد بين المللي جلفا

۱۳۸۹ دی ۱۷, جمعه

گلسنگ های شناخته شده از ارسباران




سلام
  بدینوسیله  به اطلاع میرساند که فهرست  گلسنگ ها و قارچ های گلسنگزی شناخته شده از ارسباران  که نتیجه تحقیق هایی مستمر  محمد سهرابی  از سال  ۱۳۷۸ میباشد  اخیر  دروب سایت  مایکو-لیک قارچ شناسی-گلسنگ شناسی  ایران قرار  گرفته است.  جهت بازدید به لینک زیر مراجعه فرماید.
------
مدیر سایت : با تشکر از آقای محمد سهرابی همشهرستانی محقق

۱۳۸۹ دی ۱۶, پنجشنبه

سمينار ايجاد مركز بوم شناسي ارس در واحد بين المللي جلفابرگزار شد


همزمان با هفته پژوهش با حضور بيش از 100 نفر از دانشجويان گروه معماري دانشگاه آزاد اسلامي واحد بين المللي جلفا اولين سمينار ايجاد مركز بوم شناسي ارس برگزار شد

آقاي دكتر منوچهر رياحي
متولد 1325 تهران،فارغ التحصيل رشته معماري از دانشگاه فلورانس ايتاليا
و دوره‌هاي تخصصي شهرسازي و محيط زيست از دانشگاه چالمرز سوئد.
دكتر معماري،شهرساز و محقق بين المللي اكولوژي انساني.
عضو هیات علمی و مدیر دپارتمان معماری پایدار
دانشگاه آزاد اسلامی واحد بین­ المللی جلفا


پیشنهادایجاد مرکز بوم ­شناسی ارس در راستای اهداف
توسعه پایدار
با تکیه بر
دستور کار 21    و    ز گهواره تا گهواره
با توجه به اینکه
هر اقدام محلی
که مخل کننده چرخه ­های طبیعت باشد
می­تواند باعث
معضل جهانی گردد
لذا
در تاریخ 5 دی­ماه 1389 آقای دکتر منوچهر ریاحی
با سخنرانی مبسوطی در جهت معرفی

مركز بوم­شناسی ارس
 به عنوان بستر اشاعه
 
" دانش اکولوژیکی "
 در راستای اهداف توسعه پايدار جهت تحول
فرهنگی - اجتماعی و بینش چرخه­اي

براي دستیابی به
" جامعه پایدار "
ایجاد دپارتمان معماری پایدار را در
دانشگاه آزاد اسلامی واحد بین­المللی جلفا
با چشم­انداز ایجاد دوره­های کارشناسی ارشد معماری پایدار با آغاز از مهرماه آینده
در منطقه آزاد تجاری  صنعتی ارس
رسما" اعلام نمودند
مرکز بوم شناسی ارس
با چشم­انداز آموزش پایه برای عموم
بستری دانش محور با مدیریت
دانشگاه آزاد اسلامی – واحد بین المللی جلفا
     براي اشاعه اصول اكولوژيانسانی به:
1    .مسئولین منطقه آزاد ارس                  
 .2    مراکز آموزشی منطقه                         
          3.  تشكل‌هاي مردمي محلی و منطقه ای   
   4. عموم مخاطبان منطقه آزاد                 
برای هدف نهایی

سازگار زسيتن با چرخه هاي طبيعت

۱۳۸۹ دی ۵, یکشنبه

مهار آتش سوزی در جنگلهای ارسباران


در جریان آتش سوزی درجنگلهای ارسباران (که خبر آن در همان موقع در اینجا به اطلاع رسید .) بدنبال درخواست کمک از طرف فرمانداری شهرستان جلفا ، هیئت کوهنوردی هادیشهر با یک اکیب شش نفره ورزیده از کوهنوردان هیئت توسط هلال احمر شهرستان به منطقه اعزام و با تلاش و کوشش فراوان به همراه سایر نیروهای امدادی در کوتاهترین مدت آتش را مهار و خاموش کردند . افراد این گروه کوهنوردی عبارتند از :
آقایان اسماعیل اکنافی ، احمد بدر نژاد ، ولی شاهورن ، نجف ساسانی ، امیر عالی پوررعدی ، امیر ساسانی .
لازم به یادآوری میباشدکه افراد فوق از طرف اداره محیط زیست استان و هلال احمر شهرستان جلفا مورد تشویق کتبی قرار گرفتند.
وب ارسباران و هادیشهر ضمن قدردانی و تشکر از این افراد برایشان سلامتی و روزگاری خوش آرزو مینماید و همچنین از دوست عزیز آقای رضا دهقان بخاطر اطلاع رسانی ممنون و متشکر هستم .
همشهریان عزیز اگر به خبری برخورد کردند که درج آن ضروری بود ، مارا آگاه فرمایند شماره تلفن و آدرس ایمیل در آرشیو وبلاگ هادیشهر موجود است .

معدن کاوی بلای جان طبیعت ارسباران

سبزپرس- گروه محیط طبیعی: در حالی که منابع آگاه از آذربایجان شرقی خبر می دهند که در جنگل های ارسباران مجوز اکتشاف معادن مس داده شده است، مدیرکل اداره محیط زیست آذربایجان شرقی این موضوع را تکذیب کرد.
بیوک رییسی در گفت و گو با سبزپرس در مورد دادن چنین مجوزی گفت: در هیچ جایی در منطقه ارسباران مجوز اکتشاف معدن داده نشده است.
اما در حالی که رییسی دادن این مجوز را تکذیب می کند، منابع آگاه در منطقه می گویند که در مساحتی 6 هزار متر مربعی در میان جنگل های ارسباران مجوز اکتشاف معدن داده شده است. رییسی تاکید کرد: کسی سراغ ما نیامده تا به او مجوز بدهیم.
او در پاسخ به این پرسش که با این حساب اگر از شما تقاضای مجوز شود آیا آن را صادر خواهید کرد، گفت: خیر، هیچ مجوزی در این منطقه صادر نشده است.
اَرَسباران یا قَره داغ یک ناحیه کوهستانی و جنگلی است که در شمال استان آذربایجان شرقی و جنوب رودخانه ارس با وسعت بیش از۷۰ هزار هکتار واقع شده‌است. ابن ناحیه سرزمین پهناوری است که از شمال به رود ارس و از مشرق به مشکین شهر و مغان و از جنوب به سراب و اوجان و از مغرب به مرند و تبریز محدود است و شهرستان اهر را در بر می‌گیرد.
در بیشتر نقاط غربی و شمالی در اطراف دهات وایقان، وینق، آئینه‌لو، حسن‌آباد و دیزمار جنگل‌های کم‌نظیری وجود دارد که به جنگل ارسبارانی مشهور است. حیات وحش متنوع و گونه‌های گیاهی این منطقه از گونه‌های کمیاب است. میوه جنگلی قره‌قات نیز در جنگله‌ای ارسباران به وفور یافت می‌شود
در ارتباط با این موضوع بخوانید:

۱۳۸۹ آذر ۳۰, سه‌شنبه

یلدا در استانهای مختلف

یلدا دختر سیاه موی بلند بالا ، یادگار نام وطن ، میوه پاییزی ایران ، عروس زمستان در راه است . اورا بر سفره مهر بنشانیم و با نسل فردا پیوندش دهیم ، ایرانی بودن و ایرانی زیستن را فراموش نکنیم ، یلدا پیشاپیش فرخنده باد 
یلدا در استانهای مختلف
هندوانه به ‌عنوان نمادی كروی كه برونش سبز و درونش قرمز است و سمبل خورشید محسوب می‌شود، به ‌عنوان مهمترین میوه بر سر سفره چله قرار می‌گیرد.

ایرانیان قدیم شادی و نشاط را از موهبت‌های خدایی و غم و اندوه و تیره دلی را از پدیده‌های اهریمنی می‌پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوری و شب یلدا و سنت های دیگر در واقع بیانگر این حقیقت است كه ایرانیان پس از رهایی از بیدادگری و ستم به شكرانه بازیافتن آزادی، جشن برپا می ساختند و پیروزی نیكی بر بدی و روشنایی بر تاریكی و داد بر ستم را گرامی می‌داشتند.
استان آذربایجان‌شرقی نیز به عنوان یكی از خطه‌های زرخیز ایران زمین برای زنده نگه داشتن این شب بیادماندنی برای خود آداب و رسوم ویژه‌ای دارند كه به پاره‌ای از آنان اشاره می‌شود. اكثر مردم آذربایجان در شب یلدا چیلله قارپیزی (هندوانه چله) می‌خورند و معتقدند باخوردن هندوانه، لرز و سوز سرما به تنشان تاثیر نداشته و اصلا سرمای زمستان را حس نمی‌كنند. در بیشتر شهرها و روستاهای آذربایجان شرقی رسم بر این است كه كسانی كه نامزد هستند در دوران نامزدی در این شب برای نامزدهای خود خوانچه طبق می‌فرستند و اقوام در هر چه بهتر بودن این خوانچه‌ها كمك می‌كنند. محتویات خوانچه‌ها عبارتند از شیرینی، پرتقال، سیب، انار، هندوانه، آیینه و پارچه كه با پولك و تور تزیین می‌شود. هنگام غروب، زنان فامیل هدایایی به رسم یاری به منزل داماد آورده و به جشن و پایكوبی می‌پردازند.
سپس طبق‌های آماده را بر سر افرادی كه معین شده قرار داده و روانه خانه عروس می‌كنند و مادر عروس پس از تحویل طبق‌ها، هدایای مانند پول، شیرینی، جوراب و دستمال به آنها می‌دهد. فردای این شب مادر دختر تمام طبق‌ها را در اتاق میهمان چیده و از زنان فامیل برای صرف میوه و شیرینی دعوت می‌كند. همچنین علاوه بر فرستادن سهم چله برای نوعروس، در نخستین سال ازدواج زوج های آذربایجانی ، پدر عروس قبل از غروب آفتاب سهم دختر و دامادش را كه شامل هندوانه، میوه، آجیل، شیرینی، یك قواره پیراهنی باكفش و چادری روانه منزل آنها می‌كند.
در آذربایجان سابقا كه ارتباطات به این آسانی نبود از اواخر تابستان مقدار زیادی هندوانه و خربزه در تور می‌گذاشتند و آن را از سقف آشپرخانه آویزان می‌كردند تادر هوای آزاد خراب نشود و یا اینكه در كاه قرار می‌دادند. هندوانه مهمترین خوراك شب چله مردم آذربایجان‌شرقی است.
اغلب مردم در این شب برنج، مرغ و آش شیر پخته و بعداز شام نیز از تنقلات موجود در منزل شامل قاورقا (گندم برشته با شاهدانه) آجیل، لبو، هویچ، حلوای گردو انواع میوه، خربزه، هندوانه و خشكبارهایی چون انگور، بادام و سنجد میل می‌كنند. ریش‌سفید خانواده در حالیكه با چاقو هندوانه را می‌برد، می‌گوید قادا بلامیزی بو گئجه كسدوخ (بلایای خودمان را امروز بریدیم) در تبریز پوستهای میوه و آشغالها را در آب روان ریخته و این رفتار را خوب و خوش یمن می‌دانند. بعد از خوردن تنقلات و میوه در سابق بزرگان خانواده به نقل حكایات و داستان‌هایی از حماسه‌های ملی این سرزمین نظیر، اصلی و كرم، بایاتی خواندن و ضرب‌المثل پرداخته و تا پاسی از شب به صحبت و گفت و گو مشغول می‌شوند.
زنان معمولا تا پایان چله كوچك خانه تكانی نمی‌كنند و اعتقاد دارند اگر در طول این دو چله كسی خانه تكانی كند، چله او را نفرین می‌كند و اگر چله كسی را نفرین كند به نكبت و بدبختی گرفتار می‌شود.


شب یلدا در خراسان به شب چله معروف و دارای پیشنیه دیرینه‌ای است و مردم در این شب با شركت در شب نشینی‌های طولانی و خوردن انواع میوه و تنقلات سعی در بهتر گذراندن طولانی‌ترین شب سال دارند. مردم این منطقه برای استقبال نخستین روز از سردترین فصل سال تا آنجا كه توان مالی دارند، در خرید میوه‌های مخصوص شب یلدا مانند هندوانه، انار و خربزه كوتاهی نمی‌كنند.
بردن هدیه به خانه عروس با عنوان شب چله‌ای از دیگر مراسم شب یلدا در استان خراسان به ویژه مناطق جنوبی این استان است. در این شب برای دخترانی كه به تازگی نامزد شده‌اند، ازسوی خانواده داماد، هدایایی فرستاده می‌شود و خانواده‌های عروس و داماد دور هم جمع می‌شوند. در این شب افراد با جمع شدن در خانه بزرگ فامیل، خواندن شعر و داستان، خوردن شیرینی، آجیل و انواع تنقلات، بلندترین شب سال تا پاسی از شب بیدار می‌مانند.
یكی از آیین‌های ویژه شب یلدا در استان خراسان جنوبی برگزاری مراسم كف زدن است. در این مراسم ریشه گیاهی به نام چوبك را كه در این دیار به بیخ مشهور است، در آب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالی به نام تغار می‌ریزند. مردان و جوانان فامیل با دسته‌ای از چوب‌های نازك درخت انار به نام دسته گز مایع مزبور را آنقدر هم می‌زنند تا به صورت كف درآید و این كار باید در محیط سرد صورت گیرد تا مایع مزبور كف كند.
كف آماده شده با مخلوط كردن شیره شكر آماده خوردن شده و پس از تزیین با مغز گردو و پسته برای پذیرایی مهمانان برده می‌شود. در این میان گروهی از جوانان قبل از شیرین كردن كف‌ها با پرتاب آن به سوی همدیگر و مالیدن كف به سر و صورت یكدیگر شادی و نشاط را به جمع مهمانان می‌افزایند.
اما در استان اصفهان نیز از قدیم‌الایام آیین‌های ویژه‌ای وجود داشته كه كم و بیش هنوز هم ادامه دارد.به باور اصفهانی‌های قدیم، زمستان به دو بخش چله و چله‌كوچیكه تقسیم می‌شد كه موعد چله از اول دیماه تا ‪ ۱۰بهمن بود اما چله كوچیكه از دهم بهمن آغاز می‌شد و تا سی بهمن ادامه داشت. البته آیین برگزاری شب چله در اصفهان به دو نام چله زری (ماده) وعمو چله(نر) تقسیم می‌شود زیرا از گذشته تاكنون همه موجودات و اشیاء را بر اساس جنس مذكر و مونث تقسیم می‌كردند. اصفهانی‌ها دوشب را به عنوان شب چله برپا می‌كردند و آیین‌های مخصوص به این شب را به جا می‌آوردند. آیین شب چله در شهر اصفهان خانوادگی برگزار می‌شده است و خانواده‌های اصفهانی با پهن كردن سفره‌یی با عنوان سفره شب چله، این شب را گرامی می‌داشتند.
هندوانه به‌عنوان نمادی كروی كه برونش سبز و درونش قرمز است و سمبل خورشید محسوب می‌شود، به‌ عنوان مهمترین میوه بر سر سفره چله قرار می‌گیرد. از دیگر بخشهای این آیین در اصفهان قدیم پهن كردن تمام البسه و رخت خوابها در هوای آزاد بویژه در مقابل خورشید با هدف خوش آمدگویی به عمو چله و چله زری بوده است.
در استان كرمانشاه نیز كه از شهرهای باستانی و كهن ایران زمین است، شب یلدا از جایگاه ویژه‌ای در میان مردم برخوردار است و همواره با مراسم زیبا و با شكوهی همراه است. مردم استان كرمانشاه براساس آیینی كهن در این شب بیدار می‌مانند تا با شعر خواندن، قصه گفتن، فال حافظ گرفتن و آجیل خوردن با مادر جهان در زادن خورشید همراهی و همدردی كنند. میوه‌هایی نیز دراین شب خورده می‌شود كه به گونه‌ای نمادی از خورشید است مانند هندوانه سرخ، انار سرخ، سیب سرخ و یا لیموی زرد، قصه‌هایی از عشق جاودانه شیرین و فرهاد، رستم و سهراب، حكایت حسین كرد شبستری و خواندن اشعار زیبا و دلنشین شامی كرمانشاهی در گذشته نقل مجالس شب یلدا در كرمانشاه بود.
آن روزها افراد فامیل بنا بر رسمی دیرینه به خانه بزرگترین فرد فامیل كه معمولا پدر بزرگ و مادر بزرگ بودند می‌رفتند و با تكاندن برفهای زمستان از لباس هایشان در گرمای آرامش بخش كرسی فرو می‌رفتند. افراد فامیل بر سر یك سفره باهم شام می‌خوردند و بر روی سفره مخصوص این شب خوردنیهای متنوعی چیده می‌شد.
خوردنی‌هایی از قبیل آجیل، راحت الحلقوم، مشكل‌گشا، شیرینی محلی دست پخت مادر بزرگها به خصوص نان شیرینی معروف نان پنجره‌ای، كاك و نان برنجی، و میوه‌هایی چون انار، سیب و هندوانه كه نگین این سفره بود. یكی از آداب زیبایی كه شب یلدا در استان كرمانشاه وجود دارد گرفتن فال حافظ است كه مردم با اعتقادات خاص خود رهنمودهایش را چراغ راه مشكلات خود در زندگی قرار می‌دهند.همچنین دختران دم بخت با این كار از باز شدن بخت خود در آن سال خبری می‌گرفتند.
مردم استان زاهدان نیز براساس یك سنت دیرینه در شب یلدا در خانه بزرگ قوم خویش گردهم می‌آیند و به قصه‌هایی كه پدربزرگ‌ها و مادر بزرگ‌ها برایشان نقل می‌كنند گوش می‌دهند.
برگزاری جشن‌ها و نشست‌های خانوادگی همراه‌باگروهی از اعتقادات اسطوره‌ای، شبی خاطره‌انگیز را برای خانواده‌های زاهدانی به‌ خصوص كودكان ونوجوانان فراهم می‌كند. گفتن قصه، گرفتن فال حافظ، بازی‌های دسته‌جمعی نظیر گل یا پوچ و بیان لطیفه و خاطره را از سرگرمی‌های شب یلدا در این منطقه عنوان كرد.
اما آیین شب یلدا در استان مركزی از دیرباز در سه شب متوالی باعناوین شب چله‌بزرگه، چله وسطی و چله‌كوچیكه برگزار می‌شده و خویشان و دوستان سفره‌ای از مهر را می‌گشودند و از هر دری سخنی می‌گفتند. یكی ‌از آیین‌های ویژه یلدا، در استان مركزی دیدار و بزرگان و سالخوردگان فامیل بوده‌است.
در شب‌های چله افراد فامیل در همایشی صمیمی دور كرسی چوبی جمع می‌شدند و به قصه‌های بزرگترها گوش می‌دادند. زنان و دختران روستایی در گرگ و میش شب‌های چله در تكاپو و هیجانی خاص ملزومات غذا و تنقلات ویژه این شب را مهیا می‌كردند وبرای گذران ساعات خوش در كنار فامیل لحظه شماری می‌كردند. آنان درسینی‌های قدیمی مسی درفضای دوده‌گرفته آشپزخانه‌های قدیمی، انواع میوه و تنقلات به ویژه هندوانه، انگور، تخمه و نخودچی كشمش، و خرما را مهیا می‌كردند. دراین شب استثنایی پس از صرف شام و خواندن دعای شكر درپای سفره، همگان در كنار هم، از شادی‌ها و غم‌ها، موفقیت‌ها، اعتقادات، امیدها و بیم‌هاشان می‌گفتند.
بزرگترها و ریش سفیدان فامیل در این شب علاوه بر خواندن اشعار حافظ، سعدی و فردوسی خاطرات و داستان‌های كهن ایران زمین را برای اعضای خانواده نقل می‌كردند.
در شب یلدا، بزرگترها با كودكان هم بازی می‌شدند،پر یا پوچ دزد بازی و مشاعره از جمله بازیهایی است كه در شب چله در مناطق مختلف استان مركزی با مشاركت همه اعضای خانواده رواج داشت. این رسومات تا ‪ ۵۰سال پیش در شهر اراك و سایر مناطق استان مركزی به شكلی فرا گیر وجود داشت اما اكنون به ندرت می‌توان چنین جلوه‌هایی را به چشم دید.
یلدای تهران قدیم نیز با میوه‌های تازه فصل پاییز ، میوه‌های خشك شده تابستان آجیل مخصوص، شیرینی و هندوانه به صبح می‌رسید. تهرانیان قدیم درهمه اعیاد خود سنت حسنه جمع شدن افراد خانواده در منزل بزرگتر خانواده را منظور می‌داشتند و همه فرزندان خانواده در منزل مادر و پدر جمع می‌شدند. از سنن یلدای تهران، صرف میوه‌های تابستانی از جمله هندوانه است كه به دلیل نزدیكی این مراكز كشاورزی با تهران، میوه هندوانه در خوراكی‌های شب یلدای تهرانیان قرار گرفته ‌است.
آجیل شب یلدا نیز از دیگر مصروفات تهرانی‌ها است كه تركیب آن نشانی از اعتقاد و تجربه اهالی تهران قدیم به خواص گوناگون میوه‌های خشك شده است كه با عنوان آخشیج (تضادها) كاربرد داشته است. ولی تهرانی‌ها شب یلدا را همه ساله جشن می‌گیرند تا سنت‌های زیبای قدیم در لابلای زندگی مدرنیته شهرنشینیشان حفظ شود.
مردم استان قزوین نیز همچون دیگر هموطنان ایرانی، این آیین كهن را با رفتن به خانه بزرگ‌ترها می‌گذرانند. به عقیده بزرگ‌ترها آوردن میوه‌های مختلف خشك و تر و میوه‌های سرخ فام كه به شب چره معروف است، همراه با خوراكی‌های دیگر شگون داشته و زمستان پر بركتی را نوید می‌دهد.
در بعضی مواقع كه مادر بزرگ‌ها در آوردن تنقلات تاخیر می‌كنند كوچكترها شعر هر كه نیارد شب چره - انبارش موش بچره سر می‌دهند، كه مادربزرگ در آوردن شب چره تعجیل می‌كند. دراین شب اغلب مردم قزوین با خوردن سبزی پلو با ماهی‌دودی و سپس هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله كشمش، گردو، تخمه، آجیل مشگل‌كشا و انجیر خشك، شب نشینی خود را به اولین صبح زمستانی گره می‌زنند.
به عقیده مادر بزرگ‌های قزوینی اگر دراین شب ننه سرما گریه كند باران می‌بارد، اگر پنبه‌های لحاف بیرون بریزد برف می‌آید و اگر گردنبند مراوریدش پاره شود تگرگ می‌آید. یكی دیگر از آداب و رسوم شب یلدا فرستادن خونچه چله از سوی داماد به عنوان هدیه زمستانی برای عروس است. در این خونچه برای عروس پارچه، جواهر، كله‌قند و هفت نوع میوه مثل گلابی هندوانه، خربزه، سیب، به با تزئینات خاصی فرستاده می‌شود.
از جمله آیین‌های شب یلدا در خراسان شمالی آن است كه خانواده‌ها در این شب‌نشینی شب یلدا تفالی نیز به دیوان حافظ می‌كنند كه این‌كار هم معمولا توسط بزرگ خانواده صورت می‌گیرد. آنان دیوان اشعار لسان‌الغیب خواجه شیراز را با نیت بهروزی و شادكامی می گشایند و فال و مراد دل خود را از او طلب می‌كنند. بازگویی خاطرات، قصه‌گویی پدر بزرگها و مادر بزرگها نیز یكی از مواردی است كه یلدا را برای خانواده‌ها دلپذیرتر می‌كند. یكی دیگر از سنت‌های كهن شب یلدا، چله بردن برای خانواده عروس است. با فرا رسیدن شب چله مردهای جوان طبق‌های آراسته میوه، شیرینی و كله‌قند تزیین شده را به رسم هدیه به خانه عروس جوان می‌برند.
این طبق‌های هدیه كه معمولا مسی است و روی آن با سفره‌های قرمز گلدوزی شده پوشانده شده، پر از ظرفهای بزرگ میوه پیچیده در زرورق‌های رنگین با گل و نوارهای مواج می‌شود.
مردانی این طبق‌ها را بر سر گذارده و در پی یكدیگر با شادی و پایكوبان راهی خانه عروس می‌شوند. خانواده دختر نیز به پاس قدردانی و به رسم یادبود لباس‌ و یاقطعه پارچه‌ای را برای خانواده داماد، در سینی خالی شده هدایا می‌گذارند. اگر قبل از شب چله برف باریده باشد برخی از مردم شهر و روستا در این شب با خوردن برف شیره، با شیرین كردن كام با معجونی از بارش زمستانی، با سردی زمستان آشتی می‌كنند. همچنین بزرگترها با دادن حلوا قلقلی از كوچكترها پذیرایی می‌كنند.
حلوا قلقلی از كوبیده شدن مغز گردو، بادام، كنجد و دیگر دانه‌های روغنی تهیه و سپس در شیره انگور نیز خوابانده می‌شود. اما برخی از افراد كهنسال و نیز آشنایان به فرهنگ مردم در خراسان شمالی همه این آیین و مراسم را بهانه‌ها و ترفندهایی برای گردهم آمدن خانواده‌ها، بجای آوردن صله ارحام و رفع كدورتهای احتمالی بین خویشاوندان می‌دانند. آنان بر این باورند كه پیشینیان در هر فصل به بهانه‌ای سعی می‌كرده‌اند تا اقوام را جمع كرده و صلح، صفا و صمیمیت را در بین آنان حكمفرما كنند
منبع وبزز

۱۳۸۹ آذر ۲۶, جمعه

جُنگ عندلیب قراجاداغی (3)

جُنگ عندلیب قراجاداغی (3)
" به اهتمام استاد اسماعیل زاده "
یکی از ارزشمندترین آثار عندلیب قراجاداغی ، مجموعه  است که او در سال 1802 م (1219 ه ق ) فراهم کرده و نمنه هایی از فرهنگ عامیانه ی آذربایجان و سروده هایی از ادبیات سفاهی مردم را به زبان آذری گرد آورده است و این کتاب خطی از آنجاییکه اولین کتاب حجیمی است که نمونه های فرهنگ و هنر مردم آذربایجان را در خود دارد . در تاریخ ادبیات و فولکلور شناسی آذربایجان از ارزش خاصی برخوردار است و کتابی است که صرفاً به منظور گردآوری فولکلور ترتیب داده شده  ، نه به خاطر سودجویی.
در این کتاب خطی که مسخه ی منحصر به فرد آن در لنینگرادنگهداری می شود . نمونه های زیر از ادبیات مردمی آذربایجان وجود دارد:
( حکایت فاطمه و خسرو ، حکایت ابراهیم ، سلیمان ، حکایت خاسپولاد ، حکایت قلندر ، حکایت یوسف و حکایت عبدالله به اضافه سروده هایی مربوط به "کوراوغلو" که در کتاب فوق وجود دارد به آخر  کتابهای " کوراوغلو " که بعد از سال 1915 م چاپ شده اند ، افزوده شده است .
همچنین 19 سروده ِ ضبط شده در این ومجموعه در بخش آخر جلد چهارم کتاب " داستانهای آذربایجان "تحت عنوان " یروده های مستقل " نقل شده است .
از دیدگاه ((کوراوغلو شناسان)) ، کتاب خطی یا به عبارتی دیگر ، جنگ عندلیب  قاراجا داغی ،دومین اثر مکتوب است که سروده هایی از کوراوغلو در آن ضبط شده است .  و اولین کتاب در مورد سروده ( قوشما ) های کوراوغلو ،در سال 1721 م با الفبای ارمنی ولی به زبان ترکی آذربایجانی توسط  یک بازرگان تبریزی بنام ((الیاس مشق )) در تبریز چاپ و منتشر شده  که در آن ، 13 سروده مربوط به ((کوراوغلو ))جلب نظر میکند .
............
ای گؤز ، بو گلن دلبر طنازه نظر قیل ،
بو جان آلیجی شاهد شهبازه نظر قیل ،
دلبرلر آراسیندا بو ممتازه نظر قیل ،
ایمان آپاران چشم چپ اندازه نظر قیل ،
ییخدی ائویمی شوخ سرافرازه نظر قیل .

ای حوری جنت ، قامو انسان سنه پیشکش،
گؤستر اوزونو ، تا اولا ایران سنه پیشکش،
ائتسین سرینی عاشق نالان سنه پیشکش،
ای جانلار آلان ، بو دل و هم جان سنه پیشکش،
قربانین اولوم ، بیرحه پای اندازه ، نظر قیل .

بوینونو اگر سرو خرامان سنی گؤرجک،
جان تازه لنیر دیده ی گریان سنی گؤرجک،
ترسا بچه لر گتدیلر ایمان سنی گؤرجک،
شب ماه، سحر مهردرخشان سنی گؤرجک،
هر ایکیسی ده گلدیله پیشوازه ، نظر قیل .

آیا بو نه قاشدیر ، بو نه گؤزدور، نه علامت ،
واه واه ، بو نه قددیر، بو نه قامت ، نه قیامت ،
یاغی ، بو نه عشوه ، نه کرشمه ، نه ظرافت ،
آلدین جانیمی چم – خمیلن، قالمادی طاقت ،
بیر ائیله دیگین عشوه ایله نازه ، نظر قیل.

گؤرجک بویونو جلوه ده ، ای سرو گول اندام،
جانیمدا منیم قالمادی نه صبر ، نه آرام ،
ائتین من بیچاره نی نا حق یئره بدنام ،
دوران منه گر ائیله مسه ، سن پرینی رام،
ساللام گئده رم آخری شیرازه نظر قیل .

باخ " عندلیبین " ناله ی افغانینا بیر دم ،
رحم ائیله گیلن دیده ی گریانینا بیر دم ،
سیر ائیله ، گؤزوم، دفتر و دیوانینا بیر دم،
خوش قافیه و صحبت و هم سازه نظر قیل.
ادامه دارد

۱۳۸۹ آذر ۲۱, یکشنبه

آیا درد دریاچه !!! .. ارومیه درمان ندارد ؟

روزی روزگاری ، نه چندان دور همین  نزدیکی ها ، هر وقت دلمان می گرفت  ، وقتی هوس دریا میکردیم ، راهی کناره های دریاچه ارومیه می شدیم و آرامش از دست رفته خود را در اثر کار و درگیری های روزانه درکنار این دریاچه باز می یافتیم .......
حال این دریاچه خود آرامش خود را از دست داده است ، بیمار است و دنبال طبیب میگردد ، ولی کوجا ست آن طبیب حاذق که درد این دریاچه را که روزگار زیادی درمان دردهایمان بود ،  درمان کند ، تب جانسوزی به جانش افتاده است و از عطش لبهایش خشک شده و ترک برداشته است و اگر آن طبیب حاذق پیدا نشود باید بجای دریا کویر نمک تماشا بکنیم وحسرت روزهای گذشته را بخوریم و بکودکان مان بگوییم که اینجا روزگاری دریاچه زیبایی بود که ما به این روزش انداختیم .
حالا این دریاچه دارد نفس های آخرش را می کشد
کسیبدی صبریمی هجرینده غم ، نه چاره قیلیم ؟
ییخیبدی کؤنلومو درد و الم ، نه چاره قیلیم؟
تصاویر گویا تر است ، ببینید
این روز ها دریاچه ی ارومیه شاهد غروبی غم انگیز است

عکاس:علی اصغر شادجو

۱۳۸۹ آذر ۱۸, پنجشنبه

آثار عندلیب قراحاداغی - قسمت دوم

حیاط حمام کردشت
آثار عندلیب قراحاداغی
قسمت دوم - به اهتمام استاد میرزا رسول اسماعیل زاده
اشعار
او در تمام قالبهای کلاسیک و فولکلوریک ، غزل ، رباعی ، مخمس ،مسجع ،معشر ، قوشما ، گرایلی ، حیدری و .....شعر گفته است .عندلیب به حق یکی از نمایندگان سرشناس شعرای ترک زبان آذربایجان است . اشعار او از دو قسمت ادبیات شفاهی و ادبیات کلاسیک آذربایجانی تشکیل یافته است . در ادبیات شفاهی یعنی سروده هایی که خوانندگان محلی ( عاشئق ها ) آن را با ساز و گروه نوازندگان می خوانند و این سروده ها مهارت بیشتری می طلبد، عندلیب تواناییو استادی قابل توجهی نشان داده است و هنوز بسیاریاز سروده های او به صورت ترانه های آذربایجانی توسط خوانندگان محلی خوانده می شود .
عندلیب قراجاداغی ، اولین شاعری است که اشعاری در قالب موسوم به "حیدری "(قایتاری ) شعر گفته است و شنوده را در این سبک واله و حیران میکند . او در اشعارش بیش از همه از عماد الدین نسیمی و ملا محمدفضولی ،تاثیر پذیرفته  و حتی بعضی از غزلهای فضولی رابه زیبایی تضمین کرده است .
عندلیب اشعاری به زبان فارسی هم داشته که بدست ما نرسیده است . در غزلهای او گاهی رایحه ِ ی عرفان و درویش مسلکی به چشم می خورد و بعید هم نیست که در دورانی از زندگانی خود به زیاضت و چله نشینی هم روی آورده باشد .در شعری که شرح حال خود را به "حسین خان "بیان می دارد ، میگوید :
دؤندردیم غزیمتیم وطندن ،
 تبریزه و گاه ایروانه ،
 بیر گوشه ی مسجد اولدو منزل ،
احسنت او منزل و مکانه ،
 اُول بقعه ده بیر نئچه زامانلار ،
 توکدوم در اشک دانه – دانه
و گاهی در اشعارش طعم طنز نیز احساس می شود که برای خوشایند و هم صحبتی دوستانش سروده است .
گرایلی لار
اکمیش
سواد وسمه دن قاشیت ،
بت شیرین مقال اکمیش ،
و یا باغ جنان ایچره،
 ایکی سرو شمال اکمیش ،

اگر طاق عبادتدیر،
 ویا محراب طاعت دیر ،
بو بیر اؤزگه صناعت دیر،
کی ، صنع لایزال اکمیش،

مگر تیغ فلک گوندور ،
ویا دیرناق تویغوندور ،
 ایکی شاخ همایوندور،
 جهان ایچره غزال اکمیش،

آچیب یا عندلیبین پر ،
قونوب سروه پرین سیلکر ،
و یا شاهین شکار ایستر ،
چکیلمیش اوجه بال اکمیش،
ادامه دارد ......

۱۳۸۹ آذر ۱۶, سه‌شنبه

ملا علی عندلیب کوردشتی

ملا علی عندلیب کوردشتی ، ملقب به عندلیب قره جه داغی
به اهتمام : میرزا رسول اسماعیل زاده دوزال  
تذکره نویسان عندلیب قره جه داغی را یکی از توانا ترینو معروفترین شاعران ترک زبان دانسته و در شرح زندگی او می نویسند :
ملا علی از شعرای با احساس و توانای قرن 19 م ( قرن 13 ه ق ) می باشد . وی در روستای کوردشت از محال دیزمار قره جه داغ   در کرانه رود ارس متولد شده و تحصیلات اولیه را در مکتبخانه های آن دیار به انجام رسانده است . از آنجا که این روستا ، از دیزمار  یکی از کانونهای فرهنگ وادب آذربایجان بوده و همیشه شاعران و سخنوران بزرگی از آن برخاسته اند ، بدیهی است که ملا علی از آنان بهره برده و با کتب و .......شعرا آشنایی حاصل کرده است .
عندلیب قره جه داغی بر اساس مقدمه ای که  به " لیلی و مجنون " خودش نوشته  در 15 سالگی در شهر اهر عاشق دختر زیبا روییشده ولی در این عشق ، شکست خورده و به ناله و فغان پرداخته و از این به بعد تخلص " عندلیب " را برای خود انتخاب می کند . در همانجا می گوید : این شکست و ناکامی در عشق ، زندگی و حیات ادبی او را شدیداً تحت تاثیر قرار داده و در اوج گیری شعرش سهم بسزایی داشته است .
عندلیب پس از این ماجرای اندوهبار ، جلای وطن کرده به تبریز و از آنجا به آنسوی ارس به اردوباد و تفلیس و ایروان ( که آن روز ها از شهرهای بزرگ جهان اسلام  و مسلمان نشین بودند . )  مهاجرت کرده و اکثریت عمرش  در شهرهای آذربایجان آن سوی ارس به" میرزه لیک " (منشی گری ) سپری کرده است .  او بخاطر همین شغل دبیری و نویسندگی ، " ملا علی "  گرفته است . و همانگونه که از قدیم الایام در مکتب خانه های آذربایجان معمول بوده است، دانش آموخته گان پس از یادگیری الفبای زبان عربی و فارسی شروع به خواندن عم  جزء یا چرکه را با روش تهجی می نمودند و سپس گلستان سعدی و بعد از آن قرآن را ختم می نمودند که دارای تشریفات خاصی بود و پس از آن  شروع به آموختن کتبی از جمله کلیله و دمنه ، بوستان سعدی ، نصاب ، دیوانهای نظامی ، فضولی ، نسیمی ، و مولانا و دیگر شعرای اسلامی اعم از عربی ، فارسی و ترکی ( عثمانی ، آذربایجانی و جغتایی ) اهتمام میورزیدند .  به دانش آموختگان مکتب خانه آذربایجان در آن دوره ( میرزا ، ملا ) گفته می شد که اعم بود از روحانیون معمم و تحصیل کرده های غیر معمم. به عندلیب قره جه داغی نیز با توجه به این موضوع ( ملا ) گفته شده است . در اسامی اکثر شعرای آذربایجان این عنوان وجود دارد . مانند ملا ولی ودادی ، ملا پناه واقف ، ملا جمعه و غیره ...
عندلیب قره جاداغی بعد از رحل اقامت در " ایروان " در دیوانحانه ی " سردار حسینقلی خان " به منشی گری و نویسندگی پرداخته و به استناد یکی از قصایدش تا سال 1830 م ( 1246 ه ق ) در دیوانخانه ی سردار نویسندگیمی کرده است و لیکن ایام غربت و دوری از وطن را با اضطراباتی شدید گذرانده و ناکام زندگی کرده است .
قوشمالار
نه گؤزل سن
برج لطافتدن اولوب هویدا ،
گئنه مهر رخون ضیالانیبدیر.
هر گؤره نده رعشه دوشر جانیما ،
 مستانه گؤزلرین شهلالانیبدیر .

وه – وه نه گؤزه لسن ؤشوخ و نازنین ،
جبینین منور ، زلفین عنبرین ،
 لبین گول غنچه سی ، بوخاغین نسرین،
یاناغین لاله تک حمرالانیبدیر .

بئله ترک ائیله مز سئوه ن سئوه نی
سنی تاری ، یاددان چیخارتما منی ،
 حق بیلیر کی ، نئجه سئومیشم سنی ،
سرویم زلفون کیمی سئودالانیبدیر .

یار،  مهرینی  مندن کسیب سن گئنه،
مرحمت نظرین سالماسان منه ،
 باشین اوچون سنی سئوه ن کیمسنه ،
مجنون کیمی خلقه رسوالانیبدیر

باغ لطافتده گول ایله گزر ،
سرو گؤرسه قدین ، اوج ائتمز اثر
گلشن حسنینه قیلاندا نظر ،
پریشان " عندلیب " نوالانیبدیر
این مطلب ادامه دارد