بیایید سوم شهریور را بخاطر ایستادگی و شهادت سه سرباز سرافراز ایرانی ، در مقابل قوای تا بن دندان مسلح روس در سوم شهریور 1320 "روز جلفا " نام گذاری نماییم

۱۳۸۷ آذر ۲۹, جمعه

چله گجه سی (شب یلدا )


چله گجه سی ( شب یلدا )
شب چله در شهرستان جلفا آداب و رسوم مخصوص به خودش را دارد ولی بودن چله قارپوزی ( هندوانه شب چله ) بعنوان یک خوردنی سمبلیک در شب چله مانند همه جای ایران عزیز ، یکی از ضروریات میباشد . سابق بر این ، یعنی زمانی که ما هنوز کودک بودیم شب چله حال و هوای دیگری داشت که با چله های امروزی بنظر من فقط وجه اشتراکشان هندوانه شب چله است و گرنه مراسم امروزی شب چله ، لطف و صفای آن روزگاران را ندارد . رسم بر این بود که در شب چله برای نو عروسان که هنوز در خانه پدر بودند عصر چله در یک سینی بزرگ مسی ( مجمعین یا مژمیئین ) یک عدد هندوانه در وسط و انواع خوشکبار محلی در اطراف هندوانه و لباسی نو که ( یک دست لباس و یک چادر و..) در کنار خوردنی ها گذاشته و چارقد گلدار بزرگ زیبایی هم روی آن می انداختند البته بعضی ها یک چارقد از زیر وسایل هم اضافه میکردند تا هدیه زیباتر جلوه کند . و آنرا با تشریفات خاصی به خانه عروس میبردند . حمل کننده این سینی هم هدیه ای از مادر یا پدر عروس خانم دریافت میکرد . منتها اگر دختر به خانه بخت رفته باشد این کار بر عکس از طرف خانواده دختر برای دخترشان بعنوان ( چله پائی ) ، فرستاده می شود . یکی دیگر از آداب و رسوم زیبای مردم ما در شب چله بردن هندوانه ، و جمع شدن در خانه فامیلی است که عزیزی را از دست داده باشد .
در شب چله معمولاً مادر بزرگها و پدر بزرگها از خاطرات شیرین این شب در زمانهای گذشته تعریف میکردند و این آداب با نقل سینه به سینه به نسلهای آینده میرسید ولی امروزه کارها راحت شده است و نسلهای آینده ما هر وقت اراده بکنند آنرا از اینترنت بدست خواهند آورد و شاید این کارها باعث شده است که آن مهر ومحبت ها از بین خانواده ها رخت بربندد و یواش یواش ماهم چون ماشینها و کامپیوتر هایمان اشیاء بیجانی باشیم . ...
در چله کجه سی آن زمانهای دور که خبری از رادیو و تلوزیون نبود معمولاً مردها در قهوه خانه روستا جمع می شدند و به داستانهای عاشیق که از کؤور اُؤغلو و حسین کرد و ملک جمشید و......همراه با آهنگ ساز میخواند گوش میدادند و اگر هم عاشیق در روستا نبود یک نفر که خواندن و نوشتن میدانست از روی کتاب میخواند و خانمها نیز در هر محله در یک خانه جمع میشدند و با انواع کارهای محلی (کار های تیاتر مانند خنده دار و یا خاطرات شیرین گذشته ، رقص و آواز ) شب را به نیمه میرساندند .
قیش گئجه سی ، طوله لرین اتاقی / شب زمستان ، اتاق بزرگ و طویل
کتلیلرین ، اوتراغی ، یاتاغی ، / جاییکه هم اتاق نشیمن و هم اتاق خواب روستاییان است ،
بخاریدا یانار اوتون یاناغی ، / در بخاری چوب خشک می سوزد .
شب چره سی ، گردکانی ، ایده سی ، / شب چره و گردکان و سنجد آن شب
کنده باسار گولوب ، دانشماق سسی ، / همه جای روستا پر از سرو صدای صحبت روستاییان میشود .

۱۳۸۷ آذر ۸, جمعه

نماد منطقه آزاد تجاری صنعتی ارس


این تصویر نماد و آرم منطقه آزاد تجاری – صنعتی ارس در شهرستان جلفا می باشد . به نظر می رسد طراح هنرمند این آرم به طور کامل با منطقه جلفا آشنایی داشته است .
مثلث بزرگ سبز رنگ نمادی از کوهستانی بودن منطفه است و به طور دقیق قله مخروطی زیبای گئچی قالاسی جلفا را تداعی می کند. قله ای که ناصرالدین شاه قاجار از نظر زیبایی و شباهت دماوند کوچکش نامیده است.
رنگ سبز نیز چیزی جز این نکته را یادآور نمی شود که سرتاسر منطقه از نظر حیات وحش دارای ارزش فراوان است و جزئی از حیات وحش کیامکی می باشد .
خط زرد رنگ مورب که مثلث زرد را به دو نیم تقسیم کرده است نمادی از رود ارس می باشد . رودی که رنگ آبش نیز به دلیل به همراه داشتن گل و لای فراوان ،بخصوص در فصل بهار پاییز که بارندگی زیاد است ، زردی و سرخی ( رنگ خاک های منطقه ) در خود به نمایش میگذارد .

۱۳۸۷ آذر ۶, چهارشنبه

تاباجالار ( چیستان ها )


تابباجالار ( چیستانها )

قدیمها ، آن زمانها که ما کودک بودیم تفریحات ما هم با امروز یک دنیا تفاوت داشت . زمان کودکی ما که نه از تلوزیون خبری بود نه از کامپیوتر و ......تمام سرگرمی های ما در حضور خانواده بود . پدر ، پدر بزرگ ، مادر ، مادر بزرگ خواهر ، برادر ، هرکدام شبها یک جورایی مارا سرگرم میکردند ، این را هم بگویم حالا که خوب فکر میکنم این سرگرمی ها خودشان یک کلاس درس بودند و آنها غیر مستقیم مارا آموزش میدادند . به این داستان چیستان مانند که پدر تعریف میکرد توجه کنید :
زمانهای قدیم که خانها بمناسبتهای مختلف افراد و بزرگان را به مهمانی دعوت میکردند ، برای سرگرمی مهمانها هم مراسم مختلفی تدارک میدیدند . یکی از این سرگرمی ها بسیار با ارزش و همیشگی این مراسم که به هیچ وجه فراموش نمیشد " عاشیق " ها بودند . عاشیق در حقیقت گرداننده مجلس بود . شعر میگفت ،دکلمه میکرد ، آواز میخواند و ساز میزد . اوخودش هم شاعر بود و هم از اشعار بزرگان در مجلس تعریف میکرد و هم داستانهای منظوم (که همه این چیز هارا داشت) ، اجرا میکرد .

یک شب در یکی از این مهمانی های بزرگ خان ، بعد از شام ، عاشیق متوجه می شود که غذا روی ریش خان بزرگ ریخته و خان متوجه نیست . میخواهد یک جورایی خان را از این موضوع آگاه بکند که مهمانها متوجه نشوند ، ساز را بر میدارد و میرود مقابل خان بزرگ و شروع میکند به خواندن :

آقا لار آقاسی ، بیگ لرین بیگی / ای آقای آقاها و خان خانها
آقا بیر سُوز دسم اُلدورمه منی / آقا اگه یک حرفی هست بزنم مرا نکش
جلو شان داغوندا بیر آتلی گوردوم / در کوه (جلو شان) (منظورش ریش ) یک سواره دیدم
بِش پیاده گوندر اَندیرسین اُونی / پنج تا پیاده بفرست اورا پایین بیاورند .

معنی ساده اش این است که دستی به ریشت بکش .

این داستانها را ما در حالی میشنیدیم که جمع خانواده جمع بود و ما سرمان روی زانوی یکی و دستمان در دستهای دیگری بود و اغلب نیز در همان حال بخواب میرفتیم ، صبح خود را در رختخواب میدیدیم .

از چیستانها ، که امروزه نیز گاهگاهی بکار می آیند خواهم نوشت

۱۳۸۷ آبان ۱۷, جمعه

جلفا موقع عبور مظفرالدین شاه



عبور مظفرالدین شاه قاجار از ارس

بیست و دو سال بعد از عبور ناصرالدین شاه ، مظفرالدین شاه قاجار نیز در جریان نخستین سفرش به فرنگســــتان همچنان در جلفا از ارس گذشته است . و در سفر نامه اش چنین یاد کرده است :
امروز (بیست محرم 1318 هجری قمری برابر با بیست مه 1900 ) باید از جلفای خاک خودمان به جلفای روس برویم و به سلامت از رود ارس بگذریم . صبح که از خواب برخاستیم هوا به طوری منقلب و رعد و برق بود و باران می بارید که ما فوق نداشت و چون خدام حرم می خواستند رفتن و عبور ما از رودخانه تماشا کنند و عمارت پستخانه خوب مشرف ، رودخانه نبود ، دوباره اینجا را که منزل ما و مشرف به ارس است ، قرق فرمودیم وحرم به اینجا آمدند . تا دو ساعت به غروب مانده که وقت حرکت ما بود ،جناب اشرف صدراعظم فرستادند که موقع حرکت است . از اندرون بیرون آمدیم ، ولیعـــهد همراه ما بود . جناب اشرف صدراعــظم و وزیــر دربار موثق الدوله، وزیر همایون ارفع الدوله ، و امین حضرت با لباس رسمی در جلو درب حاضر بودند و طرفین را ، ایرانیها ، اهل اردو و افـــــواج و ســــوار حـــاضر رکـــاب و موزیکانچی ها و قزاق ها که همراه هستند ، گرفته تا لب رود ارس با کمال نظـــم صف بسته ،ایستاده بودند . قایق مارا لب رود حاضر کرده بودند ، توکــــل به فضــل خدای تعالی نموده ، داخل قایق شده ، روی صندلی که برای ما گذارده بودنـــد ، نشستیم . اشخاصی که در قایق ما بودند از این قرار است :
ولیعهد اعتماد السلطنه جلو ما ایستاده و تماشا میکرد . جناب اشرف صدراعظم
و وزیر دربار و وزیر همایون و امین حضرت که قوری آب یخ در دست داشت جلوی روی ما ایستاده ، و مشغول عرض و صحبت بودند .
قایق مارا عملجات که لخت شده اند ، توی آب با طناب می کشند ، وضع این رودخانه در اینجا این است که بواسطه بلندیهای زمین که در وسط رودخانه پیدا است رود خانه را به دو شعبه منشعب کرده است . از یک طرف قایق راکب را میرساند به جزیره ، از آنجا پیاده شده داخل جزیره می شود و از طرف دیگر به قایق روسها سوار می شود که با مفتولی از آهن ، مثل طناب کلفت مهار کرده ، به ساحل آنطرف می کشند و راکبین را با کمال سهولت به خشکی می رساند .
خلاصه ما قدری که با قایق رفتیم ، بلند شده بطرف ایران و اهالی خودمان دستمال تکان داده و اظهار لطف و مهربانی کردیم که یک مرتبه تمام مردم دست به دعا و سلام صلوات بلند کرده ،هیجان غریبی برای آنها دست داد ، بما هم حالت موثری رخ نمود .قایق ما به محاذی جزیره نرسیده ، قدری از راه و رسم معمول پائین تر رفت ، خیلی اسباب اضطراب مردم شده بود. بحمدالله سالماً به جزیره رسیدیم و از آن طرف سوار شده ، به ساحل رود رفتیم .

۱۳۸۷ آبان ۵, یکشنبه

ناصر الدين‌ شاه‌ در سفرنامه‌ سوم‌ خود منطقه‌ جلفا را بدين‌ گونه‌ توصيف‌ نموده‌

روز جمعه‌ نهم رمضان‌
امروز بايد برويم‌ كنار ارس‌، چهار فرسنگ‌ راه‌ بود، صبح‌ برخاستيم‌، هوا صاف‌ و آفتاب‌ بود و از باران‌ديشب‌ خيلي‌ باصفا شده‌ بود، اما من‌ سرماخورده‌ بودم‌ استخوانهاي‌ پهلويم‌ و گردنم‌ درد مي‌كرد از بيرون‌رعيت‌ها جمع‌ شده‌ بودند يا علي‌ مي‌كشيدند و داد مي‌زدند، عرض‌ داشتند، اين‌ رعيتها گرگري‌ هستند،دهي‌ است‌ در گرگر كه‌ اسمش‌ قشلاق‌ است‌ اين‌ عرض‌چيها قشلاق‌ مي‌نشينند. از دست‌ قلي‌خان‌سرتيپ‌شان‌ كه‌ نوه‌ حاجي‌خانم‌ است‌ شكايت‌ داشتند، به‌ امير نظام‌ حكم‌ شد به‌ عرض‌شان‌ رسيدگي‌ كند،بعد رخت‌ پوشيده‌ بيرون‌ آمديم‌ سوار كالسكه‌ شده‌ رانديم‌، مردم كه‌ تمام‌ صحرا را زراعت‌ كرده‌ حاصل‌كاشته‌ است‌، بيشتر زراعت‌ هم‌ لگدمال‌ شد، اما تمام‌ صحرا زراعت‌ است‌ به‌ قد يك‌ وجب‌ هم‌ از زمين‌ بلنداست‌ و سبز است‌. رانديم‌ تا رسيديم‌ به‌ اول‌ دره‌، دره‌ خيلي‌ تنگ‌ است‌، اول‌ دره‌ سوار اسب‌ شديم‌، راه‌كالسكه‌ را هم‌ ساخته‌اند. كالسكه‌ مي‌رود اما تعريفي‌ ندارد، همين‌طور سواره‌ رانديم‌، اول‌ دره‌ طرفين‌كوههاي‌ سخت‌ بلند دارد. كوه‌ طرف‌ دست‌ راست‌ اسمش‌ كچيل‌ است‌، اينطرف‌ كوه‌ كه‌ به‌ دره‌ نگاه‌ مي‌كند،سختان‌ است‌، پشت‌ كوه‌ انطرف‌ كه‌ مي‌روي‌ همه‌ نرمان‌ است‌ و كوه‌ خوبي‌ است‌، كچيل‌ اسم‌ يك‌ چشمه ‌ايست‌ در اين‌ كوه‌ كه‌ نادرشاه‌ در سر اين‌ چشمه‌ منزل‌ كرده‌ است‌. كوه‌ دست‌ چپ‌ اسمش‌ دوان‌ است‌، گاهي‌سوار كالسكه‌ مي‌شديم‌ گاهي‌ سوار اسب‌ مي‌شديم‌، اما همه‌ جا كالسكه‌ مي‌رود، آسيابهايي‌ كه‌ در سفر اول‌هم‌ ديده‌ بودم‌ طرفين‌ دره‌ باز همان‌ آسيابها را ديدم‌، رانديم‌ تا كم‌ كم‌ دره‌ تمام‌ شد و وارد جلگه‌ گرگر شديم‌حاجي‌ بيك‌ آمد، يك‌ كبك‌ نر بزرگي‌ زده‌ بود آورد مي‌گفت‌ اين‌ كوه‌ تكه‌ بز دارد و كبك‌ دري‌ هم‌ دارد،خلاصه‌ به‌ جلگه‌ كه‌ رسيديم‌
سوار اسب‌ شدم‌ نهار نخورده‌ بودم‌ رانديم‌ بطرف‌ دست‌ راست‌ يك‌ تپه‌اي‌ كه‌ مشرف‌ بود به‌ گرگر ودهات‌ ارس‌ و خاك‌ روس‌ و غيره‌،رفتيم‌ بالاي‌ تپه‌ آفتابگردان‌ زدند.افتاديم‌به‌ نهار، جلو ما ده‌ گرگر وليوارجان‌ كه‌ هر دو چسبيده‌ بودند به‌ هم‌، خيلي‌ خوب‌ دهات‌ معتبري‌ بود، حاجي‌ خانم‌ در ليوارجان‌مي‌نشيند،بالاي‌ سر ليوارجان‌ يك‌ كوه‌ بلند برف‌داري‌ است‌ كوه‌ خيلي‌ خوبي‌ است‌، همه‌ جاي‌ كوه‌ نرمان‌است‌ و زراعت‌ ديم‌ مي‌كنند، كوه‌ ماليده‌ بسيار خوبي‌ است‌ كه‌ اگر آدم‌ فرصت‌ داشت‌ جاي‌ ديگر از اينجابراي‌ گردش‌ بهتر نبود، زيرا اين‌ كوه‌ يك‌ ده‌ معتبري‌ هست‌ كه‌ اسمش‌ قشلاق‌ است‌، و يك‌ ده‌ ديگر هم‌ هست‌اسمش‌ ارسي‌است‌، همه‌ اين‌ دهات‌ خيلي‌ آباد و معتبر است‌، هر يك‌ بقدر چهارصد يا پانصد خانوارجمعيت‌ دارد. اينجا كه‌ ما به‌ نهار افتاديم‌ ارس‌ پيدا بود، آنطرف‌ ارس‌ كه‌ خاك‌ روس‌ است‌ پشت‌ گرگر وليوارجان‌ كوه‌ بزرگ‌ و بلندي‌ پيدا بود كه‌ اسم‌ كوه‌ قاپان‌ است‌. كوهش‌ به‌ قد البرز نيست‌ اما خيلي‌ بزرگ‌است‌ و برف‌ دارد، زير كوه‌ يك‌ آبادي‌ پيدا بود، باغات‌ و خانوار زياد داشت‌، اسمش‌ اردوباد است‌ بادوربين‌ تماشا كردم‌ اردوباد خيلي‌ جاي‌ خوبي‌ است‌ خيلي‌ قشنگ‌ است‌، آنطرف‌ پشت‌ كوه‌ قاپان‌ محال ‌قراباغ‌ است‌.
تا اينجا فخرالدوله‌ نوشت‌ حالا بعد از شام‌ است‌ گريه‌ ميكند. برخاست‌ من‌ خود نوشتم‌، خلاصه‌ بعداز نهار از كوه‌ سرازير شده‌ به‌ كالسكه‌ نشستم‌، رانديم‌ ميرزا محمودخان‌ وزير مختار ما در پطر آمده‌ است‌،امين‌السلطان‌ آورد، سر سواري‌ ديدم‌ بعد رانديم‌، خيلي‌ راه‌ كه‌ رفتيم‌، به‌ ده‌ شجاع‌ رسيديم‌، در دامنه‌ كوه‌سنگ‌ كوچكي‌ مخروطي‌ قشنگي‌ واقع‌ است‌، شاه‌ پلنگ‌خان‌ را فرستادم‌ از دامنه‌ اين‌ كوه‌ سنگ‌ آورد،سنگهاي‌ سليماني‌ و مرمر خوبي‌ دارد، كوه‌ سنگي‌ كوچك‌ است‌ شبيه‌ به‌ كوه‌ دماوند است‌ وارد منزل‌ شديم‌آقا ميرزا محمدخان‌ فراشباشي‌، چادر و سراپرده‌ را نزديك‌ ارس‌ زده‌اند، پياده‌ شده‌ خيلي‌ كنار رودخانه‌ايستاديم‌، آب‌ تند و زيادي‌ مي‌آيد، خيلي‌ با صفا بود مهماندار ما اميرال‌ پوپوف‌ است‌ و غيره‌ و غيره‌آمده‌اند، شليكونوف‌ مترجم‌ كه‌ طهران‌ بود اينجا آمده‌ است‌، آمدند رفتند پيش‌ امين‌السلطان‌ اين‌ طرف‌هاپست‌خانه‌، تلگرافخانه‌ و بناهاي‌ خوب‌ ساخته‌اند، بسيار با شكوه‌ حاجي‌خانم‌ زن‌ مرحوم‌ محمد رضاگرگري‌ آمده‌ بود، ديده‌ شد خيلي‌ پير است‌، قلي‌خان‌ سرتيپ‌ پسر رحيم‌خان‌ مرحوم‌ نوه‌ اين‌ زن‌ است‌،تجيري‌ دادم‌ دالان‌وار از اندرون‌ كشيدند تا لب‌ ارس‌ چند تا آفتابگردان‌ زدند، شب‌ را زنانه‌ لب‌ ارس‌ شام‌خورديم‌ زن‌ها و غيره‌ گريه‌ مي‌كنند، خستگي‌ مي‌كردند، همه‌ امشب‌ حرفهاي‌ پرت مي زنند .
جلفا در سفر نامه مظفر الدین شاه ..بزودی

۱۳۸۷ مهر ۲۸, یکشنبه

جلفا در سفرنامه دوم ناصرالدین شاه


جلفا در سفرنامه دوم ناصر الدين شاه

ناصرالدين‌ شاه‌ قاجار در سفرنامه‌ فرنگستان‌ در سفر دوم‌ جلفا را بدينگونه‌ توصيف‌ نموده‌ دوشنبه‌سيم‌ بايد برويم‌ به‌ كنار رود ارس‌ صبح‌ زود كه‌ برخاستيم‌، هوا ابري‌ شد، باران‌ شديدي‌ بنا كرد به‌ باريدن‌زمين‌ سراپردها و محل‌ اردو خيلي‌ گل‌ شد. به‌ كالسكه‌ نشسته‌ راه‌ افتاديم‌. هوا از مه‌ تيره‌ و تاريك‌ بود.اطراف‌ هيچ‌ ديده‌ نمي‌شد. چنانكه‌ اين‌ ديه‌گلين‌قيا)روستائي است بين مرند و هاديشهر) هم‌ از شدت‌ مه‌ و ابر و باران‌ درست‌ معلوم‌ نشده‌، چه‌وضع‌ جائيست‌ اما جلگه‌ وسيع‌ و حاصلخيزي‌ دارد بواسطه‌ باران‌ از جاده‌ نمي‌شد خارج‌ شد همه‌ جاكشت‌ و زرع‌ و گل‌ بود دهات‌ اطراف‌ بعضي‌ دون‌ بعضي‌ پيدا بود، اما از شدت‌ مه‌ جز سواد و ديه‌ چيزي‌ ديده‌نمي‌شد.
بقدر يك‌ فرسنگ‌ كه‌ راه‌ طي‌ شد از مابين‌ مغرب‌ و شمال‌ به‌ دهنه‌ دره‌ ديز رسيديم‌ از گردنه‌ كوچكي‌ بالارفته‌ و بعد سرازير شديم‌ سر اين‌ گردنه‌ سرحد مابين‌ مرند و گرگر است‌. * رودخانه‌ گل‌ آلودي‌ كه‌ به‌ قدرچهار سنگ‌ آب‌ داشت‌ از دره‌ مي‌گذشت‌ اين‌ رودخانه‌ هم‌ همه‌ جا مستقيمآ به‌ رود ارس‌ مي‌رود. و طرفين‌راه‌ كوههاي‌ بلند سخت‌ سنگي‌ مهيب‌ است‌ اما بسيار سبز و پر گل‌ و باصفا، طرفين‌ راه‌ آسياب‌ زيادي‌گرگريها ساخته‌اند.
يك‌ فرسنگي‌ كه‌ راه‌ طي‌ شد به‌ دهنه‌ تنگي‌ رسيديم‌ دو برج‌ از قديم‌ طرفين‌ اين‌ دهنه‌ ساخته‌اند قلي‌خان‌ پسر رحيم‌خان‌ سرتيپ‌ فوج‌ دويم‌ جلو آمد به‌ حضور رسيد بعد از اين‌ برجها كوههاي‌ طرفين‌ كم‌كم‌ كوچك‌ مي‌شود. قدريكه‌ رفتيم‌ دست‌ راست‌ توي‌ گلزاري‌ كه‌ گل‌زرد زيادي‌ داشت‌ به‌ نهار افتاديم‌ جلگه‌گرگر و رود ارس‌ و آنطرف‌ ارس‌ همه‌ پيدا بود، و بعد سوار شده‌ قدري‌ كه‌ رفتيم‌ به‌ كالسكه‌ نشسته‌ رانديم‌ تابه‌ انتهاي‌ دره‌ رسيديم‌ دره‌ تمام‌ و جلگه‌ گرگر پيدا شد.
جلگه‌ گرگر بسيار خوب‌ و باصفا و پرحاصل‌ است‌. دهات‌ خيلي‌ معتبر دارد. از جمله‌ دست‌ راست‌ديهي‌ ديده‌ شد در دامنه‌ كوه‌ معروف‌ به‌ علمدار گفتند: چهارصد خانوار دارد هم‌ چنين‌ دهات‌ معتبرپرجمعيت‌ و آبادي‌ زياد دارد، هشت‌ فرسنگ‌ طول‌ محال‌ گرگر است‌ دست‌ چپ‌ منتهي‌ به‌ خاك‌ ارس‌بارمرند مي‌شود و دست‌ راست‌ به‌ محال‌ ديزمار قراجه‌داغ‌ اتصال‌ مي‌يابد. خلاصه‌ از آنجا گذشته‌ رسيديم‌ به‌قريه‌ شجاع‌ كه‌ سر راه‌ است‌، نزديك‌ ديه‌ شجاع‌ كوه‌ غريبي‌ است‌ به‌ شكل‌ مخروطي‌ مشابه‌ كوه‌ دماوند، وبسيار قشنگ‌ و خوش‌ وضع‌ و سبز و خرم‌ اما ارتفاع‌ زيادي‌ ندارد. اگر از سطح‌ زمين‌ تا سرقله‌ يكهزار ذرع ‌باشد در حقيقت‌ بچه‌ دماوند است‌ و معروف‌ به‌ اوچ‌ داغي‌ يعني‌ سه‌ كوه‌ است‌ كه‌ اولش‌ همين‌ است‌ كه‌ درمحاذي‌ شجاع‌ است‌.
و يك‌ فرسنگ‌ كه‌ مستقيمآ بطرف‌ دست‌ راست‌ مي‌رود و باز بكوهي‌ ديگر مي‌رسد كه‌ آنهم‌ مخروطي‌شكل‌ اما ارتفاعش‌ خيلي‌ كمتر از اين‌ است‌. بعد از آن‌ باز بقدر يك‌ فرسنگ‌ به‌ خط مستقيم‌ رفته‌ به‌ كوهي‌مخروطي‌ ديگر مي‌رسد كه‌ از اين‌ كوه‌ مخروطي‌ اول‌ شجاع‌ خيلي‌ بلندتر و عظيمتر است‌.
خلاصه‌ سه‌ ساعت‌ به‌ غروب‌ مانده‌ وارد اردوگاه شديم‌، اردو يك‌ فرسنگ‌ پايين‌تر از شجاع‌ هزار قدم به‌ كنار ارس‌ مانده‌ زده‌اند چون‌ سواحل‌ اينطرف‌ ارس‌ همه‌ محل‌ زراعي‌ است‌ لهذا اردو دور از رودخانه‌زده‌ شده‌ است‌.هوا متصل‌ به‌ ابر و نم‌ نم‌ باران‌ بود تا يك‌ ساعت‌ از شب‌ رفته‌ كه‌ قطع‌ شد اينطرف‌ ارس ‌تلگرافخانه‌ و تذكره‌خانه‌ و چاپارخانه‌ دارد و آن‌ طرف‌ كه‌ بناهاي‌ روس‌ است‌ با دوربين‌ ديده‌ شد.
بعضي‌ ابنيه‌ عاليه‌ ساخته‌اند كه‌ معروفست‌. اين‌ محل‌ به‌ شهر جلفا، هنوز پرنس‌ منچيكوف‌ كه‌ از طرف‌دولت‌ روس‌ مهماندار ماست‌ وارد نشده‌ است‌، عصر با دوربين‌ نگاه‌ كرده‌، ديدم‌ يك‌ فوج‌ سواره‌ نظام‌ باموزيكان‌ وارد جلفا شدند، امروز در جلگه‌ گلين‌قيا، تيمور پاشاخان‌ ماكوئي‌ با اعيان‌ و سواره‌ ماكو وسواره‌ اكراد جلالي‌ و غيره‌ كه‌ از ماكو آمده‌ بودند به‌ حضور رسيدند جمعيت‌ زيادي‌ بودند.
جلفا در سفرنامه سوم ناصرالدین شاه بزودی

۱۳۸۷ مهر ۲۵, پنجشنبه

بازرگانی خارجی در شهرستان جلفا

بازرگاني خارجي:
شهرستان جلفا يكي از شهرستانهاي توانمند با پتانسيل هاي بالا در امر صادرات غير نفتي است. توجه به صادرات غير نفتي از اهميت بالائي برخوردار است. همجوار بودن شهرستان با كشورهاي آذربايجان، ارمنستان، نزديك بودن به بازارهاي آسياي ميانه و اروپا از يك طرف و وجود پايه هاي كشاورزي و صنعتي خوب از طرف ديگر اين امكان را فراهم نموده است كه شهرستان جايگاه قابل توجهي در صادرات غير نفتي داشته باشد.
در شهرستان جلفا، دو بازارچه مرزي تحت عناوين بازارچه مرزي جلفا و بازارچه مرزي نوردوز وجود دارد. بازارچه مرزي جلفا در شمال شهر جلفا واقع است و مساحت آن 20000 متر مربع است بازارچه مرزي نوردوز در شمال غربي جلفا و در 70 كيلومتري آن واقع شده است و مساحت آن 1000 متر مربع مي باشد. تعداد غرفه هاي بازارچه جلفا 21 و نوردوز 10 غرفه مي باشد كه به ترتيب 105 و 35 پيله ور در امر صادرات و واردات فعاليت دارند. در سال 1380، 1966 تن كالا به ارزش حدود 3864 ميليون ريال از بازارچه مرزي جلفا وارد و 62509 تن كالا به ارزش 9787 ميليون ريال صادر شده است. در همان سال ميزان واردات كالا از بازارچه نوردوز وجود نداشته و ميزان صادرات معادل 10254 تن و به ارزش 5208 ميليون ريال است.
تأسيس منطقه آزاد جلفا به مساحت 1035 هكتار در سال 1382 تصويب و با افتتاح گمرك اين منطقه، فعاليت ترانزيتي و صادرات و واردات آن رسماً آغاز گرديده است. تأسيسات عظيم گمرك با 400 هكتار وسعت، دو هزار متر مربع ساختمان اداري و 86 هزار متر مربع انباري، ايستگاه راه آهن، مجتمع انبارهاي عمومي با امكانات لجستيكي، نمايندگي هاي كليه ادارات و سابقه بيش از 100 ساله اين شهر در امور تجارت، بازرگاني و پتانسيل موجود در اين شهر براي انجام تشريفات گمركي، ترخيص، انبارداري و حمل و نقل بيش از 3 ميليون تن كالا در سال، همگي بستر مناسبي را جهت فعاليت بازرگانان و سرمايه گذاران داخلي و خارجي فراهم آورده است. بررسي عملكرد منطقه نشانگر رشد 103 درصدي در صادرات بوده است به طوري كه از 43737 تن در سال 79 به 88798 تن در سال 80 بالغ گرديده است. در فاصله (81-79) ميزان سرمايه گذاري انجام شده جهت زير ساخت هاي منطقه حدود 90 ميليارد ريال بوده است كه توسط بخش خصوصي و وخود منطقه انجام پذيرفته است.
تجارت آزاد با اقصي نقاط دنيا فارغ از هرگونه موانع تعرفه اي، مشاركت در گسترش تجارت منطقه اي جمهوري اسلامي ايران با منطقه قفقاز، روسيه و اكراين با برخورداري از امتيازات خاص، دسترسي سريع به بازارهاي وسيع قفقاز و روسيه واكراين با بيش از 300 ميليون نفر جمعيت، ترخيص وفروش قسمتي از كالاها وخدمات توليدي منطقه ويژه، استفاده از تسهيلات خاص بانكي براي واردات ماشين آلات، قطعات يدكي، بستر مناسب براي جريان سرمايه وسرمايه گذاري مشترك داخلي وخارجي در زمينه هاي توليد از امتيازات وپتانسيل هاي منطقه آزاد جلفا مي باشد.

۱۳۸۷ مهر ۱۷, چهارشنبه

مصاحبه


بلاتکليفي در تعيين محدوده، اصلي‌ترين مشکل ماست

مهندس عباس رنجبر رئيس هيات مديره و مديرعامل سازمان منطقه آزاد تجاري - صنعتي ارسباران، داراي مدرک کارشناسی ارشد مدیریت منابع انسانی و مهندسی عمران از دانشگاه آزاد تبریز است . مدیریت پروژه های عمرانی ، فرماندار مرند ، شهردار مناطق 5 و 2 تبریز ، معاون عمران در دانشگاه آزاد شهر ری و مسئولیت اجرای طرح مرمت و باز سازی حرم مطهر حضرت علی (ع) از جمله فعالیت ها و سمت های ثبت شده در کارنامه سوابق شغلی اوست . آنچه در پی می آید ، بخش نخست از مصاحبه اختصاصی ماهنامه ( آغاز ) با مدیر عامل سازمان منطقه آزاد ارس و مشکلی بنام محدوده گذاشته تا شاید بتواند ارس را به جایگاه مهمی در اقتصاد کشور و منطقه مبدل سازد .
..............
غیر از مشکلات کلی که گریبان گیر تمامی مناطق آزاد است ، مهمترین مشکل ما در دوسال گذشته در منطقه آزاد ارس بحث محدوده می باشد . چنانچه نظر دولت بر مبنای عدم توسعه محدوده منطقه آزاد ارس و بر اساس همین محدوده مصوب باشد ، دانستن این امر بهتر از آن است که ندانیم دقیقاً بر چه مبنا و در چه محدوده ای کار می کنیم .
منبع سایت سازمان
متن کامل مصاحبه را در همین لینک مطالعه فرمایید

۱۳۸۷ مهر ۱۵, دوشنبه

رویداد های مهم شهرستان جلفا بعد ازپیروزی انقلاب اسلامی

رویداد های مهم شهرستان جلفا

رویداد های مهم شهرستان جلفا را در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی چندی پیش در همین وبلاگ تقدیم کردیم . حال وقایع و رویداد های مهم و تاثیر گذار در سرنوشت این شهرستان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیست و دوم بهمن ماه پنجاه هفت به شرح زیر بعرض میرسانیم :

* فروپاشی شوروی سابق و برچیده شدن دیواره ها و سیم خاردار و باز شدن مرز ها برای دیدار مسلمانان آذربایجانی دوسوی ارس در سال 1368
* گشایش پل ارتباطی جلفا و ایالت خودمختار نخجوان در اوایل سال 1369 و عبور اولین گروه سیصد نفری از نخجوان و ایران از روی پل جوبی .
* مسدود شدن کامل خط آهن جلفا – مسکو بعلت فروپاشی شوروی و مناقشه قره باغ بین آذربایجان و ارمنستان و رکود شدید جلفا و هادیشهر و روستاهای تابعه از سال 1370 لغایت 1375
* افتتاح بازار چه مرزی جلفا در تاریخ 18/1/73
* افتتاح بازارچه مرزی نوردوزدر تاریخ 19/6/74
* افتتاح رسمی فرمانداری جلفا و تبدیل به شهرستان در تاریخ 27/8/74
* افتتاح پل نوردوز برروی رودخانه ارس بین ایران و ارمنستان 19/10/74
* از مهمترين رويدادهاي اقتصادي شهرستان جلفا، اجراي پروژة عظيم آبرساني رودخانة ارس به دشت گورديان مي باشد كه شهرستان جلفا را در روند توسعه، شتاب شايسته اي بخشيده است. عمليات اجرايي طرح انتقال آب و عمران اراضي دشت گورديان از سال 1374، با سرمايه گذاري مستقيم بانك كشاورزي آغاز شد.
* تصویب منطقه ویژه اقتصادی جلفا در جریان تیرماه 1376
* کلنگ زنی طرح عظیم پمپاژ آب و آبرسانی به دشت گلفرج در جریان سفر آقای ناطق نوری رییس مجلس شورای اسلامی 1376
* سفر آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به منطقه 1377
* افتتاح بیمارستان 64 تختخوابی دکتر سید سجاد ساجدی هادیشهر به کوشش دکتر علیا نسب رییس شبکه بهداشت و درمان وقت شهرستان جلفا بعد از سالها انتظار 1382
* سفر سید محمد خاتمی رئیس جمهوری به منطقه و افتتاح رسمی منطقه آزاد تجاری – صنعتی ارس ( در مرداد ماه 1383 ) با توجه به تصویب مجلس شورای اسلامی در 2/6/1383 که قبلاً انجام گرفته بود .


* شروع به کار شرکت بزرگ ماشین سازی ارس خودرو دیزل در سال 1383 با هدف تولید انواع کامیون و کامیونت پس دریافت پروانه تاسیس در تارخ 28/11/ 1383 .
*سفر آقای محمود احمدی نژاد رییس جمهور اسلامی ایران به منطقه در تاریخ 21/ 4/ 1385 در طی شانزدهمین سفر هیات دولت به استانها .
رخداد های کوچک و بزرگ دیگری نیز احتمالاًوجود دارد که هرکدام در زمان خودش تاثیر گزار بوده اند .
منبع :
کتاب جلفا از دیر باز تاکنون
یاد داشتهای منصور حسین قلی زاده
پایان نامه آقای اسماییل خانمرادی

۱۳۸۷ مهر ۹, سه‌شنبه

میوه ها و گیاهان دارویی شهرستان



گیاهان و میوه های شهرستان

انار
پیامبر خدا (ص):"انار مهتر همه میوه هاست و هر کس یک انار بخورد ،چهل پگاه شیطان خویش را به خشم می آورد .امام صادق (ع):"میوه صد وبیست گونه است و مهتر همه آنها انار است ."خواص انار
پیامبر خدا (ص):" هر کس اناری را کامل بخورد ،خداوند قلب او را چهل شب نورانی می دارد .پیامبر خدا (ص):" انار بخورید زیرا هیچ دانه ای از آن در معده جای نمی گیرد ،مگر این که چهل روز قلب را نورانی می سازد وشیطان را برون می راند .امام علی (ع):"درهر دانه انار چون درمعده جای می گیرد ،حیاتی برای قلب و فروغی برای نفس است و شیطانی را که وسواس نام دارد چهل شب بیمار می کند .امام صادق (ع):" چهار چیز ،طبع را اعتدال می بخشد انارسورانی ،خرمای نارس پخته شده ،بنفشه و کاسنی .امام صادق (ع):"هرکس در هنگام خفتن یک انار بخورد ،تا صبح جانش در امان است .امام صادق (ع) :"برشما باد انار ؛چرا که هیچ گرسنه ای آن را نمی خورد ،مگر این که وی را بسنده است و هیچ سیری آن را نمی خورد ،مگر این که غذا را بروی گوارا می سازد .امام صادق (ع):" هرکس انار بخورد انار شیطان وسوسه را از او دور می سازد . چامام صادق (ع):" هر کس یک دانه از انار بخورد ،آن یک دانه شیطان وسوسه را تا چهل روز زمینگیر می کند .امام کاظم (ع):" هرکس روز جمعه یک انار بخورد آن انار ،دل اورا تا چهل پگاه نورانی می دارد اگر دو انار بخورد تا هشتاد روز و اگر سه انار بخورد تا صد و بیست روز و نیز وسوسه شیطان ازاو دور می شود و هرکس وسوسه شیطان از اودور شود ،خداوند را نافرمانی نمی کند و هر کس خداوند را نافرمانی نکند خدای اورا به بهشت در می آورد .امام کاظم (ع):" از جمله چیزهایی که آدم به فرزندش سفارش کرد ،این بود که به وی فرمود :"برتوباد انار ،اگر گرسنه شدی و آن را بخوردی بسنده ات کند و اگر در حالی که سیر بودی آن را خوردی غذا را برتو گوارا سازد . "
خواص انار شیرینامام صادق (ع):" برشما باد انار شیرین آن را بخورید چرا که هیچ دانه ای از آن به معده مؤمنی در نمی آید مگر این که بیماری ای از آن ریشه کن می کند و شیطان وسوسه را از او دور می سازد .امام عسکری (ع):" انار بخور چراکه خون را فرو می نشاند و آنرا در درون تصفیه می کند .خواص انار ترش وشیرین (ملس)امام صادق از انار شیرین یاد کرد و فرمود :"ترش و شیرین در شکم سازگارتر است ".امام رضا (ع):"انار شیرین و ترش بمک ؛چرا که انسان را نیرو می دهد و خون را زنده می سازد .خواص خوردن انار با پیه آن
پیامبر خدا (ص):"انار را با پیه آن بخورید ؛چرا که شست و شو دهنده معده است . "امام علی (ع):"اناررا با پیه بخور چرا که معده را پاک می کند و هیچ دانه ای د رمعده انسان مسلمان جای نمی گیرد مگر این که آن را روشن می سازد و تا چهل پگاه شیطان و وسوسه را از آن دور می سازد .امام علی (ع):"انار راباپیه اش بخور چرا که زرد شدگی دندان و بدبویی دهان را از بین می برد و انسان را پاک می کند . "امام صادق (ع):" انار را با پیه اش بخور چرا که معده را پاک می کند و ذهن را افزون می سازد . "

جعفري

نحوه استفاده : نحوه استفاده در زير آورده شده است.خواص : جعفري ضد نفخ شكم است و شريان‌ها و رگ‌ها را تميز مي‌كند.دم كرده ريشه جعفري براي درمان تنگي نفس و درمان سرخك مفيد است.براي رفع لك‌ها و جوش‌هاي صورت، دم كرده جعفري را روي پوست صورت بماليد. براي روشن شدن رنگ پوست، مقداري جعفري را در نيم ليتر آب به مدت 5 دقيقه بجوشانيد و صبح و شب صورت خود را با آن بشوئيد. بعد از يك هفته پوست صورت شما روشن مي‌شود.دم كرده جعفري ضد تب بوده و براي بواسير و سنگ كليه مفيد است.خوردن چاي جعفري به هضم غذا كمك مي‌كند.بعد از خوردن سير براي برطرف كردن بوي دهان مي‌توانيد از جعفري استفاده كنيد. جعفري نفس را نيز خوشبو مي‌كند.شايان ذکر است، براي درمان خون مردگي و له شدگي مي‌توان از برگ و ساقه جعفري براي بهبود عضو آسيب ديده استفاده كرد.

منبع : کتب طب سنتی

۱۳۸۷ مهر ۷, یکشنبه

تبریک تولد

تولد بهترین و محبوب ترین کمپانی اینترنتی دنیا( گوگل ) را تبریک گفته و برای پرسنل آن آرزوی پیشرفت بیشتر را مینمایم

۱۳۸۷ مهر ۵, جمعه

قانون

مقاله زیر از همشهری دانشمند آقای مهندس علی فتحعلی زاده علمداری در مجله کانون وکلای تهران چاپ شده است که برای انتشار در وبلاگ شهرستان جلفا ارسال داشته اند با تشکر از ایشان ، امیدوارم مورد استفاده عزیزان قرار گیرد .

مهندس علي فتحعلي زاده

واژه قانون و ورود آن به حقوق ايران


در اين مقاله ابتدا به معني و مفهوم واژه قانون و مترادف هاي آن در منابع مختلف پرداخته و سپس دربارة چگونگي ورود اين واژه در حقوق ايران گفتگو خواهد شد. نگارنده بدون هيچ ادعايي، از خوانندگان متمني است در اصلاح مندرجات اين مقاله او را ياري فرمايند.
o واژه قانون و كاربردهاي آن
در منابع مختلف به زبانهاي عربي، تركي و فارسي كه نشر و بسط توسعه فرهنگ در سرزمينهاي اسلامي وسيله آنها انجام گرفته است و در دسترس نگارنده بودند دربارة ريشه و توضيح كلمة قانون چنين نوشته شده است:
1- فرهنگ عربي تاج العروس كلمه قانون رومي (يوناني) يا فارسي است.
2- به نوشته لغت نامه عربي محيط المحيط، قانون كلمه اي است سرياني.
3- در كتاب فرهنگ فارسي آنندراج در زير كلمه قانون نوشته شده: اين لفظ سرياني يا يوناني است و كتاب «برهان قاطع» نوشته كه قانون معرب كانون است.
4- محمد قريب در كتاب لغت فارسي خود كه واژه نوين نام دارد، قانون را معرب واژه يوناني دانسته است.
5- فرهنگ معين، قانون و كانون را معرب واژه يوناني كانن قيد كرده و به آن ريشه سرياني واكدي قائل شده است.
6- فرهنگ فارسي عميد، اصل كلمه قانون را عربي ذكر كرده است.
7- فرهنگ تركي از انتشارات مؤسسه عالي زبان و تاريخ تركيه، قانون را كلمه اي عربي دانسته است.
8- فرهنگ فارسي آنندراج زير واژه قانون چنين نوشته است: به ضم ثالث اين لفظ سرياني يا يوناني به معني اصل هر چيز.
9- لغت نامه دهخدا چنين آورده: گويند اين لغت معرب كانون است و عربي نيست. ليكن در عرب مستعمل است همچنين در زير نويس صفحه اي كه واژه قانون در آن مندرج است نوشته شده. «قانون» معرب از يوناني Kanon . ضمنا" لغت نامه مذكور، واژه كانون را سامي دانسته است.
10-دايرة المعارف اسلام: اصل واژه قانون يوناني است.
11-ترمينولوژي حقوق: اصل قانون (Loi) از canon است كه عبارت مي باشد از مقررات موضوعه توسط مقامات كليسا، كلمه قانون معرب كلمه لاتين مذكور است.
بنا به موارد فوق قانون معرب كلمه يوناني canon است كه از راه زبان سرياني وارد زبان عربي گرديده است و در اصل به معناي «خط كش» به كار رفته و بعد معني قاعده به خود گرفته است و امروز در زبانهاي اروپايي به مقررات كليساي مسيحيت و كنيسه يهوديت اطلاق مي شود. (Canon Law, Droit Canoniquie).
كانون، نام ماهي است متقابل با ماه مرحشوان عبرانيان. از كانون در كتيبه هاي شهر باستاني پالمير واقع در سوريه كنوني (به آن تدمير به معني شهر نخل نيز مي گفتند و اكنون خرابه هايي از آن باقي است) ذكري به ميان آمده است. بعدها كانون به اشكال قديم و قانون حراي در ميان ماههاي سرياني (سوريه) ديده ميشود. در عربي به اين ماهها كانون الاول و كانون الاخر گفته مي شود. ابوريحان بيروني اين ماه ها را در كتاب آثارالباقيه خود به صورت هاي كانون قديم لا و كانون حراي ل جزو ماههاي سرياني٭ ذكر كرده است.
در تركي كلمه كانون به معني اجاق (محل سوزاندن آتش) است و به نظر مي رسد اجاق، نام ماه اول تركيه ترجمه كلمه كانون باشد. همچنين ناگفته نماند واژه اجاق در لهجه هاي مختلف زبان تركي به معني و مفهوم محل افروختن آتش، كوه، كانون (= باشگاه)، معدن، جايي كه بيشترين مصرف يا سوخت چيزي انجام مي پذيرد. سرچشمه، منبع خاندان و كسيكه ويژگي درمان بيماري ها را بدون استفاده از دارو داراست (= پير)، نيز مي باشد.٭ ضمنا" قابل ذكر است كه به تركي قانون را ياسا مي نامند.
در تركي علمي، از واژه قانون، قاعده لايتغير ارتباطات اجباري مابين اتفاقات و پديده هاي طبيعي مانند جاذبه،‌ مستفاد مي گردد. كتاب منتهي الارب قانون را اصل هر چيز و مقياس آن، معني كرده و مي افزايد قانون عبارت است از محركه راه و روش،‌ اقتنان برابر است با راست ايستادن. در علم فيزيك قانون عبارت است از نظريه فيزيكي كه از طريق آزمايشات عملي و علمي به اثبات رسيده باشد. نظير قوانين نيوتن، قانون فارادي و غيره. به طور كلي از لحاظ علمي، قانون عبارت است از بيان و ترجمان مناسبات ثابت يا مشابه يا متعاقب پديده هاي طبيعي . ٭٭
شيميدان معروف زكرياي رازي كه الحق نابغه اي بوده است و اقوام در كشورهاي مختلف وي را از تبار خود مي دانند و اكتشافات متعدد را به وي نسبت مي دهند، از كانون كه به معني كوره كوچك و كانون القلائين، كوره اي بوده شبيه كوره تابش دان كه روي آن كباب درست مي كردند نام برده است. ٭٭٭ آلت موسيقي اي كه شبيه سنتور مي باشد و بعضي ها اختراع آن را به افلاطون و برخي به فارابي منتسب دانسته اند و در موسيقي امروز بيشتر كشورهاي شرقي بين عرب ها ،‌ ترك ها و ايرانيان مرسوم است، قانون نام دارد. اين ساز پس از اشتهار در كشورهاي عرب حدودا" در قرن دوازده ميلادي از طريق اندلس به اروپا راه يافت و تا قرن 15 ، اسپانيايي ها آن را كانو و آلماني ها كانون ناميدند و گونه كوچكتري از آن در فرانسه (Micanon) نام گرفت. ٭٭٭٭
در سرياني واژه قانون به شكل قنونا كه در زبان ارمني نيز رايج است،‌ بوده و معني قاعده و قانون را دارد.٭٭٭٭٭ Canonدر زبانهاي انگلوساكسن ، قاعده يا عصا، در لاتين مقياس اندازه گيري قاعده و نمونه ، در يوناني به همان معني و قريب به معناي لفظ ديگر يوناني Kanna و Cane مي باشد. در انگليسي به معني ني و چوب دستي است. از تلفيق اين معاني، ميزاني براي سنجش حق و ناحق و سزا و جزا به دست مي آيد.٭
كلمه انگليسي Canonرا كه مفهوم مقررات (شريعت) دين يهود و نصاري را دارد نبايد، با واژه فرانسوي Canonبه معني توپ كه در انگليسي با حرف nمكرر و به صورت Cannon نوشته مي شود اشتباه كرد.٭٭
كاربرد قانون به معني و مفهوم Law انگليسي و Loi فرانسه در حقوق ايران، گذشته دوري ندارد و نگارنده ورود آن را به زبان حقوق فارسي بنابر آنچه در پي خواهد آمد حوالي سال هاي 1369 هجري قمري مي داند.
معادل و مترادف اين واژه در زبان فارسي ناموس، كه اصل آن از نموساي سرياني است كاربرد داشت كه امروزه در زبان محاوره به معني غير از قانون به كار برده مي شود.٭٭٭
در كتاب جامع الحكايات آمده است: دگر از ناموس هاي «ماني» آن بود كه گفت ذخيره حرام است و نشايد كه زيادت از قوت يك روز نهادن ٭٭٭٭ و يا در سياست نامه خواجه نظام الملك گفته گفته شده است از ناموس هاي مملكت ،‌ يكي نگاه داشتن لقب و مرتبت و اندازه هر كس است.
به طوري كه در كتاب عيون الانبيا درج شده است «... اكنون نسخه ناموس طبي بقراط را متذكر مي گرديم ...» سوگندنامه بقراط ناموس طبي نام داشته است. همچنين در تاريخ نامة هرات جوامع الحكايات عوفي ، آثار الباقيه ابوريحان بيروني ... ناموس به معني اخص قانون به كار برده شده است.
نام پيشداديان اولين سلسله اسطوره اي امپراطوري ايران كه به لهجه اوستايي پره داته Paradata ذكر گرديده است و بعدا" در پهلوي پيشداد Pesdad شده به معني قانونگزار كهن يا نخستين قانونگزار مي باشد. ٭
ذات كه به معني قانون است غالبا" در اوستا استعمال شده و داد و دادگر از اين كلمه است و نام كتاب ونديداد كه جزوي از اوستاست، به معني قانون ضد ديو مي باشد. بنابراين صفت دادگر انوشيروان پادشاه ساساني به معني قانونگزار است نه عادل. با اين حساب، زنجير عدل و ... كه بر اين پادشاه مي بندند حكايت هايي است كه نژاديون و پانيست هاساخته اند زيرا كه هزاران مزدكي را با گذاشتن در داخل گچ كشت.
آيين لغتي است فارسي و به معني قانون، مراسم و عرف مي باشد و آيين نامه كتابي بوده است كه اين مقفع در قرن دوم هجري از زبان پهلوي به زبان عربي ترجمه كرد و الفهرست در بيان آن مي نويسد: كتابي به نام «آيين نامه» بود كه در عربي الرسوم نيز گاهي ذكر شده است. اين كتاب محتملا مطالبي درباره سازمان اداري، خصوصيات و امتيازات طبقات مختلف و چگونگي آداب و رسوم درباري، سپاهي گري، بازي چوگان زمان ساسانيان در برداشت. همچنين در كتاب «التاج في الاخبار الملوك» منسوب به جا حظ كه مشتمل بر اطلاعات بسيار درباره آداب و رسوم ساسانيان است به نام «آيين الفرس» اشاره رفته است. عنوان آيين نامه كه مسعودي آن را كتاب الرسوم ترجمه كرده است در دوره اسلامي عنوان كتاب ها يا رسالاتي كه دربارة آداب و رسوم، هنر و علوم مختلف به زبان پهلوي و فارسي تأليف مي شده، به كار رفته است. مانند آيين اكبري كه دربارة آداب و رسوم دربار اكبرشاه ترك تبار معروف هند است. اين واژه پس از استقرار مشروطه و تدوين قوانين در موارد مختلف از جمله در «آيين دادرسي مدني» به كار گرفته شده است.
حال كه قانون از نظر لغوي به قاعده نظامات معني شده، بايد ديد اين چگونه قاعده اي است و ماهيت آن چيست؟
قانون، مقررات و قواعدي است كه بر پايه تجربيات بشر استوار و تدوين شده است. فرهنگ نويس نامي دكتر سموئل انگليسي گفته است: قانون آخرين نتيجه اي است كه از عقل بشر به اعتبار تجاربش به سود عموم افراد بشر گرفته مي شود. يا از لحاظ حقوق، قانون عبارت است از بيان قاعده و دستورالعملي كه يك قدرت حاكم يا دولت آن را برقرار مي كنند. از نظر ترمينولوژي حقوق امروزي، قانون عبارت از قاعده ايست كه قوه مقننه وضع و ابلاغ مي كند و آن مبتني بر طبيعت عالم تمدن و متناسب با مصلحت مردم است.
به طور كلي و خلاصه مي توان گفت قانون به قواعد و نظاماتي اطلاق مي شود كه بر پايه عقل و منطق و تجربه عملي بشر استوار است و ريشه سماوي و ماوراء الطبيعه (متافيزيك) ندارد و منظور از آن جلب منافع و رفع و دفع مفاسد از مردم در اين دنيا مي باشد.
آنچه از نوشته هاي سرزمين هاي اسلامي (در بالا به تعدادي از آنها اشاره شد) در اين باب مستفاد مي گردد اين است كه آنان نيز مفاهيم فوق را مدنظر داشته اند زيرا كه، ابوعلي سينا به علت اينكه مندرجات و محتويات كتاب برمبناي تجربيات عملي استوار بوده است كتاب طبي معروف خود را قانون ناميده است. از بررسي متون فارسي قديم ديگر نيز صدق مدعاي آخر اثبات مي گردد. رشيدالدين فضل الله همداني در جامع التواريخ نوشته: ... بر وفق فرموده «غازان خان مغول» مجموع مسودات يرليغ ها (= فرمان ها) را بعد از تنظيم به اتفاق بر دفتر نوشتند و آن را قانون الامور نام نهادند.
در بررسي نوشته هاي فارسي بعد از اسلام به نام گذاري هايي بر مي خوريم كه از ديد موضوع ما، با مسمي است. به عنوان مثال يكي از كتابهايي كه اين مقفع در قرن دوم هجري قمري (هشتم ميلادي) از پهلوي به عربي ترجمه كرده است كتابي بود به نام «آيين».
در سليمانيه كوتوپحانسي (= كتابخانه سلمانيه) استانبول، دو نوشته خطي به زبان فارسي ،‌ از يك كتاب زير عناوين رئيس الكتاب مصطفي افندي و به شماره هاي 609 و 610 وجود دارد كه يكي از آنها 109 و ديگري 128 برگ دارد.
نام هر دو كتاب «ختاي نامه» است. مؤلف آن شخصي است از اهالي بخارا به نام سيدعلي اكبر ختايي كه چند سالي به عنوان بازرگان در سفر چين بوده است و ديده ها و شنيده هاي خود را به زبان فارسي كه خيلي پيشتر و بعد از دوره او به همراه لهجه ايغوري تركي، زبان رسمي و حاكم در طول جاده ابريشم بود، برشته تحرير درآورده است. تاريخ و زمان دقيق سفر وي روشن نيست. آنچه محتويات كتاب مي نماياند اين سفر در سالهاي 1477-1505 ميلادي انجام پذيرفته است. اين كتاب را در سال 1582 ميلادي شخصي به نام حسين افندي به تركي ترجمه و به سلطان مراد سوم پادشاه عثماني تقديم كرده است. در اين كتاب واژة قانون به طور مكرر به كار برده شده است. در سال 1853 كه نهضتهاي فكري در بلاد عثماني و مسلمان ديگر آغاز شده بود چاپ سنگي اين نوشته با الفباي عربي،‌ در استانبول نشر يافت و باعث به كارگيري اولين بار كلمه قانون به مفهوم امروزي آن (و يا معادل انگليسي) در بين سياسيون و اصلاح طلبان و ورود آن به ادبيات كشور تركيه آن موقع و به تبع آن ايران گرديد. استعمال كلمه قانون در زمان حكومت عثماني، بيشتر در مورد احكام صادره از طرف حكومت به كار مي رفت تا آنها را از احكام شرع حنيف كه مبتني بر ادله معروفه خود مي باشد، جدا كند چه امكان دارد در مسأله اي حكم شرع با قانون موضوعه منافات داشته باشد. مثلا" ربا در شرع حرام است ولي در قانون مباح.
قبل از انتشار ترجمه تركي اثر ياد شده ، اصطلاح قانون در معناي بسيار محدودتر، به معناي نظامات مستقر به كار رفته است و مفهوم قانون در مورد واژه شرع يا شريعت و يا قانون قرآني محفوظ مانده بود.
اصطلاحاتي مانند قانون نامه، خلاف قانون ، قوت قانون و .... در ادبيات فارسي به مفهوم Law براي اولين بار در اين نوشته به ميان آمده است. انتشار چاپ سنگي تركي اين كتاب در استانبول، مردان سياسي نهضتهاي فكري جديد مخالف سلطان و روش اداره كشور و (بخصوص عثماني گرايي) به ويژه به مردان سياسي دوره تنظيمات، اين اصلاح طلبان دو كشور عثماني و ايران قرن نوزدهم ، اجازه داد كه اين اصطلاحات را از خطايي وام گرفته و آنها را وارد مصطلحات محاورات و ادبيات آن روز گردانند.
ختايي كلمه قانون نامه را مترادف با واژة لي (Lie) چينيان آورده كه به معني آيين آنان بوده است و مانند حقوق مذهبي مسيحي: «Droit Canon» اساس آسماني و الهي داشت. اما مسلمانان لي را چيزي به غير از قواعدي كم و بيش حكيمانه كه چينيان از خودشان اختراع كرده بودند نمي ديدند و به آن جنبه الهي قائل نبودند. بنابراين مسلمانان در قرن نوزدهم براي اينكه به فرامين سلاطين اصلاح طلب خود يك خصلت قضائي (معادل شرع) دهند، ميان اصطلاح و يا واژه اي تركي‌ (به لهجه كاشغري) ختايني نين لي سي (Khitayinin, L, ie - Si) و كلمه Zagon روسي به معني قانون (كه آن روزها بين روشنفكران متداول بود) مردد مي مانند تا سرانجام به طور قطع واژة قانون به مفهوم Low امروزي را كه توسط نشر چاپ سنگي ترجمه تركي ختاي نامه (سفرنامه سيدعلي اكبر ختايي) رواج يافته بود پذيرفتند.
بدين ترتيب واژه قانون به همراه واژه هاي ديگر نظير جرمانه و جريمه به دنبال نشر ترجمه اثر مذكور در سال 1369، ه.ق / 1853 ميلادي، وارد واژگان حقوقي عصر تنظيمات در تركيه عثماني و به تبع آن در ايران بعد از اميركبير شد. در سال 1307 هجري قمري چند روز پس از بازگشت ناصرالدين شاه از سفر اروپا به دستور وي تحت رياست شاهزاده عباس ميرزا ملك آرا (برادر ناتني كوچك ناصرالدين شاه) كه 27 سال در خاك عثماني اقامت داشت مجمعي به نام مجلس تحرير قانون با وظيفه ترجمه و تحرير قانون به مفهوم امروزي آن، تشكيل گرديد. ناگفته نماند كه در اين دوران تأثيرپذيري و الهام اصلاح طلبان دو كشور از قانون مدني فرانسه و سويس و ديگر كشورهاي غربي پيش از اندازه بود و كتاب ختاي نامه، بيشتر از تأثير قانون خواهي از طرف روشنفكران، در انتخاب واژه مؤثر بوده است.
o ‌منابع
1- «جاده ابريشم» علي مظاهري، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، ترجمه دكتر نويان.
2- «ترمينولوژي حقوق» جعفري لنگرودي، گنج دانش.
3- «فرهنگ فارسي معين» اميركبير.

4- «تركستان نامه» بارتولد، ترجمه كريم كشاورز.
5- «تاريخ تمدن» ويل دورانت، انقلاب اسلامي.
6- «تحقيقي در دين يهود» جلاالدين آشتياني.
7- «خطاي نامه» به كوشش ايرج افشار، تهران چاپ سوم.
8- «LIST ICIN TARTH III prof. Dr. Ismet Miroglu 1989 Istanbul. »
9- «بنيان حكومت قاجار» فرزانه اجلالي نشرني، 1373
10- «دايره المعارف اسلام»، ترجمه تركي از چاپ ليدن، استانبول 1957.
11- «فلسفه قانونگزاري در اسلام» ترجمه اسماعيل گلستاني، 1358 اميركبير.
12- «ايران و عثماني در آستانه قرن بيستم».
13- «قانون مدني زرتشتيان در زمان ساسانيان».
14- «پژوهش واژه هاي سرياني در زبان فارسي» جليل اخوان زنجاني تهران 1365.
15- «فرهنگ هاي عربي تاج العروس، محيط المحيط».
16- «فرهنگ هاي فارسي، آنندراج، عميد، دهخدا، واژه نوين (محمد قريب)، معين».
17- «فرهنگ تركي به تركي» انتشارات مؤسسه عالي زمان و تاريخ تركيه .
18- «جامع التواريخ رشيدالدين فضل الله همداني» تصحيح محمد روشن، مصطفي موسوي 1373 نشر البرز.
19- «كتاب الاسرار» محمد زكرياي رازي ترجمه حسنعلي شيباني، دانشگاه تهران.
20- «سرگذشت قانون» علي پاشا صالح، انتشارات دانشگاه تهران.
21- «فرهنگ صالح» علي پاشا صالح، انتشارات تهران.
22- «يادداشت هاي كاتاها» پورداود، دانشگاه تهران 1356.
23- «حقوق جزايي اسلامي» ترجمه اكبر غفوري، عباس شيرازي 1373.
24- «قاموس» كتاب مقدس.
25- «روايت اميد اشوهيشتان» ترجمه نزهت صفاي اصفهاني، انتشارات نشر 1376.
26- «ايران و اسلام» ترجمه كريم كشاورز.
27- «دانشنامه ايران و اسلام».
28- «گفتاري درباره دينكرت» محمدجواد مشكور 1325.
29- «آثار الباقيه» ابوريحان بيروني.
30- «فرهنگ اصطلاحات اجتماعي و اقتصادي» ترجمه خليل ملكي، انتشارات رواق 1358.
31- «يشت ها» جلد اول، ابراهيم پورداود.

۱۳۸۷ مهر ۲, سه‌شنبه

سفر نامه از تبریز تا ماکو



سفر نامه از تبریز تا ماکو

کتاب تاریخی جالبی از طرف دوست دانشمندم آقای علی فتحعلیزاده علمداری بدستم رسید که بینهایت از لطف ایشان ممنون و سپاسگزارم . در ضمن مقاله ای از ایشان در باره قانون دریافت کرده ام که بعد از ویرایش و تایپ تقدیم خواهد شد لازم به توضیح است که این مقاله در مجله کانون وکلا چاپ شده است .اینک گوشه هایی از کتاب سفرنامه....
کتاب بر خلاف عنوان روی جلد آن که (( روزنامه ی سفر از تبریز تا ماکو )) میباشد ، بخش اول آن که بیست و شش صفحه از شصت صفحه کتاب میباشد به سفر سرزده ایشان از تبریز به کناره های ارس اختصاص یافته. این سفرنامه توسط مهندس مخصوص ناصرالدین شاه بنام علی ابن محمد به رشته تحریر در آمده است . در کتاب علتی را که باعث تغییر مسیر بطرف کناره های ارس شده ، اینگونه شرح میدهد :
" پس از ظهور و بروز حالت حالیه ی مرند و قراسوران و عدم نظم آنجا از نبودن سوار و سرباز سرحد کنار ارس و حمل غله به خارج و بی نظمی آن ، نیز اخبار و اراجیف زیادی شنیده ، خیال را از رفتن به خوی منصرف یافته یافته ، به ملاحظه تقدم اهم بر مهم روانه سمت کنار ارس گشت (ص6)...........
شب را در قریه ذال (زال ) نزدیکی دره دزد (دره دیز ) منزل نموده ، در آنجا وقت ورود شش نفر از سربازان سر حد کنار ارس و جلفا را دیده تعجب کرد که چرا باید در سر خدمت نباشند (ص7) .....
و نیز در باب دزدی راه و صدمه ی سواران قراسواران و تلگرافچیها ، چنین میگفتند که از اول دره یام الی معبر دره دزد بطوری راهها مغشوش است که عبور از آنجا ها هیچ ممکن نمی شود ، خاصه در تابستان سبب این است که همین سواران قرا سواران با دزد ها همدست هستند ، مثلاً فلان دزد (ص 9) .........
صبح را از قریه ی مزبوره روانه ی کنار ارس که چهار فرسنگ مسافت است شده ، پس از رفتن قدری راه به اول دره دزد رسید . (ص 9 ).......
در این دره (دره دیز ) در کنار راه ، آب گرمی است که جهت بعضی امراض نافع است . در آنجا می توان بنای حمامی گذارد ، خالی از منفعت نخواهد بود . پس از گذشتن از دره دزد و رسیدن به جلگه ی گرگر و شجاع ( ص11 ) .........
از آنجا روانه قریه ی لیوارجان گردید ، شب را در منزل رحیم خان سرهنگ فوج دویم منزل نمود . ( ص 13 ) ........
شب را در قریه ی مزبور توقف نمود ، در آنجا قلعه ای از قدیم بود که خوانین گرگر در آنجا سکنا داشتند ، حمامی هم محمد رضا خان مرحوم در آنجا ساخته ، معمور است . این قریه بسیار قریه آبادی است ، هر گاه ممیزی شود دو سه برابر جمع دیوان به عمل خواهد آمد . صبح را از آنجا از میان کوهستان به کنار ارس و قریه ی مرازه ( مارازاد ) رفت که قراول خانه آنجا را ببیند . در نزدیکی لیوارجان کوهی بود معدن نمک بود از مداخلات آن جویا شد گفتند که چون حالا قدغن(ص 15 )......
صبح را از آن قریه به قریه ی احمد آباد که آخرین نقطه محال گرگر است و سرحد قراجه داغ است ، روانه گشت .........
حالت قراولخانه ی این نقطه نیز مثل قراولخانه مرازه است . .........
فوراً با همراهان خدمت شجاع الدوله رفته ، بعد از ملاقات ایشان به منزلی که معین شده بود ، رفته مشغول کارهای متعلقه کنار ارس گردید . چون نوشتجات زیاد بود ، مجال اینکه اوضاع خوی را نیز در طی این روزنام عرض کند ، نشد . انشاءالله روزنامه اتفاقیه خوی را با سایر مطالب با چاپار آینده خواهم به عرض رسانید .

مهر : علی ابن محمد
مهندس مخصوص حضور همایون



در مقدمه کتاب نیز آمده است:
نگارنده در چند جای سفرنامه آورده که طبق فرمان پادشاه مبادرت به سفر و تهیه ی گزارش نموده و حقایق را آنطور که خواست ملوکانه بوده ، بلاواسطه و بلاحجاب عرض نموده است ، به عبارت دیگر می خواهد بگوید که به رسالت خود کاملاً پایبند است . ما نیز به این اثر به عنوان یک سفر نامه ی تقریباً عاری از چاپلوسی و گزافه گویی ارج مینهیم . "

۱۳۸۷ مهر ۱, دوشنبه

مراسم عزاداری ایام سوگواری شهادت مولای متقیان در هادیشهر


تشنه ام این رمضان ، تشنه تر از هر رمضانی ، شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی .


لیله القدر عزیز است بیا دل بتکانیم ، سهم ما چیست از این روز ؟! همین خانه تکانی .



به فرق نازنینش که اثر میکرد شمشیر ، یقیناً ابن ملجم وقت ضربت یا علی گفت .



با تسلیت ایام شهادت مولای متقیان در مناجات شبهای قدر ، التماس دعا داریم
صادقی

۱۳۸۷ شهریور ۲۶, سه‌شنبه

پسر عمه شاه قاجار در لیوارجان

پسر عمه شاه قاجار در لیوارجان

در باره روستای تاریخی لیوارجان در پست های قدیمی مطالبی کلی نوشته شده ولی برای تعریف و توصیف این روستا میخواهم گوشه هایی از رمان زیبا و جالب محمد سعید اردوبادی نویسنده توانای آذربایجانی بنام ( تبریز مه آلود ) را در برایتان بنویسم ( این کتاب خاطرات این نویسنده نامدار است از وقایع انقلاب مشروطیت در تبریز ).
این نویسنده تحت عنوان ( پسر عمه شاه در لیوارجان ) چنین مینویسد :
......حاجی خان ، ارباب لیوارجان همراه دو پسر و نوکران خود به استقبال ما آمده بودند . کوچه های ده در تاریکی شب با فانوسهای بزرگی که نوکر ها حمل میکردند ، روشن شده بود . من و خان از درشکه ها پیاده شدیم و با ارباب دیدار و احوال پرسی کردیم اما خانمها هنوز پیاده نشده بودندرعایای خان که در هر دو سوی راه صف بسته بودند ، به درشکه ها تعظیم میکردند و با این کار خود ادامه دوران بردگی در ایران را به نمایش می گذاشتند .
کوچه های طولانی خبر از آن میداد که لیوارجان آبادی بزرگی است . درشکه جلو در بزرگی که با فانوس ها روشن شده بود توقف کرد . اینجا خانه اربابی بود . فوراً جلو هر درشکه گوسفندی قربانی کردند . برای گذشتن از روی لاشه گوسفند ها ، تا پایان مراسم قربانی سرپا منتظر ماندیم . مدیر اداره پست و تلگراف تعارف کرد که اول من بگذرم و من قبول کردم . زیرا اگر مخالفتی میکردم به حاجی خان بر میخورد. از روی قربانی گذشتم . " میس هانا " نیز گذشت . بی گمان دختر شرق شناس از مراسم قربانی کردن در مشرق زمین بی اطلاع نبود .
به باغ بزرگی که مثل جنگلی می ماند وارد شدیم . در خیابانی که در طرفینش درختان عرعر رج سته بود چند دقیقه ای را ه رفتیم . این خیابان با فانوس های بزرگ روشن شده بود . به ایوانی بزرگ که کف اش پوشیده از سنگ بود ، بالا رفتیم و از جلو اتاقهایی که با آویزها و چراغهای لامپای بزرگ روشن شده بود گذشتیم . زنها به یک اتاق و ما به اتاقی دیگر رفتیم . پس از شست و شو و تعویض لباس ، به تنبی بزرگ و با شکوه خان راهنمایی شدیم .
قالی ها ، پرده ها و آویز های گرانبها و مجلل تالار ، کاخ های بغداد و به عبارت دیگر حرم سرا های خلفای عباسی را که وصفشان را در هزار و یک شب خوانده بودم و برایم افسانه ای بیش نبودند ، بیاد می آورد . این ثروت و شکوه خیلی فراتر از ثروت و شکوهی می نمود که یک مالک قادر به فراهم آوردن و تصاحبش شود . اینجا جایی نبود که بتواند به ارباب چند ده تعلق داشته باشد ، بلکه چنان مینمود که تنها دستی که کشوری ثروتمند و مملو از آثار عتیقه چون ایران را استثمار کرده باشد ، میتوانست بر آن تصرف و تملک داشته باشد .
آمدن " میس هانا " خیلی طول کشید به گفته پسر خان ، همسر ، عروس ها و دختران خان اورا دوره کرده بوده اند و نمی خواستند به این زودی ها ولش بکنند . سرانجام به اتفاق همسر مدیر پست و تلگراف به تالار آمد . او همچنان که پیش می آمد و به شعاع های رنگارنگ آویز بزرگ نزدیک میشد ، پیراهن حریر سفیدش الوان می نمود .
برایم جالب بود که ببینم این دختر با حاجی خان کهنسال چطور آشنا خواهد شد . مثل یک غربی یا مثل یک شرقی ؟ او ابتدا خطاب به حاظران در تالار بفارسی سلام کرد و سپس پیش آمد و دست خان را گرفت و بوسید ، حاجی خان دستی به موهای او کشیده ، گفت : بارک الله دخترم و اجازه داد که بنشیند . باز نمی توانم از مهارت و آمادگی دولتهای سرمایه داری برای آشنایی با شرق تعجب نکنم . این که یک دختر بیست ساله چندان با روحیات و خلقیات شرقی ها آشنا شده باشد که در یک مجلس شرقی همچون یک زن شرقی رفتار بکند ، خیلی جالب است ، جالبتر از نقشی که یک هنر پیشه ماهر در صحنه تئاتر ایفا میکند .
خان با لبخندی که چهره اش را شکفته کرده بود و با طنینی از رضایت در صدا ، خطاب به دختر گفت :
سر افرازمان فرموده اید ، به مناسبت تشریف فرمایی شما احساس خوشبختی میکنیم . خیلی ببخشید . از اینکه به علت زندگی در یک قصبه کوچک و بدون امکانات ، نخواهیم توانست آن چنان که شایسته یک مهمان عزیزی که از یک کشور متمدن تشریف آورده است به صورتی متمدنانه پذیرایی بکنیم ، شرمنده ایم . چه کند بینوا همین دارد . اما شما میتوانید اینجا را مثل خانه پدر خودتان حساب کنید .
برایمان جالب بود که ببینیم "میس هانا " چه جوابی به حاجی خان می دهد .حاجی خان به شیوه مهمان نوازانه شرقی صحبت کرد ، و دختر آمریکایی به چنین تعارفات رسمی شرقی به چه اسلوبی می توانست پاسخ بدهد ؟ حاجی خان گویی که می دانست دختر فارسی میداند و به این زبان صحبت می کند ، نمی توانست پیش بینی کند که او می تواند به شیوه یک دختر ایرانی رفتار کند . از اینرو وقتی دختر شروع به صحبت کرد ، حاجی خان کاملاً شگفت زده شد :
- شرق دارای خصوصیتی فراموش نشدنی است که در کشور های دیگر به آن نمی توان برخورد . این خصوصیت عبارت است از مهمان نوازی ، همدمی ، تواضع ، مرحمت نسبت به کوچکترها ، احترام به بزرگتر ها . شرق دارای خصوصیت دیگری نیز هست که برای گفتن آن از حضورتان اجازه میخواهم و خاموش شد .
حاجی خان به لحنی تشویق آمیز و بفارسی گفت : - بفرما دختر مهربانم .
- نمیدانم چرا آدم با شرقی ها خیلی زود انس و الفت می گیرد نزدیک شدن به آنها هرچه مایه سعادت باشد ، دور شدن از آنها به همان اندازه دشوار است .
از این گفته دختر ، خان و پسرانش خیلی خوشحال شدند . چای آوردند . در هر چیز یک خارق العادگی به چشم می خورد . صدای قلیان های نار گیله با سر های فیروزه ای نشان ، فشافش فواره جلو پنجره باز ، حرکت قاشق های زرین در استکان ها ، این منظره که تا حال خیالش را هم نکرده بودم ، مرا بر آن داشت که بار دیگر این سخنان را تکرار کنم (( شرق که در هر قصبه کوچکش کاخ بوکینگهام بریتانیای کبیر بر پا می دارد و در تجملات داخلی مستغرق می شود ، سالها بعد بفکر مبارزه با دشمن خارجی نخواهد افتاد .))
" میس هانا " چیزی به پچ پچ در گوشم گفت که حاجی خان ملتفت شد و پرسید :
- خانم کوچکه چه میخواهند ؟
من نتوانستم جواب خان را بدهم ، چون که دختر از من پرسیده بود که ( چرا دختر ها و عروس های خان سر میز چای نمی آیند ؟ )
و خان انگار که متوجه سئوال او شده بود ، بی آنکه منتظر جواب بماند ، گفت :
- چنین عادت کرده اند ، اما من شخصاً طرفدار تَرک آن هستم ، ما از خیلی جهات متجدد هستیم .لباسمان ، قیافه مان ، و وسایل و شیوه زندگی مان همه در حال گرفتن شکل زندگی اروپایی بخود است . اما از جهاتی و از آن جمله از جهت مناسبات خانوادگی و ..به همان حالت اول باقی مانده ایم . این هم حاکی از آن است که ما هنوز به ظاهر متجدد شده ایم و باطناً همان خاکیم که هستیم . این را هم باید بگویم که در اینگونه موارد دختر ها از مادرشان و عروس ها از شوهران شان تبعیت می کنند.
پسر خان هنوز سرپا ایستاده و منتظر دستور پدرشان بودند . به گفته رییس پست و تلگراف تاکنون دیده نشده بود که پسران ، دختران و عروسان خان بدون اجازه او در حضورش نشسته باشند . لحظاتی بعد از آن بود پسرانش را پیش خواند و دستور داد
- بنشینید .
ابتدا محمد علی خان ایمن الایاله ، سپس صمصام لشکر ، پسر دوم خان جلو آمدند و نشستند . کمی بعد خان باز خطاب به آنها گفت :
- اجازه میدهم که خانمها و خواهران تان هم بیایند اینجا . این خانم ها هم اینطور می خواهند.
پسرهای خان تعظیمی کرده ، ازتالار بیرون رفتند . کمی بعد دو دختر و دو عروس خان وارد تالار شدند و سلام کردند و در کنار همدیگر ایستادند . با لباس های ابریشمی رنگارنگ مثل چهارتا طاووس می میماندند . عروس ها مثل سیبی بودند که از میان دو نیم شده باشند . تنها فرقی که با هم داشتند این بود که یکی بفهمی نفهمی بزرگتر از دیگری بود . به گفته رییس پست و تلگراف آنها دوخواهر بودند که با دو پسر خان ازدواج کرده بودند ....حاجی خان خطاب به عروسها و دختر ها گفت :
- دختر هایم ، بساط چای را اداره کنید .
گفتن همان بود و دور سماور جمع شدن آنها همان ، جالب توجه آنکه تا زمانی که عروسها در تالار بودند ، پسر های خان به آنجا نیامدند . ما چای میخوردیم و حاجی خان ، رفیق علی اکبر و رییس پست و تلگراف قلیان می کشیدند . ...
گفتند که عروسها در تهران زندگی کرده و در تهران تحصیل کرده اند . آنها تنها تابستانها به لیوارجان می آیند . نام عروس بزرگ سروناز و ونام عروس کوچک سمن سا بود . نام دختر بزرگ میشکوب و نام دختر کوچک ایراندخت بود . پسر بزرگ حاجی خان در تهران در اداره مالیه و پسر کوچکش در نظام خدمت می کرد . ساعت یک بعد از نصف شب شام آوردند . از گوشت گوسفند هایی که پیش پایمان ذبح کرده بودند ، اثری در سفره ندیدم . همه غذا ها از گوشت مرغ و جوجه تهیه شده بود . تنها مشروب سفره عبارت بود از شربت های شیرین و معطر . وقتی ما خواستیم از سر سفره بلند شویم خان گفت :
- من هر شب بعد از صرف شام کمی در ایوان قدم میزنم .
ما هم همراه او در ایوان قدم زدیم . بعد از نیم ساعت میس هانا و همسر رییس پست و تلگراف به اتاقی رفتند ، من و رییس به اتاقی دیگر رفتیم و بلافاصله در بستر هایی که برایمان آماده کرده بودند به خواب رفتیم .
رییس پست وتلگراف و من پیش از همه از رختخواب بیرون آمدیم و دست و رو شستیم . وقتی پا به ایوان گذاشتیم ، متوجه شدیم که حاجی خان پیش از ما بیدار شده است . روبروی هم نشسته بودیم و گپ می زدیم که یکی از نوکران او پیش آمده ، سری به تعظیم خم کرد و گفت :
- حمام حاضر است جناب خان . و خان بطرف ما برگشت وگفت :
- امروز حمام قرق است و کسی از رعیت به آنجا راه داده نخواهد شد . دستورش را شب داده ام ، تا خانم ها بیدار شوند شما میتوانید بروید و استحمام کنید . ما هم به اتاق برگشتیم و لباس زیر برداشتیم . نوکر های خان بقچه هایمان را از دستمان گرفتند و مارا تا حمام همراهی کردند .
حمامی بود ساخته شده از مرمر سفید و بسیار با شکوه . وقتی روی فرش سکو نشستیم دو نفر حمامی جلو آمدند و خواستند لباسهای مارا از تنمان در آورند . اما ما رضایت ندادیم ........
............. وقتی از باغ برگشتیم خانم ها از حمام برگشته بودند . نشستیم و چای خوردیم و پس از آن حاجی خان گفت :
حالا هم بفرمایید ارثیه ای را که از عباس میرزا به مادرم رسیده تماشا کنید . از دوازده اتاق دیدار کردیم که همه مفروش بود حاجی خان تاریخ قالی هایی را که کف اتاقها را زینت داده بود ، برایمان می خواند وقتی در یکی از اتاقها را باز میکرد ، گفت :
- اینجا اتاق مادر خدا بیامرزم است . تمام اشیای این اتاق از پدر بزرگم مانده است . قالی ها و قالیچه هایی که از بافته شدنشان دویست سال می گذشت ، مثل آن بود که تازه از دار قالی پایین آورده باشند در رنگ آمیزی شان هیچ تغییری به چشم نمی خورد . کف سالن بزرگ را سه قالی بزرگ پوشانده بود قالیچه های ابریشمی کوچک را لوله کرده ، و برای جلو گیری از موریانه زدگی با برگ های توتون پوشانده بودند . تختخواب بسیار ظریف و زیبایی از عاج که اطرافش با فیروزه و یاقوت تزیین گردیده بود ، در گوشه ای به چشم می خورد . روی آن لحاف قلمکار ، بالش زرنشان ، تشک مخمل گرانبها بود . هر جای رختخواب با مرواید و زمرد گلدوزی شده بود . یکی از اشیای عتیقه موجود در اتاق، قلمدان عباس میرزا بود . روی آن صحنه ای از حمله عباس میرزا به گنجه نقاشی شده بود . قرآن مذهبی که عباس میرزا در جنگها به گردن می آویخت ، نسخه خطی پنجاه صفحه ای تاریخ نادر به خط عباس میرزا و نقاشی ها و تابلو هایی که که همان شاهزاده هنرمند خود کشیده بود همه در صندوقچه ای چرمی نگهداری می شد . قباله ها ، نامه ها و دست نوشته هایی که در بقچه ای از اطلس پیچیده بودند ، بسیار جالب بود . قطعه شعر هایی را هم که عباس میرزا با تخلص (نائب ) سروده بود ، در آنجا دیدیم . اکثر شعر ها به ترکی بود . حاجی خان آهی کشیده ، گفت که (( علت اینکه هیچ یک از شعر ها در تذکره ها وارد نشده ، این است که به ترکی سروده شده اند .)) من چند شعر ترکی اورا یاد داشت کردم و در عین حال مخمسی را که از یکی از سروده های فضولی تضمین شده بود ، رو نویسی کردم . ...........
..........جانماز عباس میرزا ، تسبیح مروارید فتحعلی شاه ، انفیه دان ، قلیان ، انگشتری محمد شاه ، گردن بند ، دستبند های مادر عباس میرزا ، عرقچین های زر دوزی و قلابدوزی شده با سنگ های قیمتی و اشیای نفیس دیگر را از نظر گذراندیم . اما تماشای همه آثار عتیقه موجود برایمان ممکن نشد زیرا که حاجی خان پیر ، دیگر از دادن توضیحات در باره آنها خسته شده بود .
وقتی از اتاق خارج می شدیم ، میس هانا به طرفم برگشت و به لحنی تاسف بار گفت :
- حیف این ثروت تاریخی که میلیونها ارزش دارد . اینها توی اتاقهای سنگی به تدریج از بین میرود . واقعاً هم جای تاسف بود . از اتاق های دیگر نیز بازدید کردیم . اشیای عتیقه حد و حساب نداشت . حاجی خان آهی کشید و گفت :
- پدرم یک عالم ثروت داشت . پاد شاه مثل مردمک چشم خود دوستش داشت . هر حکومتی که با دولت ایران کاری می داشته ابتدا به سراغ پدر بزرگم می رفته است . و اکنون اولاد او از دست محمد اف های گنجه ای دست از همه چیز برداشته ، می خواهند بجای دیگری فرار کنند . لعنت بر این روزگار دون !
و من نویسنده وبلاگ آرزو میکنم مسئولین شهرستان جلفا برای حفظ باقیمانده آثار گرانبهای تاریخی این منطقه که شاید در گوشه پستوی خانه ها خاک میخورد و خود این بناهای تاریخی که وجب به وجبش تاریخ گویای این مرز و بوم است و به مرور زمان از بین میروند ، موزه ای از باز سازی یکی از این بنا ها ( حمام جلفا ، خانه خان یا ساختمان جدیدی در کنار تپه باستانی کؤل تپه ) تاسیس نمایند و این آثار را در آنجا ها گرد آوری فرمایند.
منبع : کتاب رمان زیبای تبریز مه آلود ( خلاصه شده از متن کتاب )

۱۳۸۷ شهریور ۲۲, جمعه

رویداد های مهم منطقه

پل چوبی
ریدادهای مهم منطقه

1 - در پی قرار داد ننگین ترکمن چای در تاریخ 1243 ه .ش (1828 م ) جلفا بعنوان یک شهر مرزی از ایالت نخجوان جدا شد .
2 – افتتاح راه شوسه مرند – جلفا (1285 ه.ش – 1906 م ) که توسط روس ها احداث شده بود
3 – افتتاح پل آهنی و راه آهن تبریز – جلفا 1294 ( 1913 م ) بعنوان اولین خط آهن و ایستگاه کشور .
اولین ایستگاه راه آهن ایران (جلفا )

4 – افتتاح سه مدرسه چهار کلاسه در منطقه 1305 ه. ش
5 – صدور شناسنامه (سجلی)یا همان ورقه هویت به اهالی منطقه درآذرماه 1307 ه.م
6 – با تاسیس اداره ثبن اسناد در مرند در 1311 ه.ش برای ارضی و مستغلات شهرستان سند صادر گردید .
7 – تاسیس پاسگاه انتظامی تحت نام کمیساریای علمدار گرگر 1312 ه.ش. ( لازم به توضیح است که در این تاریخ علمدار گرگر به صورت یک شهر واحد در آمد و از حالت روستایی خارج شدند ) .
8 – کشف حجاب رضا خانی در منطقه و در مدرسه نظامی علمدار 17 / 10 / 1314
9 – سفر رضا شاه پهلوی به همراه ولیعهد و شیخ خزعل به منطقه از طریق راه شوسه ( 1315 ه . ش ) .
10 – سفر رضاشاه پهلوی به منطقه بوسیله قطار ( 1318 ه . ش. )
11 – افتتاح مدرسه چهار کلاسه در سیه رود با حمایت مرزبانی در تاریخ 1318 ه. ش.
( توضیح اینکه مدرسه فوق به همت جعفر قلی بیک هادی در قریه سیه رود ایجاد شد . )
12 – افتتاح بهداری به مدیریت دکتر محمد علی ممدوحی در علمدار گرگر ( 1319 ه.ش.)
13 – افتتاح مدرسه لیوارجان و سیه رود بنام امیر معزی ( به مدیریت صالح تقی پور زارعی ) و داران بنام مدرسه جلوه داران ( به مدیریت تقی هوشمند علمداری ) دایر گردید .
14 – تجاوز ارتش شوروی و روس در سوم شهریور 1320 به خاک ایران .
15 – احداث پل چوبی بر روی رودخانه ارس ( شروع 1329 – اتمام 1322 ه. ش. )
16 – نمایندگی آموزش و پرورش در سال 1334 ه . ش. در منطقه دایر گردید .
17 – سفر محمد رضا شاه به منطقه در جریان تقسیم اراضی و اصلاحات ارضی (1348ه.ش.)
18 – طغیان رود خانه ارس و زیر آب رفتن قسمتهایی از جلفا و روستاهای اطراف (1348
ه . ش . )
19 – سفر دوم محمد رضا شاه پهلوی به منطقه ( 1349 ه.ش.)
20 – سفر امیر عباس هویدا نخست وزیر وقت به منطقه جلفا ( پاییز 1354 ه. ش. )
21 – آتش سوزی عظیم گمرک جلفا و از بین رفتن میلیاردها ریل کالا در مرداد 1355 ه.ش.

منبع : یادداشتهای آقای شاپوری
اینترنت

رخدادهای مهم منطقه در بعد از انقلاب اسلامی بزودی در همین وبلاگ . راستی رخداد های مهم بعد از انقلاب کدام است در صورت امکان یاریم فرمایید آدرس ایمیل من :
Hgsad2003@gmail.com

۱۳۸۷ شهریور ۱۸, دوشنبه

میرزا خرم کردشتی


خرم كردشتي


نامش‌ ميزا علي‌ ملقب‌ به‌ معلم‌ كل‌، فرزند ميزا خرم‌ كردشتي‌ كه‌ در حدود 90 سال‌ عمر كرده‌ و تا سال‌1281 ه‌ ش‌ در قيد حيات‌ بوده‌ است‌. او از فضلا بود و تأليفات‌ زيادي‌ دارد. كتاب‌ وي‌ بنام‌ در افشان‌ كه‌ به تقليد از گلستان‌ سعدي‌ نوشته‌ شده‌ نشانگر استعداد و ذوق‌ سرشار اوست‌.
خاور در لغت‌ عرب‌ و داشتن‌ لغات‌ مشكله‌ بصيرت‌ كامل‌ داشته‌ و مانند پدر خود در علم‌ طب‌ ماهربوده‌ است‌.
خاور اشعار و قصايد زيادي‌ دارد غزل‌ زير در استقبال‌ از غزل‌(يغما‌ جندقی ‌) ساخته‌ است‌.
مرا ديوانه‌ چون‌ كردي‌ بيا اي‌ زلف‌ زنجيري
‌به‌ غير از قيد بر مجنون‌ بنا شد هيچ‌ تدبيري‌
به‌ گفتم‌ ناله‌ دلسوز من‌ فرياد رس‌ آيد
زناله‌ حاصلم‌ چيزي‌ نشد اي ‌آه‌ تاثيري‌
شكايتها بسي‌ اي‌ آسمان‌ از تو
كني‌ تا چند با ما كجروي‌ اي‌ چرخ‌ تغييري‌
به‌ جنگ‌ شهر يغما كس‌ نرفته‌ جز تو اي‌ خاور
معينت‌ باد يزدان‌ چون‌ فكندي‌ پنجه‌ با شيري‌
خاور تخلص‌ شعري‌ ميزا علي‌ بود ور در سرودن‌ اشعار گوناگون‌ مهارت‌ خاص‌ داشته‌ از جمله‌ ملمع‌،زير را در جواب‌ شيخ‌ سعدي‌ گفته‌ است‌.
چنين‌ غافل‌ از پي‌ حسناتي‌
تو رفته‌ بر عقباتي‌ زهجر كعبه‌ رويت
‌روان‌ زدجله‌ چشمم‌ هزار شط فراتي‌
برون‌ زخاك‌ قراداغ‌ رفتن‌ تو عجب‌ نيست
‌لان‌ نبع‌ عين‌ الحيوه‌ في‌الظلمات‌(میرزا به‌ نقل‌ تاريخ‌ ارسباران‌ معلم‌ كل‌،ميرزاعلي‌) دراهر‌ باغي‌ نيز بوده‌ كه‌ بنام‌ خودش‌ حالا باغ‌ميزاعلي‌ ناميده‌ مي‌شود.
ميرزا خرم‌ كردشتي‌گويي‌ كه‌ قدح‌ پر كن‌ و كج‌ دار مريض فرمان‌ برم‌ و چون‌ كنم‌ چاره‌ ندارم‌
ميرزا خرم‌ كردشتي‌ متولد 1311 ش‌ در روستاي‌ كردشت‌ از محال‌ گرمادوز قراجه‌داغ‌ است‌. اوازشعراي‌ ارسباران‌ و از ارادتمندان‌ كمر بسته‌ كاظم‌ خان‌ قراجه‌داغي‌ بوده‌ است‌.
او در طبابت‌ استادي‌ و مهارت‌ تام‌ داشته‌ و اشعار خوب‌ مي‌گفته‌ است‌.
روزي‌ يكي‌ از دشمنان‌ كاظم‌ خان‌ مريض‌ مي‌شود و خرم‌ را براي‌ طبابت‌ به‌ خانه‌اش‌ دعوت‌ مي‌كندكاظم‌ خان‌ دستور مي‌دهد به‌ جاي‌ معالجه‌ او را بكشد. ولي‌ خرم‌ به‌ مقتضاي‌ انسانيت‌ و اصول‌ مقدس‌طبابت‌، آن‌ مريض‌ را معالجه‌ مي‌كند و مورد عتاب‌ و غضب‌ كاظم‌ خان‌ قرار مي‌گيرد و اين‌ بيت‌ رافي‌البداهه‌ مي‌گويد:
گويي‌ كه‌ قدح‌ پر كن‌ و كجدار و مريز
فرمان‌ برم‌ و چون‌ كنم‌ و چاره‌ ندارم‌
و روي‌ اين‌ جريان‌ كاظم‌ خان‌، خرم‌ را به‌ اهر تبعيد كرد و خرم‌ در آنجا ماند و مشغول‌ كار شد و درسال‌ 1204 ش‌ فوت‌ كرد.
خرم‌ نيك‌ محضر و شيرين‌ سخن‌ بود. در هفتاد سالگي‌ ديوان‌ خود را جمع‌آوري‌ كرده‌است . در سال‌ 1267شمسي‌ اشعار خرم‌ با ديوان‌ مظهر خويي‌ در يك‌ جلد چاپ‌ شد ديوان‌ او حاوي‌ يك‌ هزار و 600 بيت‌مي‌باشد. (دانشمندان‌ آذربايجان‌)
نازت‌ كشم‌ من‌، تا چشم‌ باز است / ‌اما ندانم‌، باز اين‌ چه‌ ناز است‌
چون‌ مي‌كشم‌ سر از پاي‌ / دلبرمسكين‌ كبوتر، در چنگ‌ باز است‌
محمود با آن‌ حشمت‌ چه‌ سازد / جانش‌ چو اندر دست‌ اياز است‌
خرم‌ رسد كي‌، دستم‌ بر آن‌ ماه / ‌من‌ در نشيبم‌، او در فرازاست‌ .
در غزلي‌ ضمن‌ تفاخر به‌ زادگاهش‌ چنين‌ اشاره‌ مي‌كند:
اي‌ يار وفا آيين‌ وي‌ مونس‌ دمسازم
‌بگذار كه‌ تا دستي‌ بر گردنت‌ اندازم‌
من‌ شيفته‌ رويت‌ امروز نگرديدم
‌بر طلعت‌ تو عاشق‌ كردند زآغازم‌
خواهم‌ كه‌ برم‌ روزي‌ سوي‌ چمن‌ كويت
‌اما چه‌ كنم‌ گردون‌ بسته‌ ره‌ پروازم‌
ديوان‌ من‌ ار خواني‌ روزي‌ تو نمي‌داني
‌من‌ خرم‌ كردشتم‌ يا سعدي‌ شيرازم‌
ميرزا خرم‌ جد خانواده‌ خرم‌ نسبت‌ به‌ خلفاء بوده‌ است‌ و در سال‌ 1241 هجري‌ قمري‌ فوت‌ كرده‌است‌.

منبع : اینترنت
یادداشتهای منصور حسینقلیزاده گرگری
کتاب جلفا از دیر باز تا کنون

۱۳۸۷ شهریور ۱۶, شنبه

روستای دوزال شهرستان جلفا


دوزال‌

اين‌ روستا در فاصله‌ 71 كيلومتري‌ از هاديشهر واقع‌ شده‌ و به‌ علت‌ نزديكي‌ به‌ كناره‌ رود ارس‌ آب‌ وهواي‌ آن‌ معتدل‌ مي‌باشد شغل‌ اكثريت‌ مردم‌ اين‌ روستا كشاورزي‌، دامداري‌، كارگري‌ و باغداري‌ است‌.باغداري‌ ركن‌ اساسي‌ اقتصاد اين‌ روستا را تشكيل‌ مي‌دهد.
محصولات‌ كشاورزي‌ عمده‌ روستا : گندم‌، جو، لوبيا، برنج‌ محلي‌ و...است‌.
تربيت‌ كرم‌ ابريشم‌ نيز در اين‌ روستا رونق‌ دارد از جمله محصولات باغی این روستا به انجیر ، انار و سیب میتوان اشاره کرد . نزديكي‌ به‌ كناره‌ رود ارس‌ و مساعد بودن‌ آب‌ و هوا ومناسب‌ بودن‌ خاك‌ جهت‌ گشت‌، محصولات‌ كشاورزي‌ باعث‌ گرديده‌ تا كشاورزي‌ از رونق‌ بيشتري‌برخوردار گردد.
اكثر زمينهاي‌ زير كشت‌ اين‌ روستا بصورت‌ آبي‌ مي‌باشد. منبع‌ تأمين‌ آب‌ اين‌ روستا از ناحيه‌كوهستاني‌ كامتال‌ تأمين‌ مي‌شود. كه‌ از آن‌ محل‌ تا روستا لوله‌ كشي‌ شده‌ است‌
صنايع‌ دستي‌ چشمگيرنيست‌.

به‌ جهت‌ واقع‌ شدن‌ امامزاده‌ شعيب‌ " مقبره یکی از نوادگان امام موسی کاظم (ع) " كه‌ از زيارتگاههاي‌ مشهور اين‌ منطقه‌ مي‌باشد ، و هر سال تعداد زيادي‌ ازمردم‌ محل‌ و ساير نقاط آذربايجان‌ جهت‌ زيارت‌ به‌ اين‌ محل‌ مسافرت‌ مي‌نمايند . اين‌ امامزاده‌ بعد اززيارت‌ سيد محمدآقا اهميت‌ دارد.

امكانات‌ روستا

این روستا قبل از احداث جاده مرزی و ترانزیتی ، مانند سایر روستا های منطقه قره داغ در انزوای کامل به سر می برد ولی با احداث این جاده بر رونق این روستا و روستاهای این منطقه افزوده شد . روستا دارای مدرسه ، مخابرات و پاسگاه و .. میباشد

جمعیت

نتیجه آمار سرشماری نفوس و مسکن سال 1385

خانوار : تعدادخانوار 111
جمعیت : کل 496 ، مرد 252 ، زن 244
جمعیت باسواد : کل 324 ، مرد 177 ، زن 147
جمعیت بیسواد : کل 115 ، مرد 41 ، زن 74

برج دوزال

برج امامزاده شعیب در روستای دوزال در 65 کیلو متری جلفا و 20 کیلومتری شمال خروانق بر فراز کوهی مشرف بر رود ارس واقع شده است . این بقعه در واقع برج آجری هشت ضلعی بلندی است که بر روی یک قاعده سنگی استوار گردیده است . در هر ضلع طاق نمایی بلند با طاقی جناغی به چشم میخورد و در قسمت فوقانی برج ، حاشیه ای از تزیینات معرق با کاشی های لاجوردی و فیروزه ای به عرض 110 سانتیمتر دور تا دور بنا را پوشانده است . در قسمت غربی برج نیز کتیبه ای از کاشی فیروزه ای نصب گردیده که روی آن عبارت " عمل استاد محمد بن جمال احمد " مشاهده میشود

تصاویر از : سایت هادیشهر

۱۳۸۷ شهریور ۱۴, پنجشنبه

هادیشهر کانون زلزله

خليل ساعي در گفتگو با خبرنگاران فزود:‌در اين زمين لرزه تنها يكي از شهروندان ساكن در كانون زلزله دچار مصدوميت جزئي شد كه با مداواي سرپايي مرخص شد. وي در عين حال وارد آمدن خسارات مالي را رد نكرد و افزود: خسارات احتمالي با اعزام اكيپ‌هاي ستاد حوادث غيرمترقبه شهرستان‌هاي مرند و جلفا به محل حادثه در دست بررسي است. به گفته دبير ستاد حوادث غيرمترقبه آذربايجان شرقي، كانون زمين لرزه در روستاي «هرزند عتيق» و «عريان تپه» از توابع شهرستان مرند بوده است. ساعي با بيان اينكه گزارش‌هاي اوليه حاكي از تركيدگي ديوارهاي مناطق زلزله ديده است، تصريح كرد: تا يك ساعت ديگر جزئيات مربوط به خسارات مالي اين حادثه اطلاع‌رساني خواهد شد. وي با اشاره به ارتباط تنگاتنگ ستاد حوادث غيرمترقبه آذربايجان شرقي با مركز زلزله‌نگاري تبريز گفت: بعد از زلزله ۲/۵ ريشتري، ۱۹ پس‌لرزه كمتر از۸/۲ درجه در مقياس ريشتر ثبت شده كه بيانگر آن است كه زمين لرزه ۲/۵ ريشتري زلزله اصلي بوده است. دبير ستاد حوادث غيرمترقبه آذربايجان شرقي تاكيد كرد: ساكنان منطقه خونسردي خود را حفظ و نگران نباشند.

۱۳۸۷ شهریور ۱۳, چهارشنبه

زلزله در شهرستان جلفا


زمین لرزه شدیدی به بزرگی پنج و دو درجه در مقیاس ریشتر لحظاتی قبل در ساعت 12:30 بامداد روز چهارشنبه 13 شهریور 87 ، شهرهای هادیشهر گرگر و جلفا در آذربایجان شرقی را لرزاند.سازمان لرزه نگاری کشور وابسته به موسسه ژیوفیزیک دانشگاه تهران ، شدت این زمین لرزه را پنج و دو دهم در مقیاس ریشتر و در عمق 18 کیلومتری زمین اعلام کرد.شدت این زمین لرزه در تبریز نیز احساس شد و مردم این شهرها و روستاها وحشت زده به خیابان ها ریختند.هنوز از شدت خسارات در این شهرها و روستا های اطراف خبری در دست نیست.خبرگزاری های رسمی تا این لحظه خبری منتشر نکرده اند . گزارش سازمان لرزه نگاری کشور وابسته به موسسه ژیوفیزیک دانشگاه تهران در زیر آمده است.

برای اطلاع دقیق از وضعیت زلزله همین لینک

۱۳۸۷ شهریور ۱۱, دوشنبه

داریوش پیرنیاکان



داریوش پیرنیاکان

داریوش پیر نیاکان، (متولد ۱۳۳۴)، نوازنده تار، سه‌تار و پژوهشگر موسیقی می‌باشد.
زندگی‌نامه
داریوش پیرنیاکان به سال 1334 در بخش گرگر (هادیشهر فعلی از شهرستان جلفا ) از توابع آذربایجان شرقی متولد شد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، وی نزد محمد حسن عذاری و
علی اکبر شهنازی به فراگیری تار پرداخت و مدتی از آموزش‌های مرکز حفظ و اشاعه موسیقی و دانشکده هنرهای زیبا بهره برد. پيرنياكان استاد دانشگاه تهران، عضو هیأت مدیره خانه موسیقی و سرپرست گروه شهنازي می‌باشد و هم‌اینک در کانون فرهنگی عارف و آموزشگاه چاووش به تدریس تار و سه‌تار مشغول است. وی از سال 1359 به برگزاری کنسرت‌ها و آثار موسیقایی متعددی به همراهی محمدرضا شجریان همت گماشت و در داخل و خارج کشور از جمله آلمان ، سوئیس ، انگلستان و فرانسه کنسرت های متعددی را به اجرا گذاشتند . پيرنياكان در نوازندگی تار از شیوه فاخر علی اکبر شهنازی بهره می‌جوید اما در نوانس، صدادهی و رنگ‌آمیزی صوتی به تجربیاتی نو دست یافته‌است. او همچنین نت نگاری ردیف میرزا حسینقلی را به روایت علی‌اکبر شهنازی انجام داده و توسط موسسه فرهنگی هنری ماهور به چاپ رسانیده است. مجموعه قطعاتي از ساخته هاي پيرنياكان نيز با نام جلوه يار توسط همين موسسه منتشر شده است.
آثار
آسمان عشق، به همراهي محمد رضا شجريان
سرو چمان، به همراهی آواز محمدرضا شجریان
پیام نسیم، به همراهی آواز محمدرضا شجریان
دل مجنون، به همراهی آواز محمدرضا شجریان
ياد ايام، همراه با محمدرضا شجريان
رسواي دل، همراه با محمد رضا شجريان
آرام جان، همراه با محمدرضا شجريان
آسمان، به همراهی آواز حمیدرضا نوربخش و گروه شهنازي

منبع : ویکی پدیا
سیمای جلفا (منصور حسینقلی زاده گرگری )

این شعر هم از فریدون مشیری بیادگار

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم


شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم


شدم آن عاشق دیوانه دیوانه که بودم


در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید


باغ صد خاطره خندید


عطر صد خاطره پیچید


یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم


پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم


ساعتی بر لب آن جوی نشستیم


تو همه راز جهان ریخته درچشم سیاهت


من همه محو تماشای نگاهت


آسمان صاف و شب آرام


بخت خندان و زمان رام


خوشه ماه فرو ریخته در آب


شاخه ها دست بر آورده به مهتاب


شب و صحرا و گل و سنگ


همه دل داده به آواز شباهنگ


یادم آید تو به من گفتی ازاین عشق حذر کن


لحظه ای چند بر این آب نظر کن


آب آیینه عشق گذران است


تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است


باش فردا که دلت با دگران است


تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن


با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم


سفر از پیش تو ؟هرگز نتوانم نتوانم


روز اول که دل من به تمنای تو پر زد


چون کبوتر لب بام تو نشستم


تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم


بازگفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم


تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم


حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم


اشکی از شاخه فرو ریخت


مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت


اشک در چشم تو لرزید


ماه بر عشق تو خندید


یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم


پای دردامن اندوه کشیدم نگسستم نرمیدم


رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم


نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم


نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم


بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم.

۱۳۸۷ شهریور ۹, شنبه

ثبت جهانی کلیساهایسنت استپانوس و ننه مریم


ثبت جهانی کلیساهای سنت استپانوس و ننه مریم

سازمان صنايع‌ دستي و گردشگري استان آذربايجان شرقي با همكاري منطقه آزاد ارس جشن ثبت جهاني كليساهاي ايران را در اين استان برگزار مي‌كند. به گزارش ميراث خبر، تراب محمدي، رييس سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع‌دستي و گردشگري آذربايجان شرقي با بيان اين مطلب افزود: ثبت جهاني كليساهاي ايران نشان‌دهنده صلح و دوستي ايرانيان در طول تاريخ است و اينكه ايرانيان با وجود داشتن اديان مختلف، مسالمت‌آميز كنار يكديگر زندگي مي كردند . وي ادامه داد: با توجه به ثبت جهاني دو كليساي ننه مريم و سنت استپانوس كه در استان آذربايجان شرقي قرار دارد اين استان درصدد است با همكاري منطقه آزاد ارس جشن ثبت جهاني كليساها را برگزار كند به گفته محمدي، اين جشن درحد استاني و به منظور معرفي كليساي ننه مريم و سنت استپانوس به جهانگردان و سوق دادن تورهاي گردشگري به سمت استان صورت مي‌گيرد وي همچنين عنوان كرد كه زمان دقيقي براي برگزاري اين جشن مشخص نشده اما احتمالا تا سه ماه آينده در استان برگزار خواهد شد مجموعه كليساهاي ارامنه به عنوان نهمين اثر ايران 16 تير‌ماه 87 در كبك كانادا ثبت جهاني شد

مجموعه ثبت ‌شده كليساهاي ايران شامل سه كليساي اصلي سنت تاتاووس، سنت استپانوس، زور زور و چند بناي اطراف آن، همراه دهكده‌ها و قبرستان است كليساي سنت استپانوس آذربايجان شرقي بعد از قره كليسا در آذربايجان غربي، مهم‌ترين كليساي ارامنه كشور است. اين كليسا مربوط به قرون 10 تا 12 ميلادي بوده و در منطقه جلفا در كنار رودخانه ارس جا گرفته است كلیساي ننه مريم نيز بر اساس روايت پژوهشگران مسيحي و آشوري اين بنا كه ساختمان فعلي‌‌اش متعلق به دوران ساساني است، قبلا آتشكده زرتشتيان بوده است هنگام تولد مسيح، موبدان زرتشتي ساكن اين معبد، ستاره‌اي درخشان را در حال حركت به سوي شرق مي‌بينند، آن را نشانه‌اي از تولد منجي وعده داده شده مي‌يابند و به طرف اورشليم روانه مي‌شوند اين سه موبد كه دو نفر از آنها به اسم‌هاي ملكوم و بلشامر ياد شده‌اند، پس از بازگشت به اروميه، آتشكده را مبدل به كليسا كرده و در آنجا دين مسيح را تبليغ مي‌كنند اين كليسا طي قرون مختلف مورد مرمت قرار گرفته كه معروف‌ترين مرمت آن از سوي يك شاهزاده چيني به نام بافري انجام شده است محمدي همچنين درباره وضعيت معماري دو كليساي ننه مريم و سنت استپانوس گفت: عمليات مرمت و بازسازي دو كليساي جهاني ننه مريم و سنت استپانوس تا پايان امسال تمام مي‌شود وي ادامه داد: با توجه به ارايه پرونده ثبت جهاني كليساهاي





ایران كار مرمت و بازسازي دو كليساي ننه مريم و سنت استپانوس كه در استان آذربايجان شرقي است، شروع شد به گفته رييس ميراث فرهنگي آذربايجان شرقي، هم اكنون 80 درصد كارهاي مرمتي و بازسازي اين دو كليسا انجام شده و تا پايان امسال اين دو كليسا به طور كامل مرمت مي‌شوند وي در پايان از آغاز فصل دوم كاوش هاي نجات بخشي سد خداآفرين خبر داد و گفت: فصل دوم‌ كاوش های نجات بخشي احتمالا به سرپرستي رييس پژوهشكده باستان شناسي به زودي شروع مي شود. همچنين قرار است فصل جديد كاوش هاي باستان شناسي ربع رشيدي به سرپرستي خانم روح انگيز شروع شود .

منبع : سایت خبری منطقه آزاد ارس

تصاویر: از آرشیو عکس وبلاگ و و بسایت شهرستان جلفا

مطلب پست بعدی : هنرمند داریوش پیرنیاکان

۱۳۸۷ شهریور ۶, چهارشنبه

محصولات باغی شهرستان جلفا *انگور*

محصولات باغی شهرستان ( انگور )
محصولات باغی شهرستان جلفا متنوع است و از اواخر اردیبهشت معمولا مردم از میوه ی منطقه استفاده می نمایند اوایل گوجه سبز ، آلبالو ، گیلاس، زرد آلو و .... به بازار می آید که هر کدام از این میوه ها انواع گوناگون دارند یکی از محصولات عمده ی این فصل معمولا آلبا لو میباشد که تقریبا در باغات تمام سطح شهرستان بعمل می آید و قسمتی از در آمد باغدارران از این محصولمیباشد . بعد انواع مختلف زرد آلو به بازار می آید و تقریبا به علت شرایط آب و هوای مناسبی که کناره های رودخانه پر آب ارس دارد در آمد خوبی از این محصول عاید باغداران می شود. بعد به ترتیب سیب و گلابی و هلو و انگور در انواع گوناگون از باغات برداشت میشود . بعد گردو و بادام و حتی پسته نیز از بعضی نقاط شهرستان به وفور برداشت میشود و انار و انجیر و سنجد هم محصول دیگر این شهرستان است اگر بخواهیم حق مطلب را ادا کنیم شهرستان ما گوشه ای زیبا از این کشور می باشد که بغیر از دو سه محصول مخصوص مناطق گرمسیری بقیه ی میوه ها آن هم از نوع مرغوبش به فراوانی در آن به عمل می آید و به کشور های همسایه و سایر نقاط میهن اسلامی صادر می شود و به لطف پروردگار و همت مسئولین دلسوز منطقه بزودی آبیاری دشت گلفرج آغاز و بر محصولات منطقه چندین برابر اضافه خواهد شد بهمین خاطر بر آن شدیم در فرصتهای مناسب از خواص مختلف میوه های موجود در شهرستان برایتان بنویسیم شاید مفید واقع شود در این پست در باره ی انگور و فواید آن با شما صحبت میکنیم: و فراموش نکنیم که خربزه چون عسل هادیشهر ( گرگر و علمدار )این روز ها با قیمت مناسب در میادین شمال و جنوب هادیشهر کام خریداران را شیرین میکند .
انگور
انگور میوه ای لذیذ و شیرین و از نوع میوه های خوشه ای است.
این میوه سرشار از ویتامین های آ ، ب ، ث .. می باشد . همچنین دارای مقداری منیزیم، کلسیم، فسفر و آهن است. یک لیوان(160 گرم) انگور سبز یا قرمز بدون هسته حاوی : 110 کالری انرژی ، یک گرم پروتیین ، 29 گرم کربو هیدرات و یک گرم فیبر می باشد. انگور، منبع خیلی خوب ویتامین سی و منگنز می باشد . منظور از منبع خیلی خوب یعنی 20 درصد یا بیشتر نیاز روزانه ی فرد به آن ماده ی مغذی رابر آورده می کند .
خواص انگور :
یکی از خواص مهم انگور ، تصفیه ی خون و خون ساز بودن آن است . لذا چنانچه از کم خونی رنج می برید ، خوردن انگور قرمز یا یاقوتی را به شما توصیه میکنیم .
افرادی که خیلی لاغرند و می خواهند چاق شوند ، می توانند یک لیوان صبح و یک لیوان عصر آب انگور بخورند .
انگور هم لاغر کننده است ، هم چاق کننده ، به این صورت که اگر انگور را از صبح تا ظهر ، به تنهایی میل کنید لاغر کننده ، و اگر آن را همراه غذا بخورید چاق کننده است .
انگور و آب آن برای کسانی که در اثر یک بیماری طولانی ضعیف شده اند ، بسیار مفید است . افرادی که در دوره ی نقاهت بیماری بسر میبرند و یا ضعف عمومی دارند ، سعی کنند از انگور ، هویج و سیب و هلو به مقدار زیاد استفاده کنند .
البته بهتر آن است که این میوه ها را با هم در آب میوه گیری بریزند و آب میوه مخلوط را در طول روز جرعه جرعه بنوشند .
انگور برای سل، یبوست ، بواسیر و سیاه سرفه اثر شفا بخش دارد .
انگور غذای بسیار خوبی برای مبتلایان به اوره خون بالا و اسیدوز میباشد.
آب انگور تازه برای بیمارانی که دچار ورم کلیه هستند ، نوشیدنی مناسبی است، زیرا ادرار آور است .حتی در این مورد بهتر است به جای شیر به بیمار ، اب انگور تازه داده شود .
به دلیل مقوی و مغذی بودن انگور، برخی از پزشکان عقیده دارند آب انگور تازه نوعی شیر با منبع گیاهی است که مواد غذایی آن به مراتب بیشتر از شیر حیوانی است .
مصرف آب انگور تازه برای کسانی که نارسایی کبد دارند ، توصیه شده است ، زیرا آب انگور عمل ذخیره ی قند در کبد و دفع صفرا را تسهیل میکند . کبد را تقویت و به فعالیت سالم آن کمک میکند .
انگور موجب افزایش اشتها میشود .
انگور سموم بدن را دفع میکندو یبوست را برطرف می سازد .
اگر آب انگور را بر پوست بمالید ، چین و چروک آن را برطرف میکند و پوست را با طراوت میکند .
انگور برای کسانی که مبتلا به ورم مفاصل ، رماتیسم ، نقرس و سنگ کلیه میباشند ، مفید است.
انگور برای کسانی که دچار مسمومیت ، عوارض فشار خون بالا و سو هاضمه ، اختلالات پوستی ، کورک اگزما و نفریت شده اند سودمند است .
آب انگور تازه شیر زنان را زیاد میکند .
انگور در زدودن غم و اندوه و بی تابی شدید ، بسیار موثر است .
انگور عامل مهمی برای بازگشت نیروی عضلانی است .
انگور یک غذای خوب برای سلسله اعصاب می باشد و فشار عصبی را تسکین می دهد .
انگور تازه برای بهبود بیماریهای قلبی بسیار سودمند است .
انگور قند خون را تنظیم می کند . در اثر ورود قند انگور به خون ، نیرویی به وجود می آید که ماهیچه ها به وسیله ی آن کار میکنند .
انگور باعث پاک سازی معده و روده از مواد زاید و مضر میشود .
انگور دو برابر گوشت در بدن انرژی تولید میکند ، ولی برخلاف گوشت اوره ی خون را افزایش نمی دهد .
طبق تحقیقات علمی جدید ، انگور بسیاری از میکروب های بیماری زای داخل بدن را از بین
میبرد.
خواص انگور قرمز:
انگور قرمز از تصلب شرایین و انسداد رگها پیشگیری میکند .
به گفته ی پژوهشگران غلیظ بودن خون ، اکسیداسیون سریع کلسترول ، سفت و سخت شدن رگها دلایل اصلی بروز بیماریهای قلبی و تصلب شرایین است.
این پژوهشگران دریافته اند که با خوردن انگور قرمز ، اکسیداسیون کلسترول ، کاهش می یابد و رگهای خونی منبسط می شوند و خون با سرعت بیشتری در بدن جریان می یابد علاوه بر این ، خوردن انگور قرمز موجب بهبود عملکرد قلب می شود .
انگور قرکز منبع سرشاری از آنتی اکسیدان موسوم به کوئر نستین است . پوست انگور دارای ماده ی سفید رزوراتول است که از تراکم و روی هم انباشته شدن پلاکت های خون جلوگیری میکند و در نتیجه مانع لخته شدن خون در رگها میشود .
موارد احتیاط:
مصرف زیاد انگور باعث دل پیچه و اسهال می شود بنابر این در خوردن آن افراط نکنین . مصرف انگور برای مبتلایان به دیابت مضر است .
مصرف مداوم آب انگور باعث ایجاد سنگ کلیه و رسوبات در دستگاه ادرار میشود . خوردن انگور ترش و نارس ، باعث بروز اختلال در معده میشود.
هسته ی انگور سرد و خشک است و در معده های ضعیف ایجاد نفخ میکند
زیاده روی در خوردن انگور برای کبد و معده مضر است و حتی ممکن است به انسداد روده و معده ختم شود .
خوردن آب سرد بلافاصله پس از خوردن انگور ، برای معده زیان آور است.

۱۳۸۷ شهریور ۲, شنبه

میرزا طاهر خوشنویس


ميرزا طاهر خوشنویس

استاد میرزا طاهر خوشنویس در سال 1306 هجری قمری ، 1267 هجری شمسی در يكي از روستاهای آذربايجان‌(قَ راجه داغ) ، قریه هلق شهرستان جلفا (قریه هلق جلفا جز محال دیزمار و بخش قره داغ )، در يك خانواده روحاني ، ‌پا به عرصه حيات نهاد.
در سال 1309 به تبريز آمد. پدر وي همواره قرآن به همراه داشت. هر ماه يك قرآن ختم مي كرد و از فنون قرائت و تجويد نيز بهره اي داشت.
در پنج سالگي كم كم سواد فارسي و قرآن را به فرزند ياد ميدهد.
در هفت سالگي به مكتب رفته و در يادگيري صرف و نحو عربي و خط نسخ مي كوشدتا در اندك مدتي با مقدمات تحرير خط نسخ آشنا مي شود. چون استعداد سرشار به خوشنويسي در وجودش نهفته بود ،‌بدون تعليم و راهنمايي فقط به يمن ذوق و عشق مفرط به خوشنويسي آنقدر از خطوط شيواي استادان خط مشق مي نمايد تا به كيفيت و رموز و قواعد آن پي مي برد.
در نه سالگي جزء‌سي ام قرآن را براي يكي از كتابفروشي ها مي نويسد و چاپ مي شود. در دوازده سالگي صرف و مير و تصريف و عوامل را مي نويسد آنها نيز چاپ مي شوند. كتاب بعدي استاد ميرزا طاهر خوشنويس در چهارده سالگي معالم (در اصول )‌بود. آن نيز به چاپ مي رسد و هنوز نسخه هاي آن موجود و مورد استفاده طلاب علوم ديني است. سپس به نوشتن قرآن مي پردازد . اولين قرآن را در سال 1321 هجري قمري شروع مي كند و چهار سال تمام كار نوشتن آن قرآن به طول مي كشد.
استاد خوشنويس در سن هفده سالگي شروع به تدريس مي نمايد و 35 سال به شغل شريف معلمي مي پردازد. استاد خوشنويس در عرض شصت و چهار سال فعاليت هنري به تحرير بيش از دويست جلد كتاب،‌رساله علمي ،‌اخلاقي و ديني از قبيل مكاسب، مفاتيح الجنان (شش جلد)، قرآن (بيست و پنج جلد)‌،‌منتهي الامال ، جامع المقدمات ،‌شرح جامي، كتاب رجال‌(پنج جلد)‌كفايت الاصول و ... موفق مي شود.
استاد در سال 1334 شمسي تقاضاي بازنشستگي مي نمايد . آن موقع استاد قريب به هفتاد سال داشت. آخرين كتابي كه وي نوشته ،‌كتاب آسماني قرآن بود كه در سال 1353 هجري شمسي به پايان مي رساند .
سرانجام ايشان پس از سپري نمودن قريب به نود سال عمر پربار خود در سال 1355 هجري شمسي به درود حيات نمود.
شايان ذكر است مقبره استاد ميرزاطاهر خوشنويس در تاريخ 10/11/84 به محل مقبره الشعراي تبريز انتقال یافته و در کنار استاد شهریار به خاک سپرده شد.