بیایید سوم شهریور را بخاطر ایستادگی و شهادت سه سرباز سرافراز ایرانی ، در مقابل قوای تا بن دندان مسلح روس در سوم شهریور 1320 "روز جلفا " نام گذاری نماییم

ه‍.ش. ۱۳۸۷ مهر ۵, جمعه

قانون

مقاله زیر از همشهری دانشمند آقای مهندس علی فتحعلی زاده علمداری در مجله کانون وکلای تهران چاپ شده است که برای انتشار در وبلاگ شهرستان جلفا ارسال داشته اند با تشکر از ایشان ، امیدوارم مورد استفاده عزیزان قرار گیرد .

مهندس علي فتحعلي زاده

واژه قانون و ورود آن به حقوق ايران


در اين مقاله ابتدا به معني و مفهوم واژه قانون و مترادف هاي آن در منابع مختلف پرداخته و سپس دربارة چگونگي ورود اين واژه در حقوق ايران گفتگو خواهد شد. نگارنده بدون هيچ ادعايي، از خوانندگان متمني است در اصلاح مندرجات اين مقاله او را ياري فرمايند.
o واژه قانون و كاربردهاي آن
در منابع مختلف به زبانهاي عربي، تركي و فارسي كه نشر و بسط توسعه فرهنگ در سرزمينهاي اسلامي وسيله آنها انجام گرفته است و در دسترس نگارنده بودند دربارة ريشه و توضيح كلمة قانون چنين نوشته شده است:
1- فرهنگ عربي تاج العروس كلمه قانون رومي (يوناني) يا فارسي است.
2- به نوشته لغت نامه عربي محيط المحيط، قانون كلمه اي است سرياني.
3- در كتاب فرهنگ فارسي آنندراج در زير كلمه قانون نوشته شده: اين لفظ سرياني يا يوناني است و كتاب «برهان قاطع» نوشته كه قانون معرب كانون است.
4- محمد قريب در كتاب لغت فارسي خود كه واژه نوين نام دارد، قانون را معرب واژه يوناني دانسته است.
5- فرهنگ معين، قانون و كانون را معرب واژه يوناني كانن قيد كرده و به آن ريشه سرياني واكدي قائل شده است.
6- فرهنگ فارسي عميد، اصل كلمه قانون را عربي ذكر كرده است.
7- فرهنگ تركي از انتشارات مؤسسه عالي زبان و تاريخ تركيه، قانون را كلمه اي عربي دانسته است.
8- فرهنگ فارسي آنندراج زير واژه قانون چنين نوشته است: به ضم ثالث اين لفظ سرياني يا يوناني به معني اصل هر چيز.
9- لغت نامه دهخدا چنين آورده: گويند اين لغت معرب كانون است و عربي نيست. ليكن در عرب مستعمل است همچنين در زير نويس صفحه اي كه واژه قانون در آن مندرج است نوشته شده. «قانون» معرب از يوناني Kanon . ضمنا" لغت نامه مذكور، واژه كانون را سامي دانسته است.
10-دايرة المعارف اسلام: اصل واژه قانون يوناني است.
11-ترمينولوژي حقوق: اصل قانون (Loi) از canon است كه عبارت مي باشد از مقررات موضوعه توسط مقامات كليسا، كلمه قانون معرب كلمه لاتين مذكور است.
بنا به موارد فوق قانون معرب كلمه يوناني canon است كه از راه زبان سرياني وارد زبان عربي گرديده است و در اصل به معناي «خط كش» به كار رفته و بعد معني قاعده به خود گرفته است و امروز در زبانهاي اروپايي به مقررات كليساي مسيحيت و كنيسه يهوديت اطلاق مي شود. (Canon Law, Droit Canoniquie).
كانون، نام ماهي است متقابل با ماه مرحشوان عبرانيان. از كانون در كتيبه هاي شهر باستاني پالمير واقع در سوريه كنوني (به آن تدمير به معني شهر نخل نيز مي گفتند و اكنون خرابه هايي از آن باقي است) ذكري به ميان آمده است. بعدها كانون به اشكال قديم و قانون حراي در ميان ماههاي سرياني (سوريه) ديده ميشود. در عربي به اين ماهها كانون الاول و كانون الاخر گفته مي شود. ابوريحان بيروني اين ماه ها را در كتاب آثارالباقيه خود به صورت هاي كانون قديم لا و كانون حراي ل جزو ماههاي سرياني٭ ذكر كرده است.
در تركي كلمه كانون به معني اجاق (محل سوزاندن آتش) است و به نظر مي رسد اجاق، نام ماه اول تركيه ترجمه كلمه كانون باشد. همچنين ناگفته نماند واژه اجاق در لهجه هاي مختلف زبان تركي به معني و مفهوم محل افروختن آتش، كوه، كانون (= باشگاه)، معدن، جايي كه بيشترين مصرف يا سوخت چيزي انجام مي پذيرد. سرچشمه، منبع خاندان و كسيكه ويژگي درمان بيماري ها را بدون استفاده از دارو داراست (= پير)، نيز مي باشد.٭ ضمنا" قابل ذكر است كه به تركي قانون را ياسا مي نامند.
در تركي علمي، از واژه قانون، قاعده لايتغير ارتباطات اجباري مابين اتفاقات و پديده هاي طبيعي مانند جاذبه،‌ مستفاد مي گردد. كتاب منتهي الارب قانون را اصل هر چيز و مقياس آن، معني كرده و مي افزايد قانون عبارت است از محركه راه و روش،‌ اقتنان برابر است با راست ايستادن. در علم فيزيك قانون عبارت است از نظريه فيزيكي كه از طريق آزمايشات عملي و علمي به اثبات رسيده باشد. نظير قوانين نيوتن، قانون فارادي و غيره. به طور كلي از لحاظ علمي، قانون عبارت است از بيان و ترجمان مناسبات ثابت يا مشابه يا متعاقب پديده هاي طبيعي . ٭٭
شيميدان معروف زكرياي رازي كه الحق نابغه اي بوده است و اقوام در كشورهاي مختلف وي را از تبار خود مي دانند و اكتشافات متعدد را به وي نسبت مي دهند، از كانون كه به معني كوره كوچك و كانون القلائين، كوره اي بوده شبيه كوره تابش دان كه روي آن كباب درست مي كردند نام برده است. ٭٭٭ آلت موسيقي اي كه شبيه سنتور مي باشد و بعضي ها اختراع آن را به افلاطون و برخي به فارابي منتسب دانسته اند و در موسيقي امروز بيشتر كشورهاي شرقي بين عرب ها ،‌ ترك ها و ايرانيان مرسوم است، قانون نام دارد. اين ساز پس از اشتهار در كشورهاي عرب حدودا" در قرن دوازده ميلادي از طريق اندلس به اروپا راه يافت و تا قرن 15 ، اسپانيايي ها آن را كانو و آلماني ها كانون ناميدند و گونه كوچكتري از آن در فرانسه (Micanon) نام گرفت. ٭٭٭٭
در سرياني واژه قانون به شكل قنونا كه در زبان ارمني نيز رايج است،‌ بوده و معني قاعده و قانون را دارد.٭٭٭٭٭ Canonدر زبانهاي انگلوساكسن ، قاعده يا عصا، در لاتين مقياس اندازه گيري قاعده و نمونه ، در يوناني به همان معني و قريب به معناي لفظ ديگر يوناني Kanna و Cane مي باشد. در انگليسي به معني ني و چوب دستي است. از تلفيق اين معاني، ميزاني براي سنجش حق و ناحق و سزا و جزا به دست مي آيد.٭
كلمه انگليسي Canonرا كه مفهوم مقررات (شريعت) دين يهود و نصاري را دارد نبايد، با واژه فرانسوي Canonبه معني توپ كه در انگليسي با حرف nمكرر و به صورت Cannon نوشته مي شود اشتباه كرد.٭٭
كاربرد قانون به معني و مفهوم Law انگليسي و Loi فرانسه در حقوق ايران، گذشته دوري ندارد و نگارنده ورود آن را به زبان حقوق فارسي بنابر آنچه در پي خواهد آمد حوالي سال هاي 1369 هجري قمري مي داند.
معادل و مترادف اين واژه در زبان فارسي ناموس، كه اصل آن از نموساي سرياني است كاربرد داشت كه امروزه در زبان محاوره به معني غير از قانون به كار برده مي شود.٭٭٭
در كتاب جامع الحكايات آمده است: دگر از ناموس هاي «ماني» آن بود كه گفت ذخيره حرام است و نشايد كه زيادت از قوت يك روز نهادن ٭٭٭٭ و يا در سياست نامه خواجه نظام الملك گفته گفته شده است از ناموس هاي مملكت ،‌ يكي نگاه داشتن لقب و مرتبت و اندازه هر كس است.
به طوري كه در كتاب عيون الانبيا درج شده است «... اكنون نسخه ناموس طبي بقراط را متذكر مي گرديم ...» سوگندنامه بقراط ناموس طبي نام داشته است. همچنين در تاريخ نامة هرات جوامع الحكايات عوفي ، آثار الباقيه ابوريحان بيروني ... ناموس به معني اخص قانون به كار برده شده است.
نام پيشداديان اولين سلسله اسطوره اي امپراطوري ايران كه به لهجه اوستايي پره داته Paradata ذكر گرديده است و بعدا" در پهلوي پيشداد Pesdad شده به معني قانونگزار كهن يا نخستين قانونگزار مي باشد. ٭
ذات كه به معني قانون است غالبا" در اوستا استعمال شده و داد و دادگر از اين كلمه است و نام كتاب ونديداد كه جزوي از اوستاست، به معني قانون ضد ديو مي باشد. بنابراين صفت دادگر انوشيروان پادشاه ساساني به معني قانونگزار است نه عادل. با اين حساب، زنجير عدل و ... كه بر اين پادشاه مي بندند حكايت هايي است كه نژاديون و پانيست هاساخته اند زيرا كه هزاران مزدكي را با گذاشتن در داخل گچ كشت.
آيين لغتي است فارسي و به معني قانون، مراسم و عرف مي باشد و آيين نامه كتابي بوده است كه اين مقفع در قرن دوم هجري از زبان پهلوي به زبان عربي ترجمه كرد و الفهرست در بيان آن مي نويسد: كتابي به نام «آيين نامه» بود كه در عربي الرسوم نيز گاهي ذكر شده است. اين كتاب محتملا مطالبي درباره سازمان اداري، خصوصيات و امتيازات طبقات مختلف و چگونگي آداب و رسوم درباري، سپاهي گري، بازي چوگان زمان ساسانيان در برداشت. همچنين در كتاب «التاج في الاخبار الملوك» منسوب به جا حظ كه مشتمل بر اطلاعات بسيار درباره آداب و رسوم ساسانيان است به نام «آيين الفرس» اشاره رفته است. عنوان آيين نامه كه مسعودي آن را كتاب الرسوم ترجمه كرده است در دوره اسلامي عنوان كتاب ها يا رسالاتي كه دربارة آداب و رسوم، هنر و علوم مختلف به زبان پهلوي و فارسي تأليف مي شده، به كار رفته است. مانند آيين اكبري كه دربارة آداب و رسوم دربار اكبرشاه ترك تبار معروف هند است. اين واژه پس از استقرار مشروطه و تدوين قوانين در موارد مختلف از جمله در «آيين دادرسي مدني» به كار گرفته شده است.
حال كه قانون از نظر لغوي به قاعده نظامات معني شده، بايد ديد اين چگونه قاعده اي است و ماهيت آن چيست؟
قانون، مقررات و قواعدي است كه بر پايه تجربيات بشر استوار و تدوين شده است. فرهنگ نويس نامي دكتر سموئل انگليسي گفته است: قانون آخرين نتيجه اي است كه از عقل بشر به اعتبار تجاربش به سود عموم افراد بشر گرفته مي شود. يا از لحاظ حقوق، قانون عبارت است از بيان قاعده و دستورالعملي كه يك قدرت حاكم يا دولت آن را برقرار مي كنند. از نظر ترمينولوژي حقوق امروزي، قانون عبارت از قاعده ايست كه قوه مقننه وضع و ابلاغ مي كند و آن مبتني بر طبيعت عالم تمدن و متناسب با مصلحت مردم است.
به طور كلي و خلاصه مي توان گفت قانون به قواعد و نظاماتي اطلاق مي شود كه بر پايه عقل و منطق و تجربه عملي بشر استوار است و ريشه سماوي و ماوراء الطبيعه (متافيزيك) ندارد و منظور از آن جلب منافع و رفع و دفع مفاسد از مردم در اين دنيا مي باشد.
آنچه از نوشته هاي سرزمين هاي اسلامي (در بالا به تعدادي از آنها اشاره شد) در اين باب مستفاد مي گردد اين است كه آنان نيز مفاهيم فوق را مدنظر داشته اند زيرا كه، ابوعلي سينا به علت اينكه مندرجات و محتويات كتاب برمبناي تجربيات عملي استوار بوده است كتاب طبي معروف خود را قانون ناميده است. از بررسي متون فارسي قديم ديگر نيز صدق مدعاي آخر اثبات مي گردد. رشيدالدين فضل الله همداني در جامع التواريخ نوشته: ... بر وفق فرموده «غازان خان مغول» مجموع مسودات يرليغ ها (= فرمان ها) را بعد از تنظيم به اتفاق بر دفتر نوشتند و آن را قانون الامور نام نهادند.
در بررسي نوشته هاي فارسي بعد از اسلام به نام گذاري هايي بر مي خوريم كه از ديد موضوع ما، با مسمي است. به عنوان مثال يكي از كتابهايي كه اين مقفع در قرن دوم هجري قمري (هشتم ميلادي) از پهلوي به عربي ترجمه كرده است كتابي بود به نام «آيين».
در سليمانيه كوتوپحانسي (= كتابخانه سلمانيه) استانبول، دو نوشته خطي به زبان فارسي ،‌ از يك كتاب زير عناوين رئيس الكتاب مصطفي افندي و به شماره هاي 609 و 610 وجود دارد كه يكي از آنها 109 و ديگري 128 برگ دارد.
نام هر دو كتاب «ختاي نامه» است. مؤلف آن شخصي است از اهالي بخارا به نام سيدعلي اكبر ختايي كه چند سالي به عنوان بازرگان در سفر چين بوده است و ديده ها و شنيده هاي خود را به زبان فارسي كه خيلي پيشتر و بعد از دوره او به همراه لهجه ايغوري تركي، زبان رسمي و حاكم در طول جاده ابريشم بود، برشته تحرير درآورده است. تاريخ و زمان دقيق سفر وي روشن نيست. آنچه محتويات كتاب مي نماياند اين سفر در سالهاي 1477-1505 ميلادي انجام پذيرفته است. اين كتاب را در سال 1582 ميلادي شخصي به نام حسين افندي به تركي ترجمه و به سلطان مراد سوم پادشاه عثماني تقديم كرده است. در اين كتاب واژة قانون به طور مكرر به كار برده شده است. در سال 1853 كه نهضتهاي فكري در بلاد عثماني و مسلمان ديگر آغاز شده بود چاپ سنگي اين نوشته با الفباي عربي،‌ در استانبول نشر يافت و باعث به كارگيري اولين بار كلمه قانون به مفهوم امروزي آن (و يا معادل انگليسي) در بين سياسيون و اصلاح طلبان و ورود آن به ادبيات كشور تركيه آن موقع و به تبع آن ايران گرديد. استعمال كلمه قانون در زمان حكومت عثماني، بيشتر در مورد احكام صادره از طرف حكومت به كار مي رفت تا آنها را از احكام شرع حنيف كه مبتني بر ادله معروفه خود مي باشد، جدا كند چه امكان دارد در مسأله اي حكم شرع با قانون موضوعه منافات داشته باشد. مثلا" ربا در شرع حرام است ولي در قانون مباح.
قبل از انتشار ترجمه تركي اثر ياد شده ، اصطلاح قانون در معناي بسيار محدودتر، به معناي نظامات مستقر به كار رفته است و مفهوم قانون در مورد واژه شرع يا شريعت و يا قانون قرآني محفوظ مانده بود.
اصطلاحاتي مانند قانون نامه، خلاف قانون ، قوت قانون و .... در ادبيات فارسي به مفهوم Law براي اولين بار در اين نوشته به ميان آمده است. انتشار چاپ سنگي تركي اين كتاب در استانبول، مردان سياسي نهضتهاي فكري جديد مخالف سلطان و روش اداره كشور و (بخصوص عثماني گرايي) به ويژه به مردان سياسي دوره تنظيمات، اين اصلاح طلبان دو كشور عثماني و ايران قرن نوزدهم ، اجازه داد كه اين اصطلاحات را از خطايي وام گرفته و آنها را وارد مصطلحات محاورات و ادبيات آن روز گردانند.
ختايي كلمه قانون نامه را مترادف با واژة لي (Lie) چينيان آورده كه به معني آيين آنان بوده است و مانند حقوق مذهبي مسيحي: «Droit Canon» اساس آسماني و الهي داشت. اما مسلمانان لي را چيزي به غير از قواعدي كم و بيش حكيمانه كه چينيان از خودشان اختراع كرده بودند نمي ديدند و به آن جنبه الهي قائل نبودند. بنابراين مسلمانان در قرن نوزدهم براي اينكه به فرامين سلاطين اصلاح طلب خود يك خصلت قضائي (معادل شرع) دهند، ميان اصطلاح و يا واژه اي تركي‌ (به لهجه كاشغري) ختايني نين لي سي (Khitayinin, L, ie - Si) و كلمه Zagon روسي به معني قانون (كه آن روزها بين روشنفكران متداول بود) مردد مي مانند تا سرانجام به طور قطع واژة قانون به مفهوم Low امروزي را كه توسط نشر چاپ سنگي ترجمه تركي ختاي نامه (سفرنامه سيدعلي اكبر ختايي) رواج يافته بود پذيرفتند.
بدين ترتيب واژه قانون به همراه واژه هاي ديگر نظير جرمانه و جريمه به دنبال نشر ترجمه اثر مذكور در سال 1369، ه.ق / 1853 ميلادي، وارد واژگان حقوقي عصر تنظيمات در تركيه عثماني و به تبع آن در ايران بعد از اميركبير شد. در سال 1307 هجري قمري چند روز پس از بازگشت ناصرالدين شاه از سفر اروپا به دستور وي تحت رياست شاهزاده عباس ميرزا ملك آرا (برادر ناتني كوچك ناصرالدين شاه) كه 27 سال در خاك عثماني اقامت داشت مجمعي به نام مجلس تحرير قانون با وظيفه ترجمه و تحرير قانون به مفهوم امروزي آن، تشكيل گرديد. ناگفته نماند كه در اين دوران تأثيرپذيري و الهام اصلاح طلبان دو كشور از قانون مدني فرانسه و سويس و ديگر كشورهاي غربي پيش از اندازه بود و كتاب ختاي نامه، بيشتر از تأثير قانون خواهي از طرف روشنفكران، در انتخاب واژه مؤثر بوده است.
o ‌منابع
1- «جاده ابريشم» علي مظاهري، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، ترجمه دكتر نويان.
2- «ترمينولوژي حقوق» جعفري لنگرودي، گنج دانش.
3- «فرهنگ فارسي معين» اميركبير.

4- «تركستان نامه» بارتولد، ترجمه كريم كشاورز.
5- «تاريخ تمدن» ويل دورانت، انقلاب اسلامي.
6- «تحقيقي در دين يهود» جلاالدين آشتياني.
7- «خطاي نامه» به كوشش ايرج افشار، تهران چاپ سوم.
8- «LIST ICIN TARTH III prof. Dr. Ismet Miroglu 1989 Istanbul. »
9- «بنيان حكومت قاجار» فرزانه اجلالي نشرني، 1373
10- «دايره المعارف اسلام»، ترجمه تركي از چاپ ليدن، استانبول 1957.
11- «فلسفه قانونگزاري در اسلام» ترجمه اسماعيل گلستاني، 1358 اميركبير.
12- «ايران و عثماني در آستانه قرن بيستم».
13- «قانون مدني زرتشتيان در زمان ساسانيان».
14- «پژوهش واژه هاي سرياني در زبان فارسي» جليل اخوان زنجاني تهران 1365.
15- «فرهنگ هاي عربي تاج العروس، محيط المحيط».
16- «فرهنگ هاي فارسي، آنندراج، عميد، دهخدا، واژه نوين (محمد قريب)، معين».
17- «فرهنگ تركي به تركي» انتشارات مؤسسه عالي زمان و تاريخ تركيه .
18- «جامع التواريخ رشيدالدين فضل الله همداني» تصحيح محمد روشن، مصطفي موسوي 1373 نشر البرز.
19- «كتاب الاسرار» محمد زكرياي رازي ترجمه حسنعلي شيباني، دانشگاه تهران.
20- «سرگذشت قانون» علي پاشا صالح، انتشارات دانشگاه تهران.
21- «فرهنگ صالح» علي پاشا صالح، انتشارات تهران.
22- «يادداشت هاي كاتاها» پورداود، دانشگاه تهران 1356.
23- «حقوق جزايي اسلامي» ترجمه اكبر غفوري، عباس شيرازي 1373.
24- «قاموس» كتاب مقدس.
25- «روايت اميد اشوهيشتان» ترجمه نزهت صفاي اصفهاني، انتشارات نشر 1376.
26- «ايران و اسلام» ترجمه كريم كشاورز.
27- «دانشنامه ايران و اسلام».
28- «گفتاري درباره دينكرت» محمدجواد مشكور 1325.
29- «آثار الباقيه» ابوريحان بيروني.
30- «فرهنگ اصطلاحات اجتماعي و اقتصادي» ترجمه خليل ملكي، انتشارات رواق 1358.
31- «يشت ها» جلد اول، ابراهيم پورداود.

۱ نظر:

ناشناس گفت...

قانون یعنی قانین.کاملا کلمه ترکی میباشد.که از سلسله ترکان عثمانی به اروپا منتقل گشته/تاریخ ترکها ازبدوتولدتامعاصرنویسنده :عثمان حیدراف