بیایید سوم شهریور را بخاطر ایستادگی و شهادت سه سرباز سرافراز ایرانی ، در مقابل قوای تا بن دندان مسلح روس در سوم شهریور 1320 "روز جلفا " نام گذاری نماییم

ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۵, یکشنبه

مهار آتش سوزی در جنگلهای ارسباران


در جریان آتش سوزی درجنگلهای ارسباران (که خبر آن در همان موقع در اینجا به اطلاع رسید .) بدنبال درخواست کمک از طرف فرمانداری شهرستان جلفا ، هیئت کوهنوردی هادیشهر با یک اکیب شش نفره ورزیده از کوهنوردان هیئت توسط هلال احمر شهرستان به منطقه اعزام و با تلاش و کوشش فراوان به همراه سایر نیروهای امدادی در کوتاهترین مدت آتش را مهار و خاموش کردند . افراد این گروه کوهنوردی عبارتند از :
آقایان اسماعیل اکنافی ، احمد بدر نژاد ، ولی شاهورن ، نجف ساسانی ، امیر عالی پوررعدی ، امیر ساسانی .
لازم به یادآوری میباشدکه افراد فوق از طرف اداره محیط زیست استان و هلال احمر شهرستان جلفا مورد تشویق کتبی قرار گرفتند.
وب ارسباران و هادیشهر ضمن قدردانی و تشکر از این افراد برایشان سلامتی و روزگاری خوش آرزو مینماید و همچنین از دوست عزیز آقای رضا دهقان بخاطر اطلاع رسانی ممنون و متشکر هستم .
همشهریان عزیز اگر به خبری برخورد کردند که درج آن ضروری بود ، مارا آگاه فرمایند شماره تلفن و آدرس ایمیل در آرشیو وبلاگ هادیشهر موجود است .

معدن کاوی بلای جان طبیعت ارسباران

سبزپرس- گروه محیط طبیعی: در حالی که منابع آگاه از آذربایجان شرقی خبر می دهند که در جنگل های ارسباران مجوز اکتشاف معادن مس داده شده است، مدیرکل اداره محیط زیست آذربایجان شرقی این موضوع را تکذیب کرد.
بیوک رییسی در گفت و گو با سبزپرس در مورد دادن چنین مجوزی گفت: در هیچ جایی در منطقه ارسباران مجوز اکتشاف معدن داده نشده است.
اما در حالی که رییسی دادن این مجوز را تکذیب می کند، منابع آگاه در منطقه می گویند که در مساحتی 6 هزار متر مربعی در میان جنگل های ارسباران مجوز اکتشاف معدن داده شده است. رییسی تاکید کرد: کسی سراغ ما نیامده تا به او مجوز بدهیم.
او در پاسخ به این پرسش که با این حساب اگر از شما تقاضای مجوز شود آیا آن را صادر خواهید کرد، گفت: خیر، هیچ مجوزی در این منطقه صادر نشده است.
اَرَسباران یا قَره داغ یک ناحیه کوهستانی و جنگلی است که در شمال استان آذربایجان شرقی و جنوب رودخانه ارس با وسعت بیش از۷۰ هزار هکتار واقع شده‌است. ابن ناحیه سرزمین پهناوری است که از شمال به رود ارس و از مشرق به مشکین شهر و مغان و از جنوب به سراب و اوجان و از مغرب به مرند و تبریز محدود است و شهرستان اهر را در بر می‌گیرد.
در بیشتر نقاط غربی و شمالی در اطراف دهات وایقان، وینق، آئینه‌لو، حسن‌آباد و دیزمار جنگل‌های کم‌نظیری وجود دارد که به جنگل ارسبارانی مشهور است. حیات وحش متنوع و گونه‌های گیاهی این منطقه از گونه‌های کمیاب است. میوه جنگلی قره‌قات نیز در جنگله‌ای ارسباران به وفور یافت می‌شود
در ارتباط با این موضوع بخوانید:

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۳۰, سه‌شنبه

یلدا در استانهای مختلف

یلدا دختر سیاه موی بلند بالا ، یادگار نام وطن ، میوه پاییزی ایران ، عروس زمستان در راه است . اورا بر سفره مهر بنشانیم و با نسل فردا پیوندش دهیم ، ایرانی بودن و ایرانی زیستن را فراموش نکنیم ، یلدا پیشاپیش فرخنده باد 
یلدا در استانهای مختلف
هندوانه به ‌عنوان نمادی كروی كه برونش سبز و درونش قرمز است و سمبل خورشید محسوب می‌شود، به ‌عنوان مهمترین میوه بر سر سفره چله قرار می‌گیرد.

ایرانیان قدیم شادی و نشاط را از موهبت‌های خدایی و غم و اندوه و تیره دلی را از پدیده‌های اهریمنی می‌پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوری و شب یلدا و سنت های دیگر در واقع بیانگر این حقیقت است كه ایرانیان پس از رهایی از بیدادگری و ستم به شكرانه بازیافتن آزادی، جشن برپا می ساختند و پیروزی نیكی بر بدی و روشنایی بر تاریكی و داد بر ستم را گرامی می‌داشتند.
استان آذربایجان‌شرقی نیز به عنوان یكی از خطه‌های زرخیز ایران زمین برای زنده نگه داشتن این شب بیادماندنی برای خود آداب و رسوم ویژه‌ای دارند كه به پاره‌ای از آنان اشاره می‌شود. اكثر مردم آذربایجان در شب یلدا چیلله قارپیزی (هندوانه چله) می‌خورند و معتقدند باخوردن هندوانه، لرز و سوز سرما به تنشان تاثیر نداشته و اصلا سرمای زمستان را حس نمی‌كنند. در بیشتر شهرها و روستاهای آذربایجان شرقی رسم بر این است كه كسانی كه نامزد هستند در دوران نامزدی در این شب برای نامزدهای خود خوانچه طبق می‌فرستند و اقوام در هر چه بهتر بودن این خوانچه‌ها كمك می‌كنند. محتویات خوانچه‌ها عبارتند از شیرینی، پرتقال، سیب، انار، هندوانه، آیینه و پارچه كه با پولك و تور تزیین می‌شود. هنگام غروب، زنان فامیل هدایایی به رسم یاری به منزل داماد آورده و به جشن و پایكوبی می‌پردازند.
سپس طبق‌های آماده را بر سر افرادی كه معین شده قرار داده و روانه خانه عروس می‌كنند و مادر عروس پس از تحویل طبق‌ها، هدایای مانند پول، شیرینی، جوراب و دستمال به آنها می‌دهد. فردای این شب مادر دختر تمام طبق‌ها را در اتاق میهمان چیده و از زنان فامیل برای صرف میوه و شیرینی دعوت می‌كند. همچنین علاوه بر فرستادن سهم چله برای نوعروس، در نخستین سال ازدواج زوج های آذربایجانی ، پدر عروس قبل از غروب آفتاب سهم دختر و دامادش را كه شامل هندوانه، میوه، آجیل، شیرینی، یك قواره پیراهنی باكفش و چادری روانه منزل آنها می‌كند.
در آذربایجان سابقا كه ارتباطات به این آسانی نبود از اواخر تابستان مقدار زیادی هندوانه و خربزه در تور می‌گذاشتند و آن را از سقف آشپرخانه آویزان می‌كردند تادر هوای آزاد خراب نشود و یا اینكه در كاه قرار می‌دادند. هندوانه مهمترین خوراك شب چله مردم آذربایجان‌شرقی است.
اغلب مردم در این شب برنج، مرغ و آش شیر پخته و بعداز شام نیز از تنقلات موجود در منزل شامل قاورقا (گندم برشته با شاهدانه) آجیل، لبو، هویچ، حلوای گردو انواع میوه، خربزه، هندوانه و خشكبارهایی چون انگور، بادام و سنجد میل می‌كنند. ریش‌سفید خانواده در حالیكه با چاقو هندوانه را می‌برد، می‌گوید قادا بلامیزی بو گئجه كسدوخ (بلایای خودمان را امروز بریدیم) در تبریز پوستهای میوه و آشغالها را در آب روان ریخته و این رفتار را خوب و خوش یمن می‌دانند. بعد از خوردن تنقلات و میوه در سابق بزرگان خانواده به نقل حكایات و داستان‌هایی از حماسه‌های ملی این سرزمین نظیر، اصلی و كرم، بایاتی خواندن و ضرب‌المثل پرداخته و تا پاسی از شب به صحبت و گفت و گو مشغول می‌شوند.
زنان معمولا تا پایان چله كوچك خانه تكانی نمی‌كنند و اعتقاد دارند اگر در طول این دو چله كسی خانه تكانی كند، چله او را نفرین می‌كند و اگر چله كسی را نفرین كند به نكبت و بدبختی گرفتار می‌شود.


شب یلدا در خراسان به شب چله معروف و دارای پیشنیه دیرینه‌ای است و مردم در این شب با شركت در شب نشینی‌های طولانی و خوردن انواع میوه و تنقلات سعی در بهتر گذراندن طولانی‌ترین شب سال دارند. مردم این منطقه برای استقبال نخستین روز از سردترین فصل سال تا آنجا كه توان مالی دارند، در خرید میوه‌های مخصوص شب یلدا مانند هندوانه، انار و خربزه كوتاهی نمی‌كنند.
بردن هدیه به خانه عروس با عنوان شب چله‌ای از دیگر مراسم شب یلدا در استان خراسان به ویژه مناطق جنوبی این استان است. در این شب برای دخترانی كه به تازگی نامزد شده‌اند، ازسوی خانواده داماد، هدایایی فرستاده می‌شود و خانواده‌های عروس و داماد دور هم جمع می‌شوند. در این شب افراد با جمع شدن در خانه بزرگ فامیل، خواندن شعر و داستان، خوردن شیرینی، آجیل و انواع تنقلات، بلندترین شب سال تا پاسی از شب بیدار می‌مانند.
یكی از آیین‌های ویژه شب یلدا در استان خراسان جنوبی برگزاری مراسم كف زدن است. در این مراسم ریشه گیاهی به نام چوبك را كه در این دیار به بیخ مشهور است، در آب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالی به نام تغار می‌ریزند. مردان و جوانان فامیل با دسته‌ای از چوب‌های نازك درخت انار به نام دسته گز مایع مزبور را آنقدر هم می‌زنند تا به صورت كف درآید و این كار باید در محیط سرد صورت گیرد تا مایع مزبور كف كند.
كف آماده شده با مخلوط كردن شیره شكر آماده خوردن شده و پس از تزیین با مغز گردو و پسته برای پذیرایی مهمانان برده می‌شود. در این میان گروهی از جوانان قبل از شیرین كردن كف‌ها با پرتاب آن به سوی همدیگر و مالیدن كف به سر و صورت یكدیگر شادی و نشاط را به جمع مهمانان می‌افزایند.
اما در استان اصفهان نیز از قدیم‌الایام آیین‌های ویژه‌ای وجود داشته كه كم و بیش هنوز هم ادامه دارد.به باور اصفهانی‌های قدیم، زمستان به دو بخش چله و چله‌كوچیكه تقسیم می‌شد كه موعد چله از اول دیماه تا ‪ ۱۰بهمن بود اما چله كوچیكه از دهم بهمن آغاز می‌شد و تا سی بهمن ادامه داشت. البته آیین برگزاری شب چله در اصفهان به دو نام چله زری (ماده) وعمو چله(نر) تقسیم می‌شود زیرا از گذشته تاكنون همه موجودات و اشیاء را بر اساس جنس مذكر و مونث تقسیم می‌كردند. اصفهانی‌ها دوشب را به عنوان شب چله برپا می‌كردند و آیین‌های مخصوص به این شب را به جا می‌آوردند. آیین شب چله در شهر اصفهان خانوادگی برگزار می‌شده است و خانواده‌های اصفهانی با پهن كردن سفره‌یی با عنوان سفره شب چله، این شب را گرامی می‌داشتند.
هندوانه به‌عنوان نمادی كروی كه برونش سبز و درونش قرمز است و سمبل خورشید محسوب می‌شود، به‌ عنوان مهمترین میوه بر سر سفره چله قرار می‌گیرد. از دیگر بخشهای این آیین در اصفهان قدیم پهن كردن تمام البسه و رخت خوابها در هوای آزاد بویژه در مقابل خورشید با هدف خوش آمدگویی به عمو چله و چله زری بوده است.
در استان كرمانشاه نیز كه از شهرهای باستانی و كهن ایران زمین است، شب یلدا از جایگاه ویژه‌ای در میان مردم برخوردار است و همواره با مراسم زیبا و با شكوهی همراه است. مردم استان كرمانشاه براساس آیینی كهن در این شب بیدار می‌مانند تا با شعر خواندن، قصه گفتن، فال حافظ گرفتن و آجیل خوردن با مادر جهان در زادن خورشید همراهی و همدردی كنند. میوه‌هایی نیز دراین شب خورده می‌شود كه به گونه‌ای نمادی از خورشید است مانند هندوانه سرخ، انار سرخ، سیب سرخ و یا لیموی زرد، قصه‌هایی از عشق جاودانه شیرین و فرهاد، رستم و سهراب، حكایت حسین كرد شبستری و خواندن اشعار زیبا و دلنشین شامی كرمانشاهی در گذشته نقل مجالس شب یلدا در كرمانشاه بود.
آن روزها افراد فامیل بنا بر رسمی دیرینه به خانه بزرگترین فرد فامیل كه معمولا پدر بزرگ و مادر بزرگ بودند می‌رفتند و با تكاندن برفهای زمستان از لباس هایشان در گرمای آرامش بخش كرسی فرو می‌رفتند. افراد فامیل بر سر یك سفره باهم شام می‌خوردند و بر روی سفره مخصوص این شب خوردنیهای متنوعی چیده می‌شد.
خوردنی‌هایی از قبیل آجیل، راحت الحلقوم، مشكل‌گشا، شیرینی محلی دست پخت مادر بزرگها به خصوص نان شیرینی معروف نان پنجره‌ای، كاك و نان برنجی، و میوه‌هایی چون انار، سیب و هندوانه كه نگین این سفره بود. یكی از آداب زیبایی كه شب یلدا در استان كرمانشاه وجود دارد گرفتن فال حافظ است كه مردم با اعتقادات خاص خود رهنمودهایش را چراغ راه مشكلات خود در زندگی قرار می‌دهند.همچنین دختران دم بخت با این كار از باز شدن بخت خود در آن سال خبری می‌گرفتند.
مردم استان زاهدان نیز براساس یك سنت دیرینه در شب یلدا در خانه بزرگ قوم خویش گردهم می‌آیند و به قصه‌هایی كه پدربزرگ‌ها و مادر بزرگ‌ها برایشان نقل می‌كنند گوش می‌دهند.
برگزاری جشن‌ها و نشست‌های خانوادگی همراه‌باگروهی از اعتقادات اسطوره‌ای، شبی خاطره‌انگیز را برای خانواده‌های زاهدانی به‌ خصوص كودكان ونوجوانان فراهم می‌كند. گفتن قصه، گرفتن فال حافظ، بازی‌های دسته‌جمعی نظیر گل یا پوچ و بیان لطیفه و خاطره را از سرگرمی‌های شب یلدا در این منطقه عنوان كرد.
اما آیین شب یلدا در استان مركزی از دیرباز در سه شب متوالی باعناوین شب چله‌بزرگه، چله وسطی و چله‌كوچیكه برگزار می‌شده و خویشان و دوستان سفره‌ای از مهر را می‌گشودند و از هر دری سخنی می‌گفتند. یكی ‌از آیین‌های ویژه یلدا، در استان مركزی دیدار و بزرگان و سالخوردگان فامیل بوده‌است.
در شب‌های چله افراد فامیل در همایشی صمیمی دور كرسی چوبی جمع می‌شدند و به قصه‌های بزرگترها گوش می‌دادند. زنان و دختران روستایی در گرگ و میش شب‌های چله در تكاپو و هیجانی خاص ملزومات غذا و تنقلات ویژه این شب را مهیا می‌كردند وبرای گذران ساعات خوش در كنار فامیل لحظه شماری می‌كردند. آنان درسینی‌های قدیمی مسی درفضای دوده‌گرفته آشپزخانه‌های قدیمی، انواع میوه و تنقلات به ویژه هندوانه، انگور، تخمه و نخودچی كشمش، و خرما را مهیا می‌كردند. دراین شب استثنایی پس از صرف شام و خواندن دعای شكر درپای سفره، همگان در كنار هم، از شادی‌ها و غم‌ها، موفقیت‌ها، اعتقادات، امیدها و بیم‌هاشان می‌گفتند.
بزرگترها و ریش سفیدان فامیل در این شب علاوه بر خواندن اشعار حافظ، سعدی و فردوسی خاطرات و داستان‌های كهن ایران زمین را برای اعضای خانواده نقل می‌كردند.
در شب یلدا، بزرگترها با كودكان هم بازی می‌شدند،پر یا پوچ دزد بازی و مشاعره از جمله بازیهایی است كه در شب چله در مناطق مختلف استان مركزی با مشاركت همه اعضای خانواده رواج داشت. این رسومات تا ‪ ۵۰سال پیش در شهر اراك و سایر مناطق استان مركزی به شكلی فرا گیر وجود داشت اما اكنون به ندرت می‌توان چنین جلوه‌هایی را به چشم دید.
یلدای تهران قدیم نیز با میوه‌های تازه فصل پاییز ، میوه‌های خشك شده تابستان آجیل مخصوص، شیرینی و هندوانه به صبح می‌رسید. تهرانیان قدیم درهمه اعیاد خود سنت حسنه جمع شدن افراد خانواده در منزل بزرگتر خانواده را منظور می‌داشتند و همه فرزندان خانواده در منزل مادر و پدر جمع می‌شدند. از سنن یلدای تهران، صرف میوه‌های تابستانی از جمله هندوانه است كه به دلیل نزدیكی این مراكز كشاورزی با تهران، میوه هندوانه در خوراكی‌های شب یلدای تهرانیان قرار گرفته ‌است.
آجیل شب یلدا نیز از دیگر مصروفات تهرانی‌ها است كه تركیب آن نشانی از اعتقاد و تجربه اهالی تهران قدیم به خواص گوناگون میوه‌های خشك شده است كه با عنوان آخشیج (تضادها) كاربرد داشته است. ولی تهرانی‌ها شب یلدا را همه ساله جشن می‌گیرند تا سنت‌های زیبای قدیم در لابلای زندگی مدرنیته شهرنشینیشان حفظ شود.
مردم استان قزوین نیز همچون دیگر هموطنان ایرانی، این آیین كهن را با رفتن به خانه بزرگ‌ترها می‌گذرانند. به عقیده بزرگ‌ترها آوردن میوه‌های مختلف خشك و تر و میوه‌های سرخ فام كه به شب چره معروف است، همراه با خوراكی‌های دیگر شگون داشته و زمستان پر بركتی را نوید می‌دهد.
در بعضی مواقع كه مادر بزرگ‌ها در آوردن تنقلات تاخیر می‌كنند كوچكترها شعر هر كه نیارد شب چره - انبارش موش بچره سر می‌دهند، كه مادربزرگ در آوردن شب چره تعجیل می‌كند. دراین شب اغلب مردم قزوین با خوردن سبزی پلو با ماهی‌دودی و سپس هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله كشمش، گردو، تخمه، آجیل مشگل‌كشا و انجیر خشك، شب نشینی خود را به اولین صبح زمستانی گره می‌زنند.
به عقیده مادر بزرگ‌های قزوینی اگر دراین شب ننه سرما گریه كند باران می‌بارد، اگر پنبه‌های لحاف بیرون بریزد برف می‌آید و اگر گردنبند مراوریدش پاره شود تگرگ می‌آید. یكی دیگر از آداب و رسوم شب یلدا فرستادن خونچه چله از سوی داماد به عنوان هدیه زمستانی برای عروس است. در این خونچه برای عروس پارچه، جواهر، كله‌قند و هفت نوع میوه مثل گلابی هندوانه، خربزه، سیب، به با تزئینات خاصی فرستاده می‌شود.
از جمله آیین‌های شب یلدا در خراسان شمالی آن است كه خانواده‌ها در این شب‌نشینی شب یلدا تفالی نیز به دیوان حافظ می‌كنند كه این‌كار هم معمولا توسط بزرگ خانواده صورت می‌گیرد. آنان دیوان اشعار لسان‌الغیب خواجه شیراز را با نیت بهروزی و شادكامی می گشایند و فال و مراد دل خود را از او طلب می‌كنند. بازگویی خاطرات، قصه‌گویی پدر بزرگها و مادر بزرگها نیز یكی از مواردی است كه یلدا را برای خانواده‌ها دلپذیرتر می‌كند. یكی دیگر از سنت‌های كهن شب یلدا، چله بردن برای خانواده عروس است. با فرا رسیدن شب چله مردهای جوان طبق‌های آراسته میوه، شیرینی و كله‌قند تزیین شده را به رسم هدیه به خانه عروس جوان می‌برند.
این طبق‌های هدیه كه معمولا مسی است و روی آن با سفره‌های قرمز گلدوزی شده پوشانده شده، پر از ظرفهای بزرگ میوه پیچیده در زرورق‌های رنگین با گل و نوارهای مواج می‌شود.
مردانی این طبق‌ها را بر سر گذارده و در پی یكدیگر با شادی و پایكوبان راهی خانه عروس می‌شوند. خانواده دختر نیز به پاس قدردانی و به رسم یادبود لباس‌ و یاقطعه پارچه‌ای را برای خانواده داماد، در سینی خالی شده هدایا می‌گذارند. اگر قبل از شب چله برف باریده باشد برخی از مردم شهر و روستا در این شب با خوردن برف شیره، با شیرین كردن كام با معجونی از بارش زمستانی، با سردی زمستان آشتی می‌كنند. همچنین بزرگترها با دادن حلوا قلقلی از كوچكترها پذیرایی می‌كنند.
حلوا قلقلی از كوبیده شدن مغز گردو، بادام، كنجد و دیگر دانه‌های روغنی تهیه و سپس در شیره انگور نیز خوابانده می‌شود. اما برخی از افراد كهنسال و نیز آشنایان به فرهنگ مردم در خراسان شمالی همه این آیین و مراسم را بهانه‌ها و ترفندهایی برای گردهم آمدن خانواده‌ها، بجای آوردن صله ارحام و رفع كدورتهای احتمالی بین خویشاوندان می‌دانند. آنان بر این باورند كه پیشینیان در هر فصل به بهانه‌ای سعی می‌كرده‌اند تا اقوام را جمع كرده و صلح، صفا و صمیمیت را در بین آنان حكمفرما كنند
منبع وبزز

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۲۶, جمعه

جُنگ عندلیب قراجاداغی (3)

جُنگ عندلیب قراجاداغی (3)
" به اهتمام استاد اسماعیل زاده "
یکی از ارزشمندترین آثار عندلیب قراجاداغی ، مجموعه  است که او در سال 1802 م (1219 ه ق ) فراهم کرده و نمنه هایی از فرهنگ عامیانه ی آذربایجان و سروده هایی از ادبیات سفاهی مردم را به زبان آذری گرد آورده است و این کتاب خطی از آنجاییکه اولین کتاب حجیمی است که نمونه های فرهنگ و هنر مردم آذربایجان را در خود دارد . در تاریخ ادبیات و فولکلور شناسی آذربایجان از ارزش خاصی برخوردار است و کتابی است که صرفاً به منظور گردآوری فولکلور ترتیب داده شده  ، نه به خاطر سودجویی.
در این کتاب خطی که مسخه ی منحصر به فرد آن در لنینگرادنگهداری می شود . نمونه های زیر از ادبیات مردمی آذربایجان وجود دارد:
( حکایت فاطمه و خسرو ، حکایت ابراهیم ، سلیمان ، حکایت خاسپولاد ، حکایت قلندر ، حکایت یوسف و حکایت عبدالله به اضافه سروده هایی مربوط به "کوراوغلو" که در کتاب فوق وجود دارد به آخر  کتابهای " کوراوغلو " که بعد از سال 1915 م چاپ شده اند ، افزوده شده است .
همچنین 19 سروده ِ ضبط شده در این ومجموعه در بخش آخر جلد چهارم کتاب " داستانهای آذربایجان "تحت عنوان " یروده های مستقل " نقل شده است .
از دیدگاه ((کوراوغلو شناسان)) ، کتاب خطی یا به عبارتی دیگر ، جنگ عندلیب  قاراجا داغی ،دومین اثر مکتوب است که سروده هایی از کوراوغلو در آن ضبط شده است .  و اولین کتاب در مورد سروده ( قوشما ) های کوراوغلو ،در سال 1721 م با الفبای ارمنی ولی به زبان ترکی آذربایجانی توسط  یک بازرگان تبریزی بنام ((الیاس مشق )) در تبریز چاپ و منتشر شده  که در آن ، 13 سروده مربوط به ((کوراوغلو ))جلب نظر میکند .
............
ای گؤز ، بو گلن دلبر طنازه نظر قیل ،
بو جان آلیجی شاهد شهبازه نظر قیل ،
دلبرلر آراسیندا بو ممتازه نظر قیل ،
ایمان آپاران چشم چپ اندازه نظر قیل ،
ییخدی ائویمی شوخ سرافرازه نظر قیل .

ای حوری جنت ، قامو انسان سنه پیشکش،
گؤستر اوزونو ، تا اولا ایران سنه پیشکش،
ائتسین سرینی عاشق نالان سنه پیشکش،
ای جانلار آلان ، بو دل و هم جان سنه پیشکش،
قربانین اولوم ، بیرحه پای اندازه ، نظر قیل .

بوینونو اگر سرو خرامان سنی گؤرجک،
جان تازه لنیر دیده ی گریان سنی گؤرجک،
ترسا بچه لر گتدیلر ایمان سنی گؤرجک،
شب ماه، سحر مهردرخشان سنی گؤرجک،
هر ایکیسی ده گلدیله پیشوازه ، نظر قیل .

آیا بو نه قاشدیر ، بو نه گؤزدور، نه علامت ،
واه واه ، بو نه قددیر، بو نه قامت ، نه قیامت ،
یاغی ، بو نه عشوه ، نه کرشمه ، نه ظرافت ،
آلدین جانیمی چم – خمیلن، قالمادی طاقت ،
بیر ائیله دیگین عشوه ایله نازه ، نظر قیل.

گؤرجک بویونو جلوه ده ، ای سرو گول اندام،
جانیمدا منیم قالمادی نه صبر ، نه آرام ،
ائتین من بیچاره نی نا حق یئره بدنام ،
دوران منه گر ائیله مسه ، سن پرینی رام،
ساللام گئده رم آخری شیرازه نظر قیل .

باخ " عندلیبین " ناله ی افغانینا بیر دم ،
رحم ائیله گیلن دیده ی گریانینا بیر دم ،
سیر ائیله ، گؤزوم، دفتر و دیوانینا بیر دم،
خوش قافیه و صحبت و هم سازه نظر قیل.
ادامه دارد

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۲۱, یکشنبه

آیا درد دریاچه !!! .. ارومیه درمان ندارد ؟

روزی روزگاری ، نه چندان دور همین  نزدیکی ها ، هر وقت دلمان می گرفت  ، وقتی هوس دریا میکردیم ، راهی کناره های دریاچه ارومیه می شدیم و آرامش از دست رفته خود را در اثر کار و درگیری های روزانه درکنار این دریاچه باز می یافتیم .......
حال این دریاچه خود آرامش خود را از دست داده است ، بیمار است و دنبال طبیب میگردد ، ولی کوجا ست آن طبیب حاذق که درد این دریاچه را که روزگار زیادی درمان دردهایمان بود ،  درمان کند ، تب جانسوزی به جانش افتاده است و از عطش لبهایش خشک شده و ترک برداشته است و اگر آن طبیب حاذق پیدا نشود باید بجای دریا کویر نمک تماشا بکنیم وحسرت روزهای گذشته را بخوریم و بکودکان مان بگوییم که اینجا روزگاری دریاچه زیبایی بود که ما به این روزش انداختیم .
حالا این دریاچه دارد نفس های آخرش را می کشد
کسیبدی صبریمی هجرینده غم ، نه چاره قیلیم ؟
ییخیبدی کؤنلومو درد و الم ، نه چاره قیلیم؟
تصاویر گویا تر است ، ببینید
این روز ها دریاچه ی ارومیه شاهد غروبی غم انگیز است

عکاس:علی اصغر شادجو

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۱۸, پنجشنبه

آثار عندلیب قراحاداغی - قسمت دوم

حیاط حمام کردشت
آثار عندلیب قراحاداغی
قسمت دوم - به اهتمام استاد میرزا رسول اسماعیل زاده
اشعار
او در تمام قالبهای کلاسیک و فولکلوریک ، غزل ، رباعی ، مخمس ،مسجع ،معشر ، قوشما ، گرایلی ، حیدری و .....شعر گفته است .عندلیب به حق یکی از نمایندگان سرشناس شعرای ترک زبان آذربایجان است . اشعار او از دو قسمت ادبیات شفاهی و ادبیات کلاسیک آذربایجانی تشکیل یافته است . در ادبیات شفاهی یعنی سروده هایی که خوانندگان محلی ( عاشئق ها ) آن را با ساز و گروه نوازندگان می خوانند و این سروده ها مهارت بیشتری می طلبد، عندلیب تواناییو استادی قابل توجهی نشان داده است و هنوز بسیاریاز سروده های او به صورت ترانه های آذربایجانی توسط خوانندگان محلی خوانده می شود .
عندلیب قراجاداغی ، اولین شاعری است که اشعاری در قالب موسوم به "حیدری "(قایتاری ) شعر گفته است و شنوده را در این سبک واله و حیران میکند . او در اشعارش بیش از همه از عماد الدین نسیمی و ملا محمدفضولی ،تاثیر پذیرفته  و حتی بعضی از غزلهای فضولی رابه زیبایی تضمین کرده است .
عندلیب اشعاری به زبان فارسی هم داشته که بدست ما نرسیده است . در غزلهای او گاهی رایحه ِ ی عرفان و درویش مسلکی به چشم می خورد و بعید هم نیست که در دورانی از زندگانی خود به زیاضت و چله نشینی هم روی آورده باشد .در شعری که شرح حال خود را به "حسین خان "بیان می دارد ، میگوید :
دؤندردیم غزیمتیم وطندن ،
 تبریزه و گاه ایروانه ،
 بیر گوشه ی مسجد اولدو منزل ،
احسنت او منزل و مکانه ،
 اُول بقعه ده بیر نئچه زامانلار ،
 توکدوم در اشک دانه – دانه
و گاهی در اشعارش طعم طنز نیز احساس می شود که برای خوشایند و هم صحبتی دوستانش سروده است .
گرایلی لار
اکمیش
سواد وسمه دن قاشیت ،
بت شیرین مقال اکمیش ،
و یا باغ جنان ایچره،
 ایکی سرو شمال اکمیش ،

اگر طاق عبادتدیر،
 ویا محراب طاعت دیر ،
بو بیر اؤزگه صناعت دیر،
کی ، صنع لایزال اکمیش،

مگر تیغ فلک گوندور ،
ویا دیرناق تویغوندور ،
 ایکی شاخ همایوندور،
 جهان ایچره غزال اکمیش،

آچیب یا عندلیبین پر ،
قونوب سروه پرین سیلکر ،
و یا شاهین شکار ایستر ،
چکیلمیش اوجه بال اکمیش،
ادامه دارد ......

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۱۶, سه‌شنبه

ملا علی عندلیب کوردشتی

ملا علی عندلیب کوردشتی ، ملقب به عندلیب قره جه داغی
به اهتمام : میرزا رسول اسماعیل زاده دوزال  
تذکره نویسان عندلیب قره جه داغی را یکی از توانا ترینو معروفترین شاعران ترک زبان دانسته و در شرح زندگی او می نویسند :
ملا علی از شعرای با احساس و توانای قرن 19 م ( قرن 13 ه ق ) می باشد . وی در روستای کوردشت از محال دیزمار قره جه داغ   در کرانه رود ارس متولد شده و تحصیلات اولیه را در مکتبخانه های آن دیار به انجام رسانده است . از آنجا که این روستا ، از دیزمار  یکی از کانونهای فرهنگ وادب آذربایجان بوده و همیشه شاعران و سخنوران بزرگی از آن برخاسته اند ، بدیهی است که ملا علی از آنان بهره برده و با کتب و .......شعرا آشنایی حاصل کرده است .
عندلیب قره جه داغی بر اساس مقدمه ای که  به " لیلی و مجنون " خودش نوشته  در 15 سالگی در شهر اهر عاشق دختر زیبا روییشده ولی در این عشق ، شکست خورده و به ناله و فغان پرداخته و از این به بعد تخلص " عندلیب " را برای خود انتخاب می کند . در همانجا می گوید : این شکست و ناکامی در عشق ، زندگی و حیات ادبی او را شدیداً تحت تاثیر قرار داده و در اوج گیری شعرش سهم بسزایی داشته است .
عندلیب پس از این ماجرای اندوهبار ، جلای وطن کرده به تبریز و از آنجا به آنسوی ارس به اردوباد و تفلیس و ایروان ( که آن روز ها از شهرهای بزرگ جهان اسلام  و مسلمان نشین بودند . )  مهاجرت کرده و اکثریت عمرش  در شهرهای آذربایجان آن سوی ارس به" میرزه لیک " (منشی گری ) سپری کرده است .  او بخاطر همین شغل دبیری و نویسندگی ، " ملا علی "  گرفته است . و همانگونه که از قدیم الایام در مکتب خانه های آذربایجان معمول بوده است، دانش آموخته گان پس از یادگیری الفبای زبان عربی و فارسی شروع به خواندن عم  جزء یا چرکه را با روش تهجی می نمودند و سپس گلستان سعدی و بعد از آن قرآن را ختم می نمودند که دارای تشریفات خاصی بود و پس از آن  شروع به آموختن کتبی از جمله کلیله و دمنه ، بوستان سعدی ، نصاب ، دیوانهای نظامی ، فضولی ، نسیمی ، و مولانا و دیگر شعرای اسلامی اعم از عربی ، فارسی و ترکی ( عثمانی ، آذربایجانی و جغتایی ) اهتمام میورزیدند .  به دانش آموختگان مکتب خانه آذربایجان در آن دوره ( میرزا ، ملا ) گفته می شد که اعم بود از روحانیون معمم و تحصیل کرده های غیر معمم. به عندلیب قره جه داغی نیز با توجه به این موضوع ( ملا ) گفته شده است . در اسامی اکثر شعرای آذربایجان این عنوان وجود دارد . مانند ملا ولی ودادی ، ملا پناه واقف ، ملا جمعه و غیره ...
عندلیب قره جاداغی بعد از رحل اقامت در " ایروان " در دیوانحانه ی " سردار حسینقلی خان " به منشی گری و نویسندگی پرداخته و به استناد یکی از قصایدش تا سال 1830 م ( 1246 ه ق ) در دیوانخانه ی سردار نویسندگیمی کرده است و لیکن ایام غربت و دوری از وطن را با اضطراباتی شدید گذرانده و ناکام زندگی کرده است .
قوشمالار
نه گؤزل سن
برج لطافتدن اولوب هویدا ،
گئنه مهر رخون ضیالانیبدیر.
هر گؤره نده رعشه دوشر جانیما ،
 مستانه گؤزلرین شهلالانیبدیر .

وه – وه نه گؤزه لسن ؤشوخ و نازنین ،
جبینین منور ، زلفین عنبرین ،
 لبین گول غنچه سی ، بوخاغین نسرین،
یاناغین لاله تک حمرالانیبدیر .

بئله ترک ائیله مز سئوه ن سئوه نی
سنی تاری ، یاددان چیخارتما منی ،
 حق بیلیر کی ، نئجه سئومیشم سنی ،
سرویم زلفون کیمی سئودالانیبدیر .

یار،  مهرینی  مندن کسیب سن گئنه،
مرحمت نظرین سالماسان منه ،
 باشین اوچون سنی سئوه ن کیمسنه ،
مجنون کیمی خلقه رسوالانیبدیر

باغ لطافتده گول ایله گزر ،
سرو گؤرسه قدین ، اوج ائتمز اثر
گلشن حسنینه قیلاندا نظر ،
پریشان " عندلیب " نوالانیبدیر
این مطلب ادامه دارد

سخنان امام حسین ع و فلسفه قیام عاشورا

بسم الله الرحمن الرحیم

اني لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح في امة جدي ،اريد ان امر بالمعروف و انهي عن المنکر و اسير بسيرة جدي و ابي علي بن ابيطالب من به جهت خود خواهي و گردنکشي و فتنه انگيزي و ستمگري خارج نشدم، بلکه به قصد اصلاح امت جدم خروج کردم. مي خواهم به معروف فرمان دهم و از منکر باز دارم و بر سيره جدم و پدرم علي بن ابيطالب (ع) رفتار کنم 
امام حسين (ع) وقتي از مکه به قصد کوفه حرکت کرد، در بين راه به فرزدق برخورد. امام اوضاع عراق را پرسيد، او جواب داد که ؛ دلهاي مردم با شما ولي شمشيرهايشان بر ضد شماست. امام (ع) درباره انگيزه سفر خود به او فرمود :  ان هولاء قوم لزموا طاقه الشيطان و توکو اطاعة الرحمن و اظهر و الفساد في الارض و ابطلوا الحدود و شريط الخور و استاثروا في اموال الفقرا و المساکين انا اول من تام بنصرة دين الله و اعزاز شرعة و الجهاد في سبيله لنکون کلة الله هي العليا اينان جماعتي هستند که از شيطان اطاعت کرده و طاعت رحمان را ترک نموده اند. آنان فساد را ظاهر و حدود الهي را باطل کرده اند، شراب مي نوشند و در اموال فقرا و مساکين طبق ميل خود رفتار مي کنند . من از همه براي ياري دين خداوند و عزيز گرداندن شرع و جهاد در راه خدا سزاوارترم  تا اينکه کلمه الله اعتلا يابد
امام حسين (ع) در نامه اي که به اشراف بصره نوشت فرمود :  و قومو بعثت رسول اليکم بهذا الکتاب دانا ادعوکم الي کتاب الله و سنة نبيه نان السنه . قياميت و اني البدعة قد احييت
من فرستاده خود را با اين نامه بسوي شما روان کردم و شما را به کتاب خدا و سنت پيامبر او دعوت مي کنم. به درستي سنت مرده و بدعت زنده شده است
هنگامي که مروان حاکم مدينه به امام حسين (ع) پيشنهاد کرد که با يزيد بيعت کند ، امام در پاسخ او سخناني را فرمود که هدف از قيام او را روشن مي کند :  انا الله و انا عليه راجعون و علي الاسلام السلام اذ قديليت الامة - براي مثل يزيد؛ وقتي مردم به حاکمي مانند يزيد گرفتار آيند بايد با اسلام خدا حافظي کرد
هنگامي که امام حسين (ع) با سپاه حر برخورد مي کند ، در وقت نماز براي اصحاب خويش خطبه اي خواند؛ در قسمتي از اين خطبه چنين
آمده است :  اما بعد فقد نزل بنام الامه ما قد ترون دان الدنيا قد تغيرت و الحق لا يعمل به والي الباطل لا يتناهي منه ليرغب المومن في لقاء ربه حقا حقاً فاني لا اري الموت الاسعاده و الحياة مع الظالمين الابرما
 وضعيتي پيش آمده که مي بينيد. اوضاع زمانه دگرگون شد، زشتي ها آشکار گشته و نيکيها و فضيلتها رخت بربسته است، از خوبيها تنها جز اندکي به اندازه قطرات ته مانده ظرف آب برجاي نمانده است، مردم چون چهارپايان به زندگي پست و ذلت باري تن داده اند. آيا نمي بينيد که به حق عمل نمي شود و باطل مورد نهي قرار نمي گيرد؟ در چنين روزگاري شايسته است که شخص مومن ديدار پروردگارش بشتابد،براستي من مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمکاران را جز رنج و نکبت نمي بينم
قال الحسین علیه‏السلام لولید بن عقبه
انّا اهل بیت النبوة و معدن الرسالة و مختلف الملائکة و بنا فتح اللّه و بنا ختم اللّه. و یزید رجل فاسق، شارب الخمر، قاتل النفس المحرمة، معلن بالفسق و مثلی لایبایع بمثلهامام حسین ع به ولیدبن عقبه فرمودند
ما اهل بیت نبوت و معدن رسالت هستیم و محل امد و شد ملائکه هستم ..توسط ما خداوند شروع میکند و توسط ما ختم میکند
و یزید مردی فاسق و شارب خمر و قاتل است و اعلان به گناه و فسق است و کسی مانند من با فردی مانند یزید بیعت نمی کند
  الا وان الدعى بن الدعى قد ركز بنين اثنتين ، بين السلة و الذلة ، و هيهات منا الذلة ، ياءبى الله لنا ذلك و رسوله و المومنون ، وحجور طابت و طهرت ، و اتوب حمية ، و نفوس ابية ، من ان نؤ ثر طاعة اللئام على مصارع الكرام ، الا وانى زاخف بهذه الاسرة على قلة العدد و خذلان الناصر 
آگاه باشيد! كه اين فرومايه (ابن زياد) و فرزند فرومايه مرا در بين دو راهى شمشير و ذلت قرار داده است ما كجا و ذلت كجا چرا كه خدا و پيامبرش و مومنان از ذلت پذيرى ما ابا دارند و دامنهاى پاك مادران و مغزهاى با غيرت و نفوس با شرافت پدران ، روا نمى دارند، كه اطاعت افراد لئيم و پست را بر قتلگاه كرام و نيك منشان مقدم بداريم . آگاه باشيد! كه من با اين گروه كم و با قلت ياران و عقب نشينى كنندگان ، براى جهاد آماده ام

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۱۲, جمعه

دوباره آتش در جنگل های ارسباران

خبردار شدیم امروز پنجشنبه ۱۱ آذر جنگل های ارسباران در منطقه ی کرینگان دچار آتش سوزی شده است  . خبر تکمیلی درج خواهد شد   وبلاگ انجمن حمایت از ارسباران

ادامه خبر
 اطلاع یافتیم این آتش سوزی در منطقه ی میان کرینگان و ونستان روی داده و سطحی بوده است. گفته می شود حدود ۶ هکتار از پوشش سطحی زمین دچار آتش سوزی شده است. این چهارمین آتش سوزی در جنگل های ارسباران است و در مجموع بیش از سی هکتار در آتش سوخته است. گفته می شود آتش سوزی چهارم نیز در اثر عامل انسانی بوده است